خلاصه داستان: این سریال داستان دختری را روایت میکند که وقتی میفهمد یتیمخانهای که در کودکی در آن بزرگ شده قرار است به دلیل یک پروژه شرکتی تخریب شود، تصمیم میگیرد وارد دنیای تجارت شود تا به وارث خانواده چو نزدیکتر شود.
خلاصه داستان: بنیانگذار موسسه حقوقی جون هنگ ، کیان هنگ ، و وکیل تازه کار ، چنگ یائو ، از رئیس/کارمند به صاحبخانه/مستاجر در یک خانه مشترک بروید. آنها از نظر کار ، زندگی ، عادات و اصول شروع به مالش کردند و شروع به سقوط کردند ...
خلاصه داستان: کیوسوکه برای دانشگاه به توکیو حرکت می کند و دوست دختر زادگاه خود را ترک می کند. او در یک رابطه با یک زن متاهل که در این نزدیکی زندگی می کند درگیر می شود و در یک مثلث عشق غیراخلاقی گرفتار می شود ، زیرا او در تلاش است تا بین این دو رابطه را انتخاب کند.
خلاصه داستان: فوک چی-هو، کارآگاه سابق پلیس که اکنون به عنوان دادستان عمومی فعالیت میکند، در اولین پروندهاش با مرد جوانی روبهرو میشود که به اشتباه به قاچاق مواد مخدر متهم شده و تحت تأثیر وکیل مدافع فاسد خود، به جرمش اعتراف کرده است.با تحقیق بیشتر، فوک متوجه نقشهٔ یک تیم وکلای فاسد میشود که برای منافع شخصی خود، بیگناهان را قربانی میکنند…
خلاصه داستان: مینگ صالح و یان شرور به یک مأموریت مخفی می پیوندند. مینگ شکست می خورد ، و تبدیل به یک فراری فراموشی شد که به طرح انتقام جویانه یان مجبور شد. آنها قبل از جستجوی زندگی منزوی ، به فتنه های کاخ در معرض بی عدالتی حرکت می کنند.
خلاصه داستان: سریال به حرف دلت گوش کن، سرنوشت عاشقانه مقدر شده بین شاهزاده سردو بیروح جیانگ شینبای که از بیماری ادراکپریشی چهرهای (ناتوانی در تشخیص چهرهها) رنج میبرد. طبیب پرانرژی یان نانشینگ، که هر پانزدهم ماه تغییر شکل میدهد را به تصویر میکشد. آنها در کنار هم، سفری پر از عشق و ماجراجویی را آغاز میکنند، و پیوند سرنوشت خود در دنیای رزمی را کشف میکنند.
خلاصه داستان: : پنج سال پیش، یک توطئه باعث مرگ غمانگیز تمام اعضای خانوادهی “گو جون یائو” شد. او برای انتقام به یک سازمان مرموز پیوست و سالها در آنجا بود شاهزاده “یوه جین چن” بهترین ابزار او برای انتقام بود. اما چه کسی فکرش را میکرد که “بای لیان”، که شبیه یک فرشتهی تبعیدی به نظر میرسید، در واقع یک روح شیطانی و حیلهگر باشد؟ گو جون یائو با دقت تمام قدمهایش را برداشت، اما در نهایت به عروسکی در دستان دیگران تبدیل شد. حالا که آتش انتقام در درونش شعلهور شده و قصر پر از بحران است، او باید چه راهی را انتخاب کند؟
خلاصه داستان: این داستان درباره دو دشمن دیرینه است که بهطور اتفاقی و در جریان یک سری حوادث عجیب به یکدیگر دل میبندند و در نهایت تصمیم میگیرند در کنار هم مبارزه کنند.
خلاصه داستان: در فصل پایانی «بازی مرکب»، گی هون پس از شورش شکستخورده و از دست دادن یک دوست، باید با ناامیدی شدید مقابله کند و تصمیمات سختی بگیرد. بازماندگان وارد بازیهایی مرگبارتر میشوند، در حالی که فرانتمن دوباره ظاهر میشود و برادرش دنبال یافتن جزیره است، غافل از خیانت درون گروه. حال باید دید آیا گی هون میتواند مسیر درستی را انتخاب کند؟
خلاصه داستان: این داستان درباره شوئه فانگ فی، دختر یکی از مقامات محلی ثروتمند است که پس از یک بحران بزرگ همه چیز خود را از دست داد. او توسط جیانگ لی، دختر صدراعظم، نجات پیدا کرد و هویت جیانگ لی را به خود گرفت و به پایتخت بازگشت. در آنجا با کمک فرماندار شیائو هنگ و دیگران، او بر مشکلات بسیاری غلبه کرد، به طور خستگیناپذیر با بیعدالتی مبارزه کرد، پدرش را که به ناحق زندانی شده بود نجات داد، به شیائو هنگ در برقراری عدالت کمک کرد و از مردم عادی حمایت کرد.