خلاصه داستان: داستان درمورد تک پسر به میلیاردر بزرگه که در بدو ورودش به تایلند میفهمه نامزدش قراره با پدرش ازدواج کنه پسرک که بهش خیانت شده مورد حمله قرار میگیره اما دختر فقیری که درازای کمی پول پناهش داده نجاتش مبده کمی بعد با قتل مرد میلیاردر شرکت رو به دست میگیره و حالا دنبال پیدا کردن قاتل پدرشه
خلاصه داستان: داستان درباره چند نفر در دنیای سینماست که هرکدام با حسادت، شکست و ناامنی های درونی خود دست و پنجه نرم میکنند. هوانگ دونگ مان که هنوز موفق به شروع کارگردانی نشده، درگیر احساس بی ارزشی است، در حالی که اطرافیانش هرکدام با مشکلات خودشان روبه رو هستند؛ از تهیه کننده ای که احساساتش را پنهان میکند تا کارگردانی که بعد از شکست فیلمش دچار فشار شده. در این میان، روابط پیچیده و رقابت ها باعث میشود همه آن ها در مسیر پیدا کردن آرامش و معنای واقعی زندگی خود قرار بگیرند.
خلاصه داستان: گوجینژائو پس از سالها دوری از خانواده به خانه برمیگردد و از دختری بیخیال به بانویی نجیب و با نفوذ تبدیل میشود. وقتی بحث ازدواج پیش میآید، سنتها را کنار میگذارد و به باورهای خودش درباره عشق پایبند میماند. اما حالا چند مرد وارد زندگیاش شدهاند؛ هرکدام آیندهای متفاوت پیشنهاد میدهند. گوجینژائو سرانجام کدام را انتخاب میکند؟
خلاصه داستان: جین شیائو، پادشاه آسمانهای مرکزی، در پی آن است که به شیطان کاملیا، هونگ نینگ، کمک کند تا به جاودانگی برسد؛ اما سرنوشت آن دو به شکلی پیشبینینشده در هم گره میخورد. در جشنواره گلها، هونگ نینگ عشقش را ابراز میکند و آرزو دارد ملکه او شود. اما به او هشدار میدهند که شیاطین و خدایان نمیتوانند کنار یکدیگر باشند؛ پس راه جاودانگی را در پیش میگیرد. با رسیدن به جاودانگی، درمییابد که جین شیائو قصد ازدواج با دیگری را دارد. دلشکسته، از جاودانگی چشم میپوشد و به چرخه تناسخ بازمیگردد تا او را از یاد ببرد. ولی…
خلاصه داستان: یه وبلاگ نویس وقتی که درباره حقیقت پشت پرده یه خانواده قدرتمند تحقیق میکرده با یه مدیرعامل آشنا میشه و وارد دنیای سرد و خشکش میشه و این برخورد ها کم کم تبدیل به یه عشق ممنوعه میشن
خلاصه داستان: در سریال چینی جنگ زامبیها : در شهری که از هجوم مردگانِ هولناک و بیماریهای مرموز رنج میبرد، جادوگر «دونگچینگ» پس از سالها انزوا بازمیگردد تا حقیقت را بررسی کند. او که به نیروهای ماورایی و توطئههای انسانی هر دو مشکوک است، سفری خطرناک را برای کشف راز هرجومرج مرگباری آغاز میکند که جانِ شهر شوانچِنگ را تهدید میکند.
.
خلاصه داستان: در شب عروسی ولیعهدبانوی گو چینگیائو، یک آدمکش خونسرد و بیرحم به نام شییی ناگهان برای ترور ولیعهد دست به کار میشود. اما در جریان این حمله، بهطور اتفاقی روح آن دو با یکدیگر جابهجا میشود. گو چینگیائو برای محافظت از همسرش وارد نبردی هوشمندانه و جسورانه با شییی میشود؛ نبردی که با آغاز رسمی یک بازی مرگبارِ ترور، پرده از کشمکشی نفسگیر میان دنیای رزمی و دربار امپراتوری در پشت صحنه برمیدارد…
خلاصه داستان: برنامه ای سرگرمی که به زندگی دو شب و سه روزه اعضای برنامه در یک دهکده ساحلی میپردازه که کلی سفر میکنن و با انواع و اقسام مشاغل مرتبط با دریا آشنا میشن و کلی غذاهای محلی و فصلی میخورن
خلاصه داستان: یک طراح مد موفق که پس از فقدان عزیزانش خودش را در زمستانی از انزوا و بیحسی عاطفی زندانی کرده، به طور اتفاقی با یک طراح انیمیشن خوش روحیه اما زخم خورده آشنا میشود. این دیدار ناگهانی آرامش ظاهری زندگی هر دو را به هم میزند و آنها را به رویارویی با گذشته های دردناک و رازی بزرگ و غیر منتظره میکشاند.
.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ و آشوب، هان یونلینگ، پزشکی جوان، قهرمانانه به نجات جانها میشتابد و همزمان رازهای تلخ گذشتهاش را فاش میکند. او با کمک ژنرال شیائو چی، پیوندی عمیق با او میسازد تا آبروی خانوادهاش را بازگرداند و صلح را بر کشور حاکم کند.