خلاصه داستان: کانگ دو جون پسر یک خانواده پولدار است. او پس از مرگ برادر بزرگترش، تصمیم می گیرد هرگز ازدواج نکند و تمام زندگی اش را وقف خانواده و شرکتشان کند. یک روز به طور اتفاقی با جانگ هی وون آشنا می شود و یک شب را با هم می گذرانند. جانگ هی وون زنی مجرد است که فقط به کارش علاقه دارد و هیچ تمایلی به داشتن رابطه عاشقانه ندارد. او به دلیل طلاق والدینش تصمیم گرفته هرگز ازدواج نکند، اما پس از آن رابطه یک شبه با کانگ دو جون، زندگی اش دچار تغییر بزرگی می شود. او اکنون باردار است
خلاصه داستان: یون بوم یک معلم محبوب و دوست داشتنی در سئول است، اما به دلایلی به یک دبیرستان در شهر کوچکی منتقل میشود. در آنجا با سون جه کیو آشنا میشود؛ او عموی یکی از دانشآموزانش، سون هان کیول است. سون جه کیو مردی درشت هیکل و ظاهرا خشن است، اما در واقع شخصیتی گرم و خوش برخورد دارد. او به یون بوم علاقه مند میشود و احساساتش را کاملا صادقانه و مستقیم به او ابراز میکند.
خلاصه داستان: «وانگچویهوا»، یه کارمند تازهکار و بیتجربه، یهو سر از دنیای یه رمان درمیاره! هنوز گیج و منگِ این اتفاقه که با «جانگسان» روبهرو میشه؛ یه مرد مرموز که اونم مثل خودش از دنیای واقعی اومده، فقط با این تفاوت که ده ساله توی این دنیا قایم شده و یواشکی قدرت جمع میکنه. یکی بدشانسی میاره و دنبال راه نجاته، اون یکی پادشاه پنهانیه که وانمود میکنه هیچی نیست. اما وقتی مجبور میشن دستبهدست هم بدن، تازه بازی اصلی شروع میشه. توطئهها، دشمنها، رازها… همهچی پشتسر هم میاد. ولی از همه بدتر یه پیشگویی شومه که میگه یکیشون قرار نیست پایان خوش این دنیا رو ببینه. حالا باید ببینن میتونن سرنوشت رو دور بزنن یا نه…»
خلاصه داستان: یک صداپیشه مشهور و یک استاد شیمی در فرودگاه با یکدیگر روبرو می شوند. آنها در حالی که صنایع دستی سنتی و طوفان های آب و هوایی را با هم حفظ می کنند، یک پیوند ایجاد می کنند، و تصمیم می گیرند که همراه مادام العمر باشند.
خلاصه داستان: در پی اتفاقات غیرمنتظره، هان زیچینگ، دختر نامشروع نخستوزیر، با جون بئییه، شاهزادهای که به خدای جنگ معروف است، روبرو میشود. آنها درگیر کشمکشهای ملی شده و با هم در برابر جناحهای مختلف میایستند. جون بئییه، با وجود مقام پایین هان زیچینگ به عنوان دختر نامشروع نخستوزیر، تصمیم میگیرد که از او محافظت کند و…
خلاصه داستان: در روزگاران کهن، «هوو جونگرن» ـ قاضی محبوب شهر ـ پس از دیدار از قصر، بهطرز مرموزی ناپدید میشود. دختر باهوش و جسورش، «هوو شیانگجیو»، برای یافتن پدر، شغلی ساده و پایینرتبه در قصر میپذیرد. در این مسیر، او با «فِنگ مو چِن» ـ روباهی اهریمنی و قدرتمند ـ آشنا میشود و این دو در کنار هم پرده از زنجیرهای از رازها برمیدارند؛ رازهایی که…
خلاصه داستان: سه زن به نام های یون را یونگ، کانگ شین جه و هوانگ هیون جین حدود بیست سال است با هم دوست هستند. آنها که در دوران دانشجویی آشنا شده اند، اکنون به عنوان وکیل در موسسه حقوقی ال اند جی کار می کنند و از قربانیان زن دفاع می کنند. سپس رازی مربوط به بیست سال پیش دوباره آشکار می شود و زندگی هر سه زن را به چالش می کشد. آنها در کنار هم می ایستند و با گذشته خود مقابله می کنند.
خلاصه داستان: لی جی هیوک مردی موفق، سرد و البته شوخ طبع است که پس از تجربه ای تلخ، معنای واقعی زندگی را درمییابد. در کنار او، جی اون اُ، دختری پرشور که زمانی عاشق او بوده، و پارک سونگ جه، دوست ثروتمند اما تنها، قرار دارند. روابط بین آنها با پیچیدگیهای عاطفی، تضاد میان عشق، دوستی و بازسازی خود واقعی، گره میخورد.