خلاصه داستان: قاضی فاسد لی هان یونگ، که زمانی مثل یک برده برای یک موسسه حقوقی عظیم کار می کرد، بعد از یک اتفاق به 10 سال پیش بازمیگردد. به او فرصت دوم داده شده و او برای مجازات شرورهای بزرگ تلاش میکند تا عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: کانگ دو جون پسر یک خانواده پولدار است. او پس از مرگ برادر بزرگترش، تصمیم می گیرد هرگز ازدواج نکند و تمام زندگی اش را وقف خانواده و شرکتشان کند. یک روز به طور اتفاقی با جانگ هی وون آشنا می شود و یک شب را با هم می گذرانند. جانگ هی وون زنی مجرد است که فقط به کارش علاقه دارد و هیچ تمایلی به داشتن رابطه عاشقانه ندارد. او به دلیل طلاق والدینش تصمیم گرفته هرگز ازدواج نکند، اما پس از آن رابطه یک شبه با کانگ دو جون، زندگی اش دچار تغییر بزرگی می شود. او اکنون باردار است
خلاصه داستان: زنی هست که دزدی میکنه به خاطر کمک به مردم و شاهزاده ای که با کارآگاهی اونُ پیدا میکنه، بدون اینکه بشناستش و روحشون با هم عوض میشه و مجبور به محافظت از هم میشن.
خلاصه داستان: در جریان جشنواره چراغها، شاهدخت "هوای سی" در یک ضیافت به طرز مرموزی جان خود را از دست میدهد. "لی پِی یی" رئیس گارد و "شیائو هوای جین" از دربار، مأموریت تحقیق درباره این ماجرا را بر عهده میگیرند. "لی پِی یی" و "شیائو هوای جین" سپس مجموعهای از پروندههای عجیب و غریب را در دربار داخلی کشف میکنند که سرنوشت زنان در حرمسرای دودمان تانگ را روشن میسازد. در این مسیر، "لی پِی یی" حقیقت پشت قتلی ده ساله را آشکار میکند....
خلاصه داستان: در اواخر دهه نود، یک ناظر مالی نخبه برای افشای فساد مالی با هویتی جعلی وارد دنیای شرکت های سرمایه گذاری میشود. روبه روی او، مدیرعاملی سرد و حسابگر قرار دارد که به اعداد بیش از احساسات ایمان دارد و گذشته ای مشترک، سرنوشت این دو را به شکلی پیچیده در هم گره میزند.
خلاصه داستان: «وانگچویهوا»، یه کارمند تازهکار و بیتجربه، یهو سر از دنیای یه رمان درمیاره! هنوز گیج و منگِ این اتفاقه که با «جانگسان» روبهرو میشه؛ یه مرد مرموز که اونم مثل خودش از دنیای واقعی اومده، فقط با این تفاوت که ده ساله توی این دنیا قایم شده و یواشکی قدرت جمع میکنه. یکی بدشانسی میاره و دنبال راه نجاته، اون یکی پادشاه پنهانیه که وانمود میکنه هیچی نیست. اما وقتی مجبور میشن دستبهدست هم بدن، تازه بازی اصلی شروع میشه. توطئهها، دشمنها، رازها… همهچی پشتسر هم میاد. ولی از همه بدتر یه پیشگویی شومه که میگه یکیشون قرار نیست پایان خوش این دنیا رو ببینه. حالا باید ببینن میتونن سرنوشت رو دور بزنن یا نه…»
خلاصه داستان: بای گهگِن، سرپرست تیم اجرای پروژه بزرگراه چینگهای–تبت، به همراه همسرش ژانگ چینچین، دختربچهای گمشده را به فرزندی پذیرفتند و او را همچون دختر واقعی خود بزرگ کردند و نامش را «بای جو» گذاشتند. بای جو که در دل صحرای گُبی رشد کرد، تحت تأثیر فداکاری بیچشمداشت خانواده بای قرار گرفت و این سرزمین ساده و سخت او را پرورش داد. او پس از بزرگ شدن، به نیروی پلیس پیوست و به عضویت تیم گشت کوهستان درآمد.
خلاصه داستان: لین یوانهائو و لین لان نماینده کارکنان فنی دادستان هستند و از فناوری پیشرفته حرفه ای برای کمک به دادستان برای حل پرونده های دشوار و غلبه بر پرونده های \"اعتراف صفر\" استفاده می کنند. آنها حقیقت پشت پرونده را می دانند \"...
خلاصه داستان: پارک شی اوهن، که یک دانشمند اوتیسم است، آرزو دارد پزشک اطفال شود. او بر تبعیض های اجتماعی غلبه می کند و از توانایی های استثنایی خود برای رسیدن به رویاهای خود استفاده می کند.
خلاصه داستان: دن دن، زنی است که به عنوان میکاپ آرتیست جلوه های ویژه کار می کند اما قلب بسیار سردی دارد. سپس به طور غیرمنتظره ای عاشق یئونگ گو، یک ربات انسان نما می شود که برنامه ریزی شده تا یک دوست پسر کامل باشد. یونگ گو شروع به توسعه می کند ...