خلاصه داستان: پانگ با از دست دادن والدینش زندگی غم انگیزی داشت که باعث شد در خانه آرتیت زندگی کند. رویکرد دیوانه وار او تقریباً به قیمت آرتیت تمام شد که باعث شد او از او متنفر شود. او مجبور شد 6 سال خانه را ترک کند تا اینکه آنها دوباره ملاقات کردند. آیا آرتیت می بخشد یا متنفر...
خلاصه داستان: کانگ دو جون پسر یک خانواده پولدار است. او پس از مرگ برادر بزرگترش، تصمیم می گیرد هرگز ازدواج نکند و تمام زندگی اش را وقف خانواده و شرکتشان کند. یک روز به طور اتفاقی با جانگ هی وون آشنا می شود و یک شب را با هم می گذرانند. جانگ هی وون زنی مجرد است که فقط به کارش علاقه دارد و هیچ تمایلی به داشتن رابطه عاشقانه ندارد. او به دلیل طلاق والدینش تصمیم گرفته هرگز ازدواج نکند، اما پس از آن رابطه یک شبه با کانگ دو جون، زندگی اش دچار تغییر بزرگی می شود. او اکنون باردار است
خلاصه داستان: زنی هست که دزدی میکنه به خاطر کمک به مردم و شاهزاده ای که با کارآگاهی اونُ پیدا میکنه، بدون اینکه بشناستش و روحشون با هم عوض میشه و مجبور به محافظت از هم میشن.
خلاصه داستان: جو سونگ وو در قصر به مردم زمین هایی را که در آینده ثروت خوب به همراه دارد معرفی میکند. جایی که مردم اعتقاد دارند داشتن یک مقبره در زمین خوب، ثروت فراوان برای نسل های بعدشان به ارمغان خواهد آورد…
خلاصه داستان: در جریان جشنواره چراغها، شاهدخت "هوای سی" در یک ضیافت به طرز مرموزی جان خود را از دست میدهد. "لی پِی یی" رئیس گارد و "شیائو هوای جین" از دربار، مأموریت تحقیق درباره این ماجرا را بر عهده میگیرند. "لی پِی یی" و "شیائو هوای جین" سپس مجموعهای از پروندههای عجیب و غریب را در دربار داخلی کشف میکنند که سرنوشت زنان در حرمسرای دودمان تانگ را روشن میسازد. در این مسیر، "لی پِی یی" حقیقت پشت قتلی ده ساله را آشکار میکند....
خلاصه داستان: در اواخر دهه نود، یک ناظر مالی نخبه برای افشای فساد مالی با هویتی جعلی وارد دنیای شرکت های سرمایه گذاری میشود. روبه روی او، مدیرعاملی سرد و حسابگر قرار دارد که به اعداد بیش از احساسات ایمان دارد و گذشته ای مشترک، سرنوشت این دو را به شکلی پیچیده در هم گره میزند.
خلاصه داستان: گو یون ژنگ که در یک خانواده پزشکی به دنیا آمده بود، اکنون یک پزشک نابغه و جوانترین جراح مغز و اعصاب در کشور است. او فردی خوش تیپ و باوقار است و به عنوان جذاب ترین پزشک بیمارستان شناخته می شود. دکتر گو در حالی که در لاکایا کار می کرد، با عشق زندگیش، سو وی آن که حامل ژن بیماری نادر هانتینگتون بود ملاقات می کند. در نبرد با مرگ، گو یون ژنگ با سرنوشت و زمان مسابقه می دهد تا سو وی را از این بیماری لاعلاج نجات دهد و…
خلاصه داستان: «وانگچویهوا»، یه کارمند تازهکار و بیتجربه، یهو سر از دنیای یه رمان درمیاره! هنوز گیج و منگِ این اتفاقه که با «جانگسان» روبهرو میشه؛ یه مرد مرموز که اونم مثل خودش از دنیای واقعی اومده، فقط با این تفاوت که ده ساله توی این دنیا قایم شده و یواشکی قدرت جمع میکنه. یکی بدشانسی میاره و دنبال راه نجاته، اون یکی پادشاه پنهانیه که وانمود میکنه هیچی نیست. اما وقتی مجبور میشن دستبهدست هم بدن، تازه بازی اصلی شروع میشه. توطئهها، دشمنها، رازها… همهچی پشتسر هم میاد. ولی از همه بدتر یه پیشگویی شومه که میگه یکیشون قرار نیست پایان خوش این دنیا رو ببینه. حالا باید ببینن میتونن سرنوشت رو دور بزنن یا نه…»
خلاصه داستان: تان جیانفی پس از بهدست گرفتن شرکت خانوادگی، وارد نبردی قدرتطلبانه در دنیای تجارت با عشق سابقش لی شوجینگ میشود؛ رویاروییای که احساسات قدیمی را زنده میکند. اما او نمیداند که لی شوجینگ برای کشف حقیقت مرگ پدرش بازگشته و این رابطه عاشقانه به بازی خطرناکی از عشق و انتقام تبدیل میشود.