خلاصه داستان: داستان درباره گونگ جو آ و یانگ هیون بین است که رابطه آن ها به دشمنی سی ساله دو خانواده پایان می دهد. جو آ که پزشکی را رها کرده، به عنوان طراح لباس در یک شرکت بزرگ کار می کند اما با حادثه ای در آستانه اخراج قرار می گیرد. او به بخش مدیرکل جدید منتقل می شود و می فهمد رئیس تازه اش همان عشق اول کودکی اوست. هیون بین به سرنوشت آن ها ایمان دارد و رابطه ای جدی میانشان شکل می گیرد.
خلاصه داستان: ژان ژائو که اکنون محافظ درجه چهار امپراتور است، از دوست قدیمیاش مدرکی درباره یک پروندهٔ حلنشده دریافت میکند و برای یافتن حقیقت راهی سفری پرماجرا میشود. او در این مسیر مورد حمله گروههای مختلف قرار میگیرد و با هو لینگ لونگ، دختر بااستعداد و سرسخت عمارت لینگلونگ، و بایدو تانگ، همان فرد معروف به «موش مو طلایی» آشنا میشود. این سه همدل و همراه، سرنخها را دنبال میکنند و…
خلاصه داستان: داستان در دوران سلسله مینگ میگذره، جایی که یه رسوایی بزرگ، صنعت قدیمی جوهرسازی در "هویژو" رو به هم میریزه. خاندان "لی" که قرنها در این کار سرآمد بودن، یکباره از قله افتادن و آبروشون رفت. همین موقع خاندان "لو" جاشونو گرفت، ولی اونها هم زیاد طولی نکشید که به خاطر دخالت در سیاست دچار مشکل شدن. سالها بعد، "لی جن" دختر کوچولوی شاخه هشتم خاندان لی، مجبور میشه برای امرار معاش وارد کار جوهرسازی بشه. از طرف دیگه "لو ون کیان" پسر دوم خاندان لو، با نقشههاش میخواد آبروی خاندانش رو برگردونه و تک و تنها کل صنعت رو به هم میزنه. حالا این دو نفر باید با هم متحد بشن تا با خاندان نوظهور و قدرتمند "تیان مو" وارد نبردی هوشمندانه و پر از حیله بشن.
خلاصه داستان: گروهی از مجردهای آماده برای شروع یک رابطه عاشقانه وارد خانه سیگنال میشوند تا عشق را پیدا کنند. اما همخانه ها فقط میتوانند از طریق پیامک به یکدیگر ابراز علاقه کنند. و یک پیچش جالب وجود دارد: همه پیام ها ناشناس هستند، یعنی دریافت کننده ها نمیدانند چه کسی برایشان پیام فرستاده و باید حدس بزنند چه کسی تلاش میکند با آنها ارتباط برقرار کند. یک پنل از سلبریتی های متخصص در زمینه عشق نیز حضور دارند تا نظرات خود را به اشتراک بگذارند، از جمله اعضای قبلی یعنی یون جونگ شین، کیم ای نا و لی سانگ مین، و همچنین مفسران جدید یعنی روی کیم و تسوکی از گروه بیلی.
خلاصه داستان: پس از یک اتفاق خانوادگی، چینگ یه در سال آخر دبیرستان به شهر خودش برمیگردد. او که بیشتر عمرش را در شلوغی شهر بزرگ گذرانده، به سختی با فضای جدید کنار میآید و تصمیم میگیرد به محض گرفتن فرصت، آنجا را ترک کند. اما وقتی با نوجوان محلی به نام شینگ وو آشنا میشود که در مدرسه مشکل دارد، تصمیم میگیرد به او کمک کند تا دیپلم بگیرد. کمککم، با وجود تفاوتهای شخصیتی و اولویتهایشان، به هم نزدیک میشوند. بعد از فارغالتحصیلی، چینگ یه برای دانشگاه شهر را ترک میکند، اما سالها بعد دوباره برمیگردد – و شینگ وو هم که هنوز به او علاقه دارد، به انجا بازمیگردد. آیا این فرصت دوباره باعث میشود بالاخره احساس واقعیشان را به هم بگویند؟
خلاصه داستان: سه مرد که زمانی بهترین در حوزه خود بودند، پس از حادثهای مرموز به جزیره دورافتاده یونگ سون کشیده میشوند. یک مأمور سابق اطلاعاتی، یک مأمور ویژه کره شمالی با حافظه ازدست رفته، و یک گانگستر افسانه ای، هرکدام در جستجوی حقیقت، گذشته گمشده یا انتقام هستند. با آشکار شدن راز آن حادثه، سرنوشت این سه مرد به شکلی خطرناک به هم گره میخورد.
خلاصه داستان: کانگ یونگ هو، رئیس گروه بزرگ چویسونگ و یکی از قدرتمندترین چهره های تجاری کره جنوبی است که بهتنهایی این امپراتوری را ساخته و به «خدای تجارت» معروف شده است. اما پس از یک حادثه غیر منتظره، روح او با هوانگ جون هیون، فوتبالیست جوانی که تازه به تیم اف سی چویسونگ پیوسته، جا به جا میشود. حالا کانگ یونگ هو در بدن هوانگ جون هیون، بهعنوان کارمند تازه وارد وارد گروه چویسونگ میشود و با ذهن نابغه یک تاجر بزرگ در جسمی جوان، سفری غیرقابلپیشبینی را آغاز میکند.
خلاصه داستان: در این ریالتی عاشقانه، گروهی از زنان باتجربه و متمرکز بر کار را در برابر مردان جوان و عاشق پیشه قرار میدهد. آنها فقط میدانند که زنان از مردان بزرگ ترند. هدف این است که ببینند آیا میتوانند بدون توجه به سن، عشقی واقعی شکل دهند یا اینکه تفاوت سنی مانع احساساتشان خواهد شد.
خلاصه داستان: یک مدیر زن سختگیر در یک شرکت بزرگ، مسئول رسیدگی به رسوایی های داخلی میشود. او با کارمندی که تنزل رتبه گرفته همکاری میکند و بینشان تنش ایجاد میشود. همزمان پای وارث شرکت و رقابت برای قدرت هم به ماجرا باز میشود. در میان این درگیری ها، احساسات و روابط پیچیده شکل میگیرد.
خلاصه داستان: شین سو ری یک بازیگر ناشناس است که روح یک زن فریبکار و بدنام از دوران چوسان در او حلول میکند و شخصیتی خشن و تند پیدا میکند. کانگ دا شیم زمانی یکی از بلند مرتبه ترین صیغه های سلطنتی بود که به عنوان فریبنده ملی شناخته میشد و به مرگ با زهر محکوم شد. روح او به قرن 21 منتقل میشود و در آنجا زندگی جدیدی را آغاز میکند.