خلاصه داستان: در فصل جدید، شش تیم برای به دست آوردن عنوان «پادشاه علوم طبیعی» با یکدیگر رقابت خواهند کرد؛ سه تیم معتبر پزشکی و سه تیم معتبر علوم و مهندسی. نمایندگان بخش پزشکی شامل دانشگاه ملی سئول، دانشگاه یونسه و دانشگاه سونگکیونکوان هستند و نمایندگان بخش علوم و مهندسی نیز دانشگاه ملی سئول، KAIST و دانشگاه علم و فناوری پوهانگ را شامل میشوند، که در این میان دانشگاه ملی سئول با دو تیم در مسابقات حضور دارد.
خلاصه داستان: در دهه 1970، نی فی، یک کارگر زن با انگیزه کارخانه کلاه، می خواست به دانشگاه برود تا با دانش سرنوشت خود را تغییر دهد. مویانگ فانگ همکلاسی نی فی در مدرسه راهنمایی برای نجات مردم قهرمان شد و مجروح شد. نی فی گرفت ...
خلاصه داستان: کای ژائو، از یک خانواده سرشناس، به دلیل سرنوشت او به عنوان یک "جادوگر"، مجبور شد شاگرد فرقه Qingque شود. او به طور غیرمنتظره ای با چانگ نینگ ملاقات کرد که پس از سلاخی تمام خانواده اش در حال بهبودی در فرقه بود.
خلاصه داستان: این برنامه که با حضور چند مجری اجرا می شود در واقع به معرفی مکان های گردشی و دیدنی در کره جنوبی می پردازد . اعضای گروه در هر قسمت از برنامه به یکی از این مکان ها سفر می کنند
خلاصه داستان: در جشن فانوس، شاهدخت نینگیوان بهشکلی مرموز در ضیافت شبانه جان میبازد. لی پییی، شاهدخت شهرستان فوچانگ، بههمراه شیائو هوایجین، معاون اداره اخترشناسی، مأمور رسیدگی به این پرونده میشوند. این دو با هوش، دقت و همکاری نزدیک، ردِ سرنخها را در دل کاخ تانگ دنبال میکنند و به راز قتل میرسند. اما این تنها آغاز ماجراست؛ پروندههای مرموز دیگری در کاخ درونی رخ میدهد که…
خلاصه داستان: سه زن به نام های یون را یونگ، کانگ شین جه و هوانگ هیون جین حدود بیست سال است با هم دوست هستند. آنها که در دوران دانشجویی آشنا شده اند، اکنون به عنوان وکیل در موسسه حقوقی ال اند جی کار می کنند و از قربانیان زن دفاع می کنند. سپس رازی مربوط به بیست سال پیش دوباره آشکار می شود و زندگی هر سه زن را به چالش می کشد. آنها در کنار هم می ایستند و با گذشته خود مقابله می کنند.
خلاصه داستان: زندگی روزمره کیشیکاوا نائوکو 31 ساله با ملاقات با عکاس مرموز کره جنوبی، لی جیوون تغییر کرد. همانطور که رابطه آنها پیشرفت می کرد، نائوکو متوجه درک جدیدی شد، از جمله رازهای درون خانواده اش.
خلاصه داستان: وقتی زندگی کاملاً به ته خط میرسه دو زن تصمیم میگیرن میلیونها دلار طلای مخفی رو بدزدن. این دو دوست که جز هم کسی رو ندارن، روز و شب کار میکنن تا پول کافی جمع کنن و از این زندگی پرخطر فرار کنن اما درست وقتی که "بازنشستگی" در دسترسشونه دنیا بهشون خیانت میکنه و همه امیدهاشون رو نابود میکنه. حالا که توی بنبست کامل گیر کردن، یه گنج پنهان از پول کثیف و طلا توی گانگنام پیدا میکنن و تصمیم میگیرن همه چیزشون رو روی یه قمار نهایی و خطرناک بذارن که میتونه زندگیشون رو کاملاً عوض کنه.
خلاصه داستان: زنی هست که دزدی میکنه به خاطر کمک به مردم و شاهزاده ای که با کارآگاهی اونُ پیدا میکنه، بدون اینکه بشناستش و روحشون با هم عوض میشه و مجبور به محافظت از هم میشن.