خلاصه داستان: یه مدیر لابی که توی یه برج مسکونی کار میکنه کارش در دوره حیاتی قرار گرفته و مرد جوونی که تو طبقه هفدهم همون برج زندگی میکنه و ستاره نوظهوری توی تجارت محسوب میشه که هر دو یه نقطه مشترک دارن هردو باید در مدت کوتاهی ازدواج کنن موضوعی که این دو خط موازی رو باهم میرسونه
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره دختر خوش قلب و شجاع یک ژنرال است و امپراطوری که در موقعیت دشواری قرار گرفته است. امپراطور مجبور به ازدواج با او میشود و رفته رفته …
خلاصه داستان: داستان درمورد دختر بخشنده ایه که خونواده و حرفه اش رو قربانی میکنه و یه سری حوادث غم انگیز رو به بار میاره اما بعد از برخورد با مرد جوونی آروم آروم زندگیش رو تغییر میده و پا به مسیر تحول میذاره
خلاصه داستان: یک تیم تحقیقاتی اختصاص داده شده به موارد ویژه ای که توسط بخش های عادی قابل حل نیست و مواردی را در سایت هایی که اتفاقات عجیب و غریب رخ داده است ، ردیابی می کند.
خلاصه داستان: تانگ وی وی، یک دانشجوی 27 ساله در مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی است که به دلیل مخالفت های خانواده نتوانست رویاهای خود را در این رشته دنبال کند. پدرش او را مجبور میکند که تا قبل از 28 سالگی ازدواج کند. او در مواجهه با فشار پدر و رویاهای تحقق نیافته تحصیلی اش، دچار افسردگی می شود و در تصمیمی خودسرانه برای تنظیم وضعیت روحی خود، یک مغازه دسر فروشی باز میکند. در این زمان او با لین ران که 5 سال کوچکتر از او است آشنا میشود و …
خلاصه داستان: کاراگاه کیم گون وو و جی هوان بصورت اتفاقی زندگی همدیگر را از طریق خواب هایشان می بینند. گون وو از مشکلی که جی هوان درگیر آن شده باخبر می شود و با سوئون هم ملاقات می کند و با همدیگر بدنبال راه حل برای مشکلی که درگذشته جای داره می روند…
خلاصه داستان: در سال 1994 وقتی یو یول برای اولین بار به عنوان دی جی جدید یک برنامه رادیویی محبوب روی آنتن رفت، یک دختر دانشگاهی که در یک نانوایی کار میکند به طور اتفاقی با هیون وو آشنا می شود. مثل پخش موسیقی از رادیو، فرکانس آنها به آرامی با هم هماهنگ می شود و…
خلاصه داستان: انگ ته جو پسری جذاب و خوش قیافه است که اغلب اوقات در حال خوش گذرانی است. یک روز دختری فقیری به نام هان یون سو را میبیند که مقابل در خانهاش به خواب رفته است. گرچه یون سو از ته جو خوشش میآید اما کانگ ته جو در ابتدا از او متنفر میشود و او را تحقیر میکند سرانجام با گذشت زمان عاشق یون سو میشود…
خلاصه داستان: اون سو یه دختر سادست که یه مسافرخونه رو به همراه پدرش میچرخونه. او با مردی آشنا میشه که حافظه اش رو از دست داده. زندگی اون سو بعد از آشنایی با این مرد دست خوش تغییراتی میشه و …
خلاصه داستان: در یکی از روزهای عادی، فردی با شرکت راهآهن ملی ژاپن تماس میگیرد و تهدید میکند که در قطار سریعالسیر شینکانسن هیکاری ۱۰۹، بمبی کار گذاشته که در صورت کاهش سرعت قطار به زیر ۸۰ کیلومتر در ساعت، منفجر خواهد شد. او برای اثبات جدیت خود، بمبی مشابه را در یک قطار باری منفجر میکند. اکنون، با بیش از ۱۵۰۰ مسافر در خطر از جمله یک زن باردار، پلیس، راننده قطار و مسئول کنترل کوراموچی باید راهی برای خنثیسازی و نجات جان مسافران پیدا کنند.