خلاصه داستان: دختری فقیر به خاطر شباهت ظاهری، جای نوه رئیس یک شرکت بزرگ را که درگیر یک تصادف مرگبار و فرار از صحنه شده، میگیرد و درگیر بازیهای قدرت و دشمنیهای خانوادگی میشود.
خلاصه داستان: شیِه هوآیآن، پسر بنیانگذار ارتش «هوبِن»، از قتلعام خانوادهاش جان سالم به در میبرد. پس از ده سال زندگی پنهانی و تحمل رنج، با هویتی جعلی به چانگآن بازمیگردد تا هم انتقام خون خانوادهاش را بگیرد و هم از سرزمین و امپراتوری محافظت کند. اما…
خلاصه داستان: داستان حول محور یک سوپراستار خوشتیپ و محبوب بیفرهنگ با گرایشهای باکره و اختلال وسواس فکری، و دستیار باهوش او با فوبیای جمعیت و توانایی حاد او برای تمیز کردن آشفتگیهایش میچرخد. کلاسیک...
خلاصه داستان: جو کیونگ مین (گونگ هیو جین) در یک آپارتمان به تنهایی زندگی میکند. یک روز، او شواهدی پیدا میکند مبنی بر اینکه کسی به آپارتمانش وارد شدهاست…
خلاصه داستان: کانگ سانگ اونگ یک کارمند خدمات عمومی، به شکلی نامعلوم صاحب یک قدرت ماورایی است. قدرت او بر اساس مقدار پول نقدی که دارد فعال میشود، به همین دلیل همیشه برای داشتن پول کافی که بتواند از قدرتش استفاده کند در تقلا است.در همین حال، بیون هو این و بانگ اون می هم قدرتهای ماورایی دارند که یکی با نوشیدن الکل و دیگری با مصرف کالری قدرتشان فعال می شود. این سه نفر باید هم از زندگی عادی خود محافظت کنند و هم جلوی آشوبی که خلافکاران قصد ایجاد آن را دارند بگیرند.
خلاصه داستان: کونگ جی هیوک به عنوان رهبر تیم «Mother TF» در یک شرکت تولید محصولات نوزادان کار میکند. روزی یکی از اعضای تیمش، گو دا ریم ناگهان او را میبوسد. این اتفاق او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد، زیرا او فکر میکند دا ریم یک زن متأهل است؛ اما در واقعیت دا ریم یک زن مجرد است که برای به دست آوردن این شغل خود را زنی متاهل و دارای فرزند معرفی کرده…
خلاصه داستان: چهار دوست قدیمی بالاخره بعد از سال ها تاخیر راهی سفر خارجی رویایی شان می شوند، اما این سفر آرام و بی دغدغه خیلی زود به مجموعه ای از دردسرهای غیرمنتظره و ماجراهای خنده دار تبدیل می شود. در میان این اتفاقات، سفرشان شکلی تازه پیدا می کند و به تجربه ای فراموش نشدنی بدل می شود.
خلاصه داستان: هان یون سئون (Lee Yo-Won) به عنوان بازپرس در کمیسیون حقوق بشر فعالیت میکند. مبنای فعالیت های او تنها براساس حقیقت است به همین خاطر همه فکر میکنند که او حس هم دردی با هیچکس ندارد. وی رازی در زندگی خود دارد که نمیتواند به هیچکس بگوید.
از طرفی بائه تانگ هائه (Choi Gwi-Hwa) که یک فرد پرهیزگار در حل پرونده هاست. او در گذشته یک دادستان بوده و اکنون به عنوان بازپرس به کمیسیون حقوق بشر منتقل شده است.
هان یون سو و بائه هانگ تائه در مورد همه چیز اختلاف دارند، اما آنها برای افرادی که به کمک آنها نیاز دارند بایکدیگر همکاری می کنند.
خلاصه داستان: در چین دهه 2020، یک رقصنده باله از خارج به خانه میآید، وقف آموزش رقصندگان جوان میشود، در همین حال او دوباره با شوهر سابقش میآید و دوباره با هم میآید.