خلاصه داستان: یک وکیل که پس از افتتاح دفترش در خانه یک شمن شروع به دیدن ارواح میکند، ناخواسته پرونده های مربوط به شکایت های ارواح را برعهده میگیرد. در همین مسیر، یک وکیل موفق و سرد مزاج که به او باخته است، کم کم با حقیقت توانایی او روبه رو میشود و این دو با همکاری هم پرونده های عجیب را حل میکنند.
خلاصه داستان: داستان دربارهی قاضی جوان «شن شی جیه» است که همراه با وکیل «چین روی» و همکاران حقوقیاش مانند «شو جینگ»، «هو آیشی» و «چن شیانگهوی» به دل جامعههای مردمی میروند تا به حل مسائل پیچیدهی اجتماعی و خانوادگی، از جمله اختلافات بین والدین و فرزندان و مشکلات زناشویی بپردازند. آنها در هر پرونده نشان میدهند که هرچند قانون بیطرف است، اما انسانیت و همدلی جایگاه مهمی دارد. این گروه با پایبندی به ماموریت اولیهی خود، ایمان راسخشان به حاکمیت قانون را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: چا وو هیوک (پارک شی هو) یک دادستانه که از خبرنگاری در یک روزنامه کار خود را آغاز کرده. وقتی پدرش در یک حادثه نامشخص میمیره و مادرش هم خودکشی میکنه زندگیش دگرگون میشه. او حالا تمام تلاشش رو برای برملا کردن حقیقت و گرفتن انتقام میکنه…
خلاصه داستان: سه زن به نام های یون را یونگ، کانگ شین جه و هوانگ هیون جین حدود بیست سال است با هم دوست هستند. آنها که در دوران دانشجویی آشنا شده اند، اکنون به عنوان وکیل در موسسه حقوقی ال اند جی کار می کنند و از قربانیان زن دفاع می کنند. سپس رازی مربوط به بیست سال پیش دوباره آشکار می شود و زندگی هر سه زن را به چالش می کشد. آنها در کنار هم می ایستند و با گذشته خود مقابله می کنند.
خلاصه داستان: قاضی فاسد لی هان یونگ، که زمانی مثل یک برده برای یک موسسه حقوقی عظیم کار می کرد، بعد از یک اتفاق به 10 سال پیش بازمیگردد. به او فرصت دوم داده شده و او برای مجازات شرورهای بزرگ تلاش میکند تا عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: منگ سه نا یک وکیل جنایی همیشه موفق است. او به عنوان “وکیل آدم بد ها” شناخته میشود، چون معمولا پروندههایی را قبول میکند که دیگر وکلا از آنها دوری میکنند. او یک راز هم دارد؛ رازش این است که طرفدار پر و پا قرص دو را ایک، محبوبترین عضو گروه آیدل گُلد بویز است. یک روز دو را ایک ناگهان به قتل متهم میشود و در نا امیدی فرو میرود. منگ سه نا پرونده قتلش را قبول میکند.
خلاصه داستان: یک قاضی موفق و مشهور پس از حادثهای غیر منتظره از شغلش استعفا میدهد و به عنوان وکیل در سازمانی غیرانتفاعی مشغول میشود. او در کنار همکار ایده آل گرایش، تلاش میکند با استفاده از پول شرکت های بزرگ، از قربانیان بیدفاع حمایت کند و عدالت واقعی را برقرار سازد.
خلاصه داستان: هان یون سئون (Lee Yo-Won) به عنوان بازپرس در کمیسیون حقوق بشر فعالیت میکند. مبنای فعالیت های او تنها براساس حقیقت است به همین خاطر همه فکر میکنند که او حس هم دردی با هیچکس ندارد. وی رازی در زندگی خود دارد که نمیتواند به هیچکس بگوید.
از طرفی بائه تانگ هائه (Choi Gwi-Hwa) که یک فرد پرهیزگار در حل پرونده هاست. او در گذشته یک دادستان بوده و اکنون به عنوان بازپرس به کمیسیون حقوق بشر منتقل شده است.
هان یون سو و بائه هانگ تائه در مورد همه چیز اختلاف دارند، اما آنها برای افرادی که به کمک آنها نیاز دارند بایکدیگر همکاری می کنند.
خلاصه داستان: یک وکیل سرد و سختگیر و همکار تازهکارش، با وجود اختلافنظرهای فراوان، در کنار هم رشد میکنند و مسیر حرفهای خود را در دنیای وکالت طی میکنند.
خلاصه داستان: نو مو جین یک وکیل کار است. او نه حس عدالت دارد و نه آگاهی اجتماعی. برای او، این شغل فقط وسیلهای برای کسب درآمد است. او در حالی که با یک یوتیوبر به دنبال کشف فساد در حوزه کار است، خود را در آستانه مرگ میبیند. از آن زمان برای زنده ماندن، نو مو جین مشکلات کاریای را حل میکند که ارواح از او درخواست میکنند. او در جریان رسیدگی به این پروندهها، بهعنوان یک انسان و یک وکیل کار نیز رشد میکند.