خلاصه داستان: نقشه «شی وی» که محل دفن گنج را نشان میدهد، از ناکجاآباد ظاهر می شود و منجر به آشفتگی زیادی در جیانگهو و آغاز مبارزه نیروهای مختلف برای یافتن آن می شود. پس از آن، دو رویداد عجیب و غریب رخ می دهد، ناپدید شدن یک گروه اپرا و ظاهر شدن انبوهی از استخوان ها در رودخانه شانگ تانگ. کارآگاه سو چنگشی، پلیس سوی هان بای و قاتل زو هان کین به کل پرونده علاقهمند شدهاند، به ویژه از آنجا که به نظر می رسد نقشه و استخوان ها به شکلی عجیب به هم مرتبط هستند.
خلاصه داستان: داستان شب کنسرت بزرگ گروه ترزتو اتفاق میفته که ماتسوری بعد از قطع ناگهانی برق کل سالن رو باهم متحد میکنه از اتفاق همون شب آزوسا اعتراف میکنه که دیگه او رو به چشم خواهر نمیبینه و دوستش داره از طرف دیگه پیشنهاد بازی در فیلمی که دوست دوران کودکی ماتسوری سوبارو هم توش بازی میکنه بهش داده میشه حالا باید دید این مثلث عاشقانه بین این سه ایدول چطور پیش میره
خلاصه داستان: جیانگ شیائو یوان که با سفر در جهان موازی به دنبال هویت واقعی خود میگردد. در دنیای اصلی، او یک دختر ثروتمند و شکست ناپذیر است، اما در جایی دیگر، او تبدیل به یک دختر معمولی می شود که مطلقاً هیچ چیز ندارد. در طول سفر، او با چی لیان مرموز آشنا میشود و با هم، به دنبال حقیقتی میگردند که راز اطراف او را در برمیگیرد. جیانگ شیائو یوان که فاقد ثروت، پیشینه خانوادگی، ظاهر و تحصیلات است، خود را راهی سفری میکند تا تکههایی از هویت «واقعی» خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: فانگ لی و آن هنگ، رقبای واقعی، بهدلیل یک حادثه در دنیای مجازی گرفتار شدند و در آنجا به یک زوج تبدیل شدند. اما این دو مأموریتهای سیستمی متضاد داشتند و باید یکدیگر را شکست میدادند تا به دنیای واقعی بازگردند. به همین دلیل، آنها در تمام مسیر با انرژی بالا با هم درگیر بودند و به “آقا و خانم اسمیت” در سیستم تبدیل شدند و…
خلاصه داستان: سون جی یونبه خاطر کار جدید همسرش به عنوان یک خدمتکار به یک شهر کوچک نقل مکان می کند. کم کم زندگی برای او در این شهر کوچک خسته کننده می شود. اما زندگی کسل کننده او پس از دیدار با یون جونگ وو که یک معلم زیست شناسی مدرسه است دچار هیجان و تغییرات میشود…
خلاصه داستان: در شهر پرهیاهوی گوانگپینگ، جایی که انسانها و شیاطین در کنار هم زندگی میکنند، بان شیای جوان و ثروتمند، چشمانی غیرعادی دارد که سایههایی را میبیند که برای دیگران ناپیداست. با اینکه رفتاری شایسته و شخصیتی ملاحظهکار دارد، دیگران او را «دیوانه» مینامند. وقتی بان شیا راز پسرخالهاش را کشف میکند، با شکارچی شیاطین، شوان یه، آشنا میشود؛ بوسهای آرام از سوی او، دنیایی را پیش چشم بان شیا میگشاید که در آن انسانها و شیاطین همزیستی دارند. آن دو، دست در دست هم، به بررسی پدیدههای مرموز شهر گوانگپینگ میپردازند و…
خلاصه داستان: جونسو (Lee Seung-gi)معلم دبستان است که هر وقت یک رابطه را شروع میکند هر چی که دارد را برای آن رابطه می گذارد ، اما با این وجود در تمام رابطه هایش شکست میخورد ، تا اینکه با کیم هیون وو (Moon Chae won) که کارشناس هواشناسی در اخبار است آشنا میشود…
خلاصه داستان: تحت رهبری جنگیزخان ارتش مغول بعد از شکست سلسله چین به سمت جنوب میره تا سلسله سونگ رو از بین ببره و جامعه هنرهای رزمی دشت های مرکزی مثل گوجینگ که مظهر جوانمردین افراد دنیای رزمی رو گردهم میارن تا از کشور و مردم دربرابر این هجوم دفاع کنن
خلاصه داستان: گی هون در کنار مادرش یک مغازه نودلفروشی را با خوشحالی اداره میکند، اما جی اون به دلیل جاهطلبیاش در موسیقی از خانواده دور شده است. رابطه پرتنش این خواهر و برادر، با خبر ابتلای مادرشان به آلزایمر پیچیدهتر میشود.
خلاصه داستان: ژو شوی بااستعداد و داجی وفادار عاشق یکدیگر میشوند. آنها در آپارتمان اجارهای کوچک خود، با وجود تمام سختیها، رویای آیندهای بهتر را در سر میپرورانند و در لحظات ساده زندگی، شادی مییابند. هجده سال بعد، دو جوان متولد دهه ۲۰۰۰ داستان آنها را کشف میکنند و به تماشاگران و راویان این عشق تبدیل میشوند. برخورد و پیوند این دو نسل، به تأمل و بازنگری در مفهوم عشق میانجامد.