خلاصه داستان: سئو دونگ جائه دادستان منطقه چئونگجو است که به دلیل فساد در گذشته آینده تیره ای دارد. در حالی که او پرونده قتل یک دختر دبیرستانی را به عهده می گیرد، شروع به گذر از پل خطرناکی بین غریزه خود به عنوان دادستان و به عنوان یک فرصت طلب می کند
خلاصه داستان: بازیگر زن «کین فی» به یک تیم پزشکی نجات در یک منطقه فاجعهبار میپیوندد. او که در ابتدا به خاطر شیرین کاری تبلیغاتی مورد انتقاد قرار گرفت، تعهد خود را ثابت کرد. رهبر تیم، شینگ ژی ژی، شاهد انعطاف پذیری او است که سال ها پیش پس از تصادف، دکتر او را نجات داد.
خلاصه داستان: آئویی مرد جوانی است که رویا و امیدی در زندگی خود ندارد زیرا یک تصادف باعث شد او قادر به صحبت کردن نباشد. یک روز او به صورت اتفاقی میکا، دانشجوی موسیقی که آرزوی پیانیست شدن را دارد ملاقات میکند. میکا بر اثر تصادف بینایی خود را از دست می دهد. آئویی به میکا علاقه مند می شود و تلاش می کند از او مراقبت کند. او احساسات خود را از طریق لمس انگشت اشاره اش یا صدای زنگ کوچکی به او منتقل می کند.
خلاصه داستان: ایچیمورا یک دانش آموز معمولی دبیرستانی است. تنها دلخوشی او تصور خودش با اومی آکیرا به عنوان یک زوج است. او این افکار را در حساب شبکه اجتماعیش به نام “الی دلباخته” منتشر می کند. یک روز اومی آکیرا متوجه این موضوع می شود…
خلاصه داستان: روانپزشکی به نام فوجیشیرو شون نامه ای از معشوق سابقش ایودا هارو دریافت می کند. نامه ای که از سالار دی اویونی، معروف به "آینه آسمان" آمده است و حاوی خاطره اولین عشق او از ده سال پیش است. در همان زمان فوجیشیرو آماده ازدواج با نامزدش ساکاموتو یایویی بود. اما یایویی ناگهان ناپدید میشود....
خلاصه داستان: کیوسومی در یک آپارتمان زندگی می کند و بیشتر وقت خود را به آهنگسازی و نواختن موسیفی می پردازد. یک روز اوشیو همسایه طبقه بالا به او می گوید که او به تازگی از پارتنرش جدا شده و به آهنگ های او گوش می کند. یک روز اوشیو ویدئویی از کیوسومی در حال نواختن موسیقی به صورت آنلاین منتشر می کند و از آن زمان کیوسومی با تغییر بزرگی در زندگی خود روبرو می شود...
خلاصه داستان: شوکو هایبارا (سارا شیدا) یک دانش آموز متوسطه معمولی است. او به طور اتفاقی با جین توکومیچی (کاناتا هونگو) که یوتیوبر در زمینه زیبایی است آشنا می شود و در کانال او ظاهر می شود. او بدلیل ظاهرش به شهرت میرسد ، اما با از دست دادن خانواده خود ، دست به انتقام میزند...
خلاصه داستان: لو یی نینگ،تو يه عمارت جداگانه بزرگ شده و تنها كسی که باهاش خوب رفتار میکنه بردار سومه.اون متوجه میشه که لو شن یوان(برادر سوم)،برعكس ظاهرش،تو ادبیات و هنرهای رزمی استعداد داره..تصمیم میگیره از عمارت فرار کنه و تحت کنترل بقیه نباشه..کم کم رابطه اونا عمیق تر میشه و عشق بین شون شکوفا ميشه
خلاصه داستان: کانگ بیت نا یک قاضی کاربلد با ظاهری زیباست اما او در اصل یک شیطان است. ماموریت او کشتن افراد شروری است که انسان ها را به سمت مرگ سوق می دهند…