خلاصه داستان: در اواخر سلسله چوسان، خانواده ای از طریق تجارت هنر به ثروت می رسند. با این حال، یک رویداد مرموز هونگ رانگ، پس از یک دهه ناپدید شدن بدون خاطره ای از دوران کودکی خود بازمی گردد. خواهر ناتنی او، جائه اول، که از دوران کودکی با او صمیمی بوده، اکنون به دنبال حقیقت ناپدید شدن ناگهانی او است...
خلاصه داستان: چا وو سول، پس از آزادی از زندان، تلاش میکند با تمرین هنرهای رزمی ترکیبی، زندگی تازهای بسازد. اما وقتی رئیس یک لیگ غیر قانونی و استاد مبارزه سر راهش قرار میگیرد، برای بقا و محافظت از عزیزانش، مجبور به مبارزهای سخت میشود.
.
خلاصه داستان: این داستان درباره “دونگفانگ هوآیژو” و “وانگچوان هونگیه” است، رهبران دو خاندان بزرگ “دونگفانگ” و “وانگچوان”. در دورانی که انسانها و شیاطین درگیر نبردی سخت هستند، آنها برای برقراری تعادل و احیای اتحاد یگانگی با یکدیگر همکاری میکنند. در هفتمین روز از هفتمین ماه، در عمارت بامبو کنار رودخانه هوآی، سرنوشتشان، همانند دو تیغهی شمشیر که هرگز از هم جدا نخواهند شد، در هم تنیده میشود. آنها زیباترین پیمان را رقم میزنند و داستانی را روایت میکنند که…
خلاصه داستان: در ویلای برفی، شیائو سه، مسافرخانه دار خسیسی که یک کت گران قیمت می پوشد اما توانایی نگهداری از مسافرخانه را ندارد، با لی ووجی، یکی از شاگردان قبیله لی که به تازگی وارد دنیای هنرهای رزمی شده، ملاقات میکند. این دو تصمیم می گیرند با هم در دنیای هنرهای رزمی سیر کنند. در سفر خود، از طریق یک سری از سوء تفاهمات سرنوشت ساز، آنها با ووکسین، رئیس جوان تیانوای آشنا می شوند و…
خلاصه داستان: نینومیا میناتوکارآگاه پلیس استان کاناگاوا است. وقتی بچه بود پدر و مادرش فوت کردند. زندگی او به ویرانه تبدیل شد ونمی توانست به مردم اعتماد کند، اما با دختری به نام یوکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما ناگهان یوکا در حالی که باردار بود در یک تصادف مرموز کشته میشود و...
خلاصه داستان: تاکابایاشی ماتسوری متوجه میشود که به دلیل یک بیماری لاعلاج فقط 10 سال برای زندگی فرصت دارد. او تصمیم می گیرد که به زندگی خود بپردازد و عاشق نشود ، اما در یک دورهمی مدرسه با مانابه کازوتو ملاقات می کند...
خلاصه داستان: ساکو پس از مرگ دوست پسرش یوسوکه در یک تصادف رانندگی، دچار ناامیدی عمیق می شود. چند ماه بعد، او ناروسه را که از یوسوکه پیوند قلب دریافت کرده بود، ملاقات می کند و اکنون او چیزی برای ساکو در قلب خود احساس می کند…
خلاصه داستان: ته گو (Uhm Tae Goo) عضو یک باند تبه کار است. او تصمیم میگیرد به خاطر خواهر و خواهر زاده اش از این کار بیرون بیاید. اما باند تبه کار دیگری او را هدف قرار می دهد و با انفجار خودرو، خواهر و خواهر زاده اش کشته می شوند. ته گو نیز از کسی که فکر میکند مقصر بوده، انتقام میگیرد و به جزیره ججو فرار میکند. در آنجا با جه یون (Jeon Yeo Bin) دیدار می کند…
خلاصه داستان: 77 اینفلوئنسر کره جنوبی در این برنامه بدون فیلمنامه با یکدیگر رقابت می کنند تا مشخص کنند چه کسی بیشترین تأثیر را بر رسانه های اجتماعی دارد…