خلاصه داستان: گانگ هی، که در کودکی در “مسافرخانه کالیفرنیا” بزرگ شده و از شایعات اهالی روستا آسیب دیده، در ۲۰ سالگی زادگاهش را ترک میکند. او پس از ۱۲ سال، در حالی که یک طراح داخلی موفق شده، به روستایش بازمیگردد و با عشق اولش، چون یون سو، که اکنون دامپزشک است، دوباره روبرو میشود. این بازگشت، عشق قدیمی و زخمهای گذشته را دوباره زنده میکند.
خلاصه داستان: گو گیوم، پس از کار بهعنوان بازیگر سیاهیلشکر، به یک منتقد فیلم تبدیل میشود. او عاشق فیلمهاست و هدفش تماشای همه فیلمهای ساختهشده در دنیاست. کیم مو بی به خاطر پدرش که فیلمها را بیشتر از او دوست داشت و کنجکاوی درباره ماهیت فیلم وارد صنعت سینما میشود. او زندگی آرامی در این صنعت دارد تا اینکه گو گیوم، که شخصیتی متفاوت و جلبتوجهکننده دارد، وارد زندگیاش میشود.
خلاصه داستان: کانگ جی یون مدیر عامل شرکت ، شخصیتی موفق و با اعتماد به نفس است اما خارج از شغلش، او هیچکاری بلد نیس انجام دهد. او یک منشی به نام یو یون هو دارد که تقریباً همه چیز را برای او انجام می دهد. برخلاف رئیسش، منشی رفتاری دوستانه، خوش اخلاق با دیگران دارد.
خلاصه داستان: این داستان دربارهٔ چینگ کای، پسر پادشاه فقید است که برای دور ماندن از نزاعهای درباری به صورت ناشناس در شهری کوچک زندگی میکند. تا اینکه پدرخواندهاش، هان ژونگ، با او تماس میگیرد. برای نجات پدرخواندهاش، چینگ کای مجبور میشود خود را به شکل یک زن درآورد و وارد شهری کوچک شود که تنها زنان مینگ را میپذیرد.
خلاصه داستان: به طور تصادفی ، یک ستاره فوق العاده بزرگ و یک زن جوان که می خواهد نویسنده شود ، در همان خانه ای که عاشق یکدیگر می شوند با هم زندگی می کنند.
خلاصه داستان: داستانی در مورد شاهزاده ای که کتابی در مورد داستان های ارواح دریافت می کند که شامل انواع نفرین های زندگی است و احساس می کند نفرین یک به یک اتفاق می افتد.
خلاصه داستان: داستان شش دانش آموز در دبیرستان هنری Kirin که برای رسیدن به رویاهای خود برای تبدیل شدن به ستاره در صنعت موسیقی کره تلاش می کنند. در طول راه، آنها به معنای واقعی دوستی، عشق و زندگی پی می برند.
خلاصه داستان: ژانگ چولان یک دانشجوی معمولی بود تا اینکه هنگام بازدید از قبر پدربزرگش در یک روستای کوچک مورد حمله زامبیها قرار میگیرد تا اینکه دختری مرموز با چاقو ظاهر میشود و او را به رویارویی با زامبیها هدایت میکند اما…
خلاصه داستان: ملکه وون کیونگ در دوره گوریو با لی بنگ وون، معروف به شاهزاده جونگان ازدواج کرده است.
لی بنگ وون می خواهد پادشاه بعدی شود، اما پدرش پسر دومش لی بنگ گوا را به عنوان جانشین خود انتخاب می کند. وون کیونگ و همسرش لی بنگ وون از این موضوع خوشحال نیستند...