خلاصه داستان: کشیشی جوان به نام دو اون، پس از اینکه مردی نزد او اعتراف میکند که قاتل پدرش بوده، وارد ماجرایی تاریک و پر رمز و راز میشود. او در پی حقیقت، کشف میکند آن مرد خودکشی کرده و پسرش از او میخواهد «شیطان واقعی» را که باعث تمام این فجایع شده، پیدا کرده و مجازاتش کند.
خلاصه داستان: داستان درباره بازیگر گمنامی است که پس از از دست دادن خانوادهاش در یک کلاهبرداری فیشینگ، برای گرفتن انتقام مادرش با استفاده از فناوری دیپ فیک به یک باند بزرگ فیشینگ صوتی نفوذ میکند.
خلاصه داستان: داستان درمورد وارث زیبا و جوان خاندان سونگه که به خاطر خیانت نامزد عوضیش ، خواهر ناتنی و نامادریش از دنیا میره اما فرصت تولد دوباره بدست میاره و حالا تصمیم به انتقام گرفته و این قضیه باعث میشه به نامزد مرموزش که انگار هویت های متعددی داره نزدیکتر بشه
خلاصه داستان: حاکم جوان جوان، یون مو، به علاقهاش به موسیقی شهرت دارد، اما هیچکس نمیداند که او یک راز شگفتانگیز پنهان کرده است. وقتی او به سراغ “یون یائو” میرود تا یک نوازنده جذب کند، به طور تصادفی متوجه میشود که آهنگی از “سو رو فِی”، صاحب کارگاه موسیقی “چراغ سبز”، معنای خاصی برایش دارد. بنابراین تصمیم میگیرد او را وسوسه کند تا نوازنده خصوصیاش شود، بیآنکه بداند سرنوشت آن دو از مدتها پیش بهواسطهی نوری جادویی به یکدیگر پیوند خورده است.
خلاصه داستان: Taishi Wen Zhong رهبری ارتش سلسله شانگ از جمله دنگ چانیو و چهار ژنرال خانواده MO را به سمت Xiqi هدایت کرد. جی فا ، با کمک جاودانگی های کانلون مانند جیانگ ضیا ، ارتش و غیرنظامیان شقی را به دفاع از میهن خود سوق داد.
خلاصه داستان: در سریال چینی مهاجمان زمان: دلال عتیقه، «وو شیه»، بهطور اتفاقی به یک متن مرموز روی ابریشم برمیخورد که نقشهای پنهان در دل خود دارد. او همراه عمویش و گروهی ماجراجو برای کشف راز آن راهی سفر میشود. در مسیر، با موجودات مرگبار روبهرو میشوند و ماهی برنزی مارشکل عجیبی را پیدا میکنند که پرده از اسرار مدفون برمیدارد ــ تا جایی که عموی وو شیه همراه زنی مرموز ناپدید میشود و آنها را به ماجرایی تازه میکشاند.
خلاصه داستان: در سریال چینی دوقلو: رهبر فرقه «شیائو جینیو» بعد از آنکه خیانت دید و کشته شد، در بدن «لو ژائو» همسر نابینای شاهزاده، دوباره زاده میشود. او با کمک برادر دوقلوی بهظاهر واقعیاش «شیائو رِن»، در مسیری بیرحمانه برای انتقام قدم میگذارد و در این راه رازهای ممنوعه و نبردهای مرگبار قدرت را یکی پس از دیگری آشکار میکند.
خلاصه داستان: جیرا یک میزبان بار بیست و نه ساله است - شغلی که هرگز برای خود تصور نکرده بود. فوگ، بیست و هشت ساله، یک مشاور املاک از خانوادهای ثروتمند است. آنها با هم سازگاری ندارند، که باید خوب باشد، زیرا هیچکدام به دنبال چیزی جدی با یکدیگر نیستند.