خلاصه داستان: شن می خواهد یک گنج بی ارزش را بازیابی کند و ناپدید شدن دیرینه پدرش را حل کند. ابتدا او باید نقشه گنج را از یک خانه حراج بسیار مستحکم سرقت کند.
خلاصه داستان: زمانی که جسم و روحش آزادن قلبش اسیر شده، داستان مردی که جادوی ممنوعه ای رو برای گرفتن انتقام والدینش و خواهرش یاد میگیره اما شرطش اینه که عاشق نشه چون قدرتش ضعیف میشه، ولی پسر داستان ما عاشق خواهر دشمن خونیش میشه، یعنی تهش چی میشه؟
خلاصه داستان: لو یه برای فرار از بدهی خانوادگی به خارج از کشور میگریزد و سالها بعد به شهر تانگ برمیگردد تا راز مرگ مشکوک خواهرش را کشف کند. او با یین ژو فِنگ، شوهر سابق خواهرش، همراه میشود و به گروهی مخفی از مقاومت میپیوندد تا پرده از حقیقت پشت یک سازمان زیرزمینی قدرتمند بردارد. در حالی که با خطرات زیادی روبهرو میشوند و رازهای پنهان خانوادگی یکییکی فاش میشود، عشقی ناخواسته میان آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: نان سی، همسر محبوب امپراتور، در طول هرج و مرج، یک زایمان زودرس داشت. کانگ هان یو، امپراتور، برای نجات جان همسرش، با کشیش اعظم معامله ای میکند ولی…
خلاصه داستان: شی فاکه، دختر لوس و نازپروردهی یک خانوادهی سرشناس، با لو چی روبهرو میشود؛ راهزنی زادهی نسل دوم که از کوه پایین آمده تا خواهر کوچکش را پیدا کند.
خلاصه داستان: این درام در طول جنگ ضد ژاپن تنظیم شده است و داستان شیانگ یوانشنگ را که در خانواده ای از یک افسر Kuomintang متولد شده است ، روایت می کند. زندگی وی به دلیل سفر غیر منتظره به شانگهای کاملاً تغییر یافت. داستان او می شود ...
خلاصه داستان: داستان درمورد زنیه که از خیانت همسرش و مرگ غم انگیز دخترش رنج میبره و تو راه گزارش دادن به مقامات میدزدنش و مجبور میشه هویت یه مرده رو بگیره و به عنوان دومین همسر غیر رسمی به عمارت خاندان لو بره جایی که با چرخش روزگار همسر خیانتکارش دوماد جدید خاندان لو میشه و از همه بدتر هویت زنیه که جاش رو گرفته باید دید این قصه به کجا میکشه
خلاصه داستان: در روز عروسی خود ، کارآگاه نخبگان شیائو بیمینگ برای قتل و خیانت قاب بندی شده است. سالها بعد ، او باز می گردد و با متحدین تیم می شود تا ضمن پاک کردن نام خود ، یک توطئه شوم را کشف کند.
خلاصه داستان: نسخهی لایو اکشن که مدتها انتظارش میرفت از سری محبوب!
دوران پرآشوب در پایان دوره ادو. چیزورو یوکیمورا، دختری که برای یافتن پدر گمشدهاش از ادو به کیوتو آمده است. آنچه مقابل چیزورو ظاهر میشود راکشاساهایی هستند که در کاری وحشتناک دست دارند که نمیتوان آن را کار یک انسان دانست، و همچنین سربازان شینسنگومی به فرماندهی توشیزو هیجیکاتا. شینسنگومی در یک لحظه راکشاساها را از پای درمیآورد. اما پدر چیزورو، تسونادو، ارتباط جداییناپذیری با هر دو یعنی راکشاسا و شینسنگومی داشت. در نهایت، چیزورو به شینسنگومی میپیوندد و به دنبال پدرش میگردد.