خلاصه داستان: منگ فو یائو ، زنی که از گلبرگ نیلوفر آبی متولد شده است. او با یک فرمان مخفی به پنج قاره در بین آسمان ها سفر میکند تا توطئه ای را که از آسمانها می آید، آشکار کند...
خلاصه داستان: بک کانگ هیوک جراح نابغهای است که تیم ویژهی فوریتهای پزشکی را در بیمارستان دانشگاهی رهبری میکند. او با وجود شخصیت سرسخت و جسورش، این تیم را از حالت بیتحرکی به گروهی فعال و کارآمد تبدیل میکند که مستقیما در میدان عمل حاضر شده و جان انسانها را نجات میدهند. اعضای تیم او شامل یانگ جه وون، پرستار چون جانگ می، و رزیدنت بیهوشی پارک کیونگ وون هستند. با اینکه این تیم بیماران زیادی را نجات میدهد، اما فعالیتهایشان بیمارستان را با مشکلات مالی مواجه میکند.
خلاصه داستان: لین چیوشی با باز کردن دری با راهروی بی انتهایی که آخرش دوازده در آهنی یک شکل هست روبرو میشه یعنی ماجرا چیه ، اون وارد بازی واقعیت مجازی شده ؟...
خلاصه داستان: با دیدن کشور همسایه که روز به روز قدرتمندتر می شود، یک فرمانده جنگ مسابقه ای را برای نشان دادن بهترین جنگجویان ترتیب می دهد. یک مرد جوان مشتاق است که برای قبیله خود افتخار بیاورد.
خلاصه داستان: یونتیان هه، جوانی که تنها در کوهستان بزرگ شده درحال شکار گراز با دختری زیبارو، هان لینگشا، ملاقات میکند. این دختر از نوادگان فرقه کاشفان مقبره که طول عمر کوتاهی دارند، میباشد. لینگشا برای یافتن علت فوت والدینش و سرگشایی راز گذشته، تیانهه را با خود همسفر میکند.در این سفر آنها با دخترخوانده دادرس شویانگ، لیو منگلی که گویا با پدر تیانهه ارتباطاتی دارد که درضمن دختری جنگجو با شخصیت مهربان است؛ آشنا میشوند.
خلاصه داستان: سون وو هیول یک خون آشام نیمه انسانی است. او خیلی دوست دارد به یک انسان کامل تبدیل شود، اما تنها فرصت اینکار که هر صدسال پیش میاید را از دست می دهد. او با جون این هه که یک مهمون خونه رو اداره میکنه آشنا میشه…