خلاصه داستان: یک طراح مد موفق که پس از فقدان عزیزانش خودش را در زمستانی از انزوا و بیحسی عاطفی زندانی کرده، به طور اتفاقی با یک طراح انیمیشن خوش روحیه اما زخم خورده آشنا میشود. این دیدار ناگهانی آرامش ظاهری زندگی هر دو را به هم میزند و آنها را به رویارویی با گذشته های دردناک و رازی بزرگ و غیر منتظره میکشاند.
.
خلاصه داستان: هنگامی که یک کشتی مرموز اروپایی در یک دهکده ماهیگیری ژاپنی در نزدیکی دریاچه پیدا می شود، لرد یوشی توراناگا رازهایی را کشف می کند که می تواند مقیاس قدرت را بر هم بزند و دشمنانش را ویران کند.
خلاصه داستان: یک لرد سابق یک بازمانده را می رباید تا اسرار خانواده اش را فاش کند. وقتی با زنی که توسط یکی از متحدانش کمک می کند ملاقات می کند، نقشه او به هم می ریزد. آنها احساسات را در خود پرورش می دهند و با کمک، برای سرنگونی یک امپراتور فاسد مبارزه می کنند.
خلاصه داستان: داستان درمورد رقصنده ایه که مخفیانه دنبال قاتل پدرش میگرده و در حین تحقیقات با زنی که کل خاندانش رو از دست داده برخورد میکنه و برای پیدا کردن حقیقت مرگ این خاندان هویت زن رو قرض میگیره و به عضوارشد انجمن هایتانگ نزدیک میشه اما خیلی زود نقشه اشون لو میره و بعد سه نفری متحد میشن تا مغز متفکر پشت این دوقتل رو پیدا کنن
خلاصه داستان: یان پویو (یانگ یانگ)، دانش آموز دبیرستانی که از خانواده ای سرباز می آید. او امتحانات ورودی دانشگاه را رها می کند و به نیروی پلیس مسلح می پیوندد تا شایستگی خود را به پدرش ثابت کند.
خلاصه داستان: جو سونگ وو در قصر به مردم زمین هایی را که در آینده ثروت خوب به همراه دارد معرفی میکند. جایی که مردم اعتقاد دارند داشتن یک مقبره در زمین خوب، ثروت فراوان برای نسل های بعدشان به ارمغان خواهد آورد…
خلاصه داستان: گو یون ژنگ که در یک خانواده پزشکی به دنیا آمده بود، اکنون یک پزشک نابغه و جوانترین جراح مغز و اعصاب در کشور است. او فردی خوش تیپ و باوقار است و به عنوان جذاب ترین پزشک بیمارستان شناخته می شود. دکتر گو در حالی که در لاکایا کار می کرد، با عشق زندگیش، سو وی آن که حامل ژن بیماری نادر هانتینگتون بود ملاقات می کند. در نبرد با مرگ، گو یون ژنگ با سرنوشت و زمان مسابقه می دهد تا سو وی را از این بیماری لاعلاج نجات دهد و…
خلاصه داستان: هانا (پارک شین هی) نوجوان ژاپنی خوشبین و خوشبین کرهای در مسافرخانه کوچکی در چشمههای آب گرم متعلق به مادرش زندگی میکند. هنگامی که مادرش تصمیم می گیرد با یک مرد کره ای ازدواج کند، او تمام تلاش خود را می کند تا به قدم های عجیب و غریب و درونگرا خود برسد...
خلاصه داستان: قاضی فاسد لی هان یونگ، که زمانی مثل یک برده برای یک موسسه حقوقی عظیم کار می کرد، بعد از یک اتفاق به 10 سال پیش بازمیگردد. به او فرصت دوم داده شده و او برای مجازات شرورهای بزرگ تلاش میکند تا عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: بای گهگِن، سرپرست تیم اجرای پروژه بزرگراه چینگهای–تبت، به همراه همسرش ژانگ چینچین، دختربچهای گمشده را به فرزندی پذیرفتند و او را همچون دختر واقعی خود بزرگ کردند و نامش را «بای جو» گذاشتند. بای جو که در دل صحرای گُبی رشد کرد، تحت تأثیر فداکاری بیچشمداشت خانواده بای قرار گرفت و این سرزمین ساده و سخت او را پرورش داد. او پس از بزرگ شدن، به نیروی پلیس پیوست و به عضویت تیم گشت کوهستان درآمد.