خلاصه داستان: کیم سه هی، پزشک مشهور و مدیر بیمارستان، در پشت پرده رهبری یک شبکه فرزندخواندگی غیرقانونی را بر عهده دارد. او بهشدت باور دارد که فقط ژنهای برتر باید بقا پیدا کنند و کودکانی که مطابق انتظارات والدین نباشد را میکشد. کیم آ هیون، یکی از کودکانی که از مرگ نجات یافته، حالا علیه او برای انتقام و عدالت مبارزه میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۶، ناتسومی دختر سوم از چهار خواهر خانواده سکییا، ناگهان با تصمیم پدرش برای ازدواج غافلگیر میشود. شوهر آیندهاش تاکیماسا، افسر نیروی دریایی امپراتوری است که حتی در مراسم عروسی حضور ندارد و ناتسومی مجبور میشود کنار عکس او ازدواج کند. او که هرگز تجربه عشق یا رابطهای نداشته، ابتدا از این ازدواج سرد و دور دلزده است. اما با گذر زمان، در کنار انجام وظایف همسری، به تدریج مهربانیهای پنهان شوهرش را کشف میکند و دلش به او نزدیک میشود.
خلاصه داستان: یهمنگ که پس از شکستهای شغلی به دنبال شروعی تازه است، به زادگاهش بازمیگردد تا زندگی آرامتری را در پیش بگیرد. در آنجا با لی جینیو مرموز آشنا میشود؛ مردی کمحرف با چشمانی پر از احساس که توجه او را جلب میکند. با نزدیکتر شدن آنها به یکدیگر، سفری را آغاز میکنند که پر از التیام متقابل و عشقی ناخواسته اما عمیق است.
خلاصه داستان: یه کمدی جذاب و خندهدار درباره یه دختر که آرزو داره بعد از مدرسه نویسنده داستانهای کودک بشه و برای رسیدن به این هدف، دنبال استخدام دولتیه. اما یه روز به تیم حمایت از جوانان منصوب میشه و مجبور میشه هر روز فیلمهای بزرگسال ببینه! تازه بدتر اینکه باید داستان بزرگسالهای وبنوشت هم بنویسه.
خلاصه داستان: آن جو هیونگ، وکیل با تجربه و منطقیای است که بدون باور به عدالتطلبی، فقط به خاطر علاقه به منطق وارد حرفهٔ وکالت شده و حالا با فروپاشی آرامش کاریاش مواجه است. در مقابل، کانگ هی جی، همکار جوان و اجتماعی او، با دیدگاهی انساندوستانه و پر از ایمان به تأثیرگذاری بر زندگی دیگران کار میکند. همراه با سه وکیل دیگر، این پنج نفر در مسیر رسیدگی به پروندهها، هم حرفهای رشد میکنند و هم دوستیهای عمیقی میانشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: آکانه سایجو، دانشجوی موسیقی و درامر با استعداد، پس از اخراج از گروه قبلیاش با ناوکی فوجیتانی نوازنده نابغه، آشنا میشود و به گروه تازهتأسیس TENBLANK میپیوندد. او با ورود به دنیای موسیقی حرفهای، با چالشهایی تازه روبهرو میشود؛ از رقابت با نوازندهی دیگری به نام تویا تا روبهرو شدن با احساسات و ضعفهای درونیاش. در دل اجراهای زنده و پرشور، آکانه تلاش میکند صدای خودش را پیدا کند و با دیگر اعضای گروه، مسیر تازهای در زندگی و موسیقی رقم بزند.
خلاصه داستان: هورنکلاو، قاتلی سالخورده و افسانهای، پس از دههها قتل بیاحساس، درگیر احساسات جدیدی نسبت به دامپزشکی به نام کانگ و دخترش میشود. در همین حال، تو-وو، قاتل جوانی که شیفتهی اوست، با دیدن این تغییر در هورنکلاو، دچار خشم و سردرگمی میشود.
.
خلاصه داستان: ما گوانگ سوک رئیس بخش در اداره پست شیوان است . او با او جانگ سو که مدیر عامل شرکت آبجوسازی ایگل است ازدواج می کند. اما، تنها 10 روز پس از ازدواج آنها حانگ سو می میرد. ما گوانگ سوک کارخانه آبجوسازی را به دست می گیرد و نان آور خانه و 4 برادر شوهر کوچکترش می شود...