خلاصه داستان: این درام داستان یک واحد تیم تحقیقاتی متروپولیتن را روایت میکند که سازمانی به نام Vigilante را ردیابی میکند که در مورد افراد شروری که از قانون فرار کردهاند، که به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده است، قضاوت میکند.
خلاصه داستان: ده سال پیش، خانواده زیوان نابود شد. برای کشف حقیقت چگونگی به سلطنت رسیدن خانواده امپراتوری فعلی، او با نام رن آنله وارد دربار امپراتوری شد و با هانیه آشنا شد.
خلاصه داستان: پس از ترور پرزیدنت پارک در سال 1979، حکومت نظامی اعلام شده است. یک کودتا توسط فرمانده امنیت دفاعی، چون دو کوانگ و یک گروه خصوصی از افسران به دنبال او رخ می دهد. یکی از فرماندهان پایتخت به نام لی ته شین با چون دو کوانگ می جنگد تا او را متوقف کند…
خلاصه داستان: 3 پسر در یک پرونده سرقت و قتل، که در یک سوپرمارکت در یک شهر کوچک رخ داد، دستگیر و زندانی شدند. رئیس تیم تحقیق در آن زمان، هوانگ جون چول، در مورد محکومیت آنها تردید دارد و شروع به تحقیق مجدد در مورد پرونده می کند…
خلاصه داستان: هاجیمه که در پیشخوان اداره پست در کیوتو کار می کند، روزی با ساکوراکو، یک نوازنده خیابانی آشنا می شود و عاشق او می شود. او موفق می شود قرار ملاقاتی را در جشنواره آتش بازی ترتیب دهد، اما وقتی از خواب بیدار می شود، میبیند تاریخ ، فردای روز قرار است ...
خلاصه داستان: پس از طلاق والدین لین یو جینگ، او و پدرش به شهری جدید نقل مکان کردند، جایی که او در مدرسه جدیدشان با شن خوان معروف «بدخلق» همنشین شد. آنها با هم آشنا می شوند، از هم جدا می شوند و سپس در دانشگاه به هم می پیوندند.
خلاصه داستان: سانگ ژی عاشق پسری که اغلب برای بازی در اتاق برادر بزرگترش به خانه او می آید، می شود. او پنج سال از دختره بزرگتر است. پس از فارغ التحصیلی، به دانشگاه شهری که پسره در آن زندگی میکند میپیوندد و در آنجا آرام آرام عاشق هم میشوند...
خلاصه داستان: گوی شیائو و لو یانچن در عشق اول خود بودند. پس از فارغ التحصیلی از کالج، لو به شهری دورافتاده سفر کرد تا افسر پلیس ویژه شود. در همان زمان، خانواده گی با حوادثی روبرو شدند و عشق آنها به این نتیجه نرسید...
خلاصه داستان: سو زایزای 16 ساله که با یک برخورد تصادفی شیرین آغاز می شود، خود را درمانده به سمت ژانگ لورانگ - همکلاسی باهوش، جذاب و در عین حال دوردست او می بیند.