خلاصه داستان: ویکیج یک مرد جوان خوش تیپ، ثروتمند و باهوش است که از بیماری پروسوپاگنوزیا رنج می برد، یعنی نمی تواند چهره ها را تشخیص دهد. به همین دلیل، او تصمیم می گیرد دستیاری را برای کمک به او در ارتباط با بقیه جهان استخدام کند.
خلاصه داستان: سریکاندا ،خواهر پاوینی عاشق نوپانای میشه و باوجود مخالفت پدرش باهمدیگه از خونه فرار میکنن. بعد از مدتی پاوینی خواهرش رو درحالیکه رنگ پریده و لاغر و افسرده است میبینه و درنهایت شاهد مرگ خواهرشه بعدها میفهمه مادر و خواهرشوهر سریکاندا باهاش رفتار خیلی بدی داشتن و برای انتقام مرگ خواهرش و همینطور مراقبت از خواهرزاده اش با نوپانای ازدواج میکنه و به خونه اشون میره...
خلاصه داستان: اعضای بخش برنامه ریزی 3 گروه Gaofa Electronics با مسائل اداری و شخصی دست و پنجه نرم می کنند در حالی که نایب رئیس آنها برنامه ریزی می کند که تیم آنها را منحل کند.
خلاصه داستان: سال ها پیش، عاشقان جوان مین هوی و شین چی به دلیل سوء تفاهم از هم جدا شدند. او ناراحتی قلبی داشت. آنها دوباره در یک رویداد گرد هم می آیند و به عنوان حرفه ای های موفق عشق را دوباره زنده می کنند. اما آیا عشق دوباره شعله ور می شود یا شانس گذشته است؟
خلاصه داستان: کالیکس، دانشجویی از خانوادهای پزشک است که تصمیم گرفتند مسیر متفاوتی را طی کنند و مدیریت حقوقی را در یک دانشگاه انتخاب کنند. در طی آن، او با لونا، دانشجوی معماری از دانشگاه سانتو به ...
خلاصه داستان: یک دهه پیش، یک زلزله مرگبار تقریباً جان یک دختر دبیرستانی به نام شو لای را گرفت. ده سال بعد، یک تصادف بزرگ در یک بزرگراه رخ می دهد و همان آتش نشان، جین شی چوان، دوباره او را نجات می دهد.
خلاصه داستان: در سئول، جایی که یک ویروس زامبی در حال شیوع است، چه کسی در مواجهه با ماموریتهای چالش برانگیز از مردهها پیشی میگیرد و زنده بیرون میآید؟
خلاصه داستان: سان تو تو زن جوانی است که در هنگام مبارزه با بی عدالتی دچار مشکل شد. او توسط پروفسور رن شین ژنگ که داستان زندگی فلاکت بار او را یاد گرفت و او را تشویق به مطالعه طب سنتی چینی کرد، نجات یافت.
خلاصه داستان: او هوان خود را در پایین ترین نقطه زندگی اش یافت. او با تشویق دوستانش، قدرتش را جمع کرد و با تمام سختی ها روبرو شد. او مجری برنامه شد و به اوج حرفه خود رسید...