خلاصه داستان: داستان توی سال ۱۹۸۳ اتفاق میفته و دربارهی یه زن امروزیه که توی اون دوره پر از تغییرات به عنوان یه «بردهی شرکتی» شناخته میشه. این زن جسورانه وارد دنیای پر از آشوب و چالشهای دنیای تجارت میشه و با اراده میخواد شایعات رو از بین ببره و مسیر خودش رو بسازه. از هیچ شروع میکنه و کمکم به جلو میره و نشون میده که چطور با سختیها میشه رشد کرد. با کلی چالش و سختی که سر راهش قرار میگیره، به تلاش و هوش فوقالعادهاش تکیه میکنه تا جایگاه خودش رو توی دنیای تجارت پیدا کنه. توی این مسیر، فقط تقدیر خودش رو تغییر نمیده بلکه به بقیه هم کمک میکنه تا مشکلاتشون رو حل کنن و داستانهای احساسی زیادی توی این راه ساخته میشه.
خلاصه داستان: هائو یو، دخترخوانده رئیس پلیس است، بهعنوان نفوذی وارد دنیای زیرزمینی جنایت میشود و وارد رابطهای عاشقانه با وارث مافیا، جی جی جیه، میگردد؛ او از راز او باخبر است اما برای محافظت ازش همه چیز را به خطر میاندازد. با بازگشت معشوق سابقش، افسر پلیس جو زی هنگ، هائو یو باید در جهانی خطرناک با شبکهای پرتنش از عشق، وفاداری و عدالت روبهرو شود.
خلاصه داستان: ده سال پیش، تمام اعضای خانواده شن در یک شب قتلعام شدند و تنها شن سانگ جوان زنده ماند. وقتی شن سانگ بزرگ شد، در آزمونهای امپراتوری قبول شد تا انتقام بگیرد، اما سرنوشت بازی دیگری برایش رقم زد و در نهایت به یک فرد عادی تنزل پیدا کرد. در جریان آتشسوزی در برج هوامن، همزمان با جشن هزار ساله ملکه مادر، شن سانگ بیتوجهی فرماندار محلی را افشا کرد و به همین دلیل به عنوان “مرد عادی” امپراتور شناخته شد. در این میان، او با گونگسون لی، لی چین ار، ژان مائو ار و دیگران آشنا شد، یک تیم کارآگاهی تشکیل داد و…
خلاصه داستان: این مستند، بازگشت اعضای بیتیاس به لسآنجلس برای ساخت موسیقی مشترک را دنبال میکند؛ جایی که پس از دوری و تغییرات شخصی، دوباره به یک فضای خلاقانه مشترک بازمیگردند. این مستند به موضوعاتی مانند «چطور دوباره شروع کنیم، چگونه به گذشته احترام بگذاریم بدون آنکه درگیرش شویم و چگونه با هم رو به جلو حرکت کنیم» میپردازد. همچنین دسترسی بیسابقهای به پشت صحنه روند خلاقانه آنها ارائه میدهد و لحظاتی از تردید، تأمل و بازکشف خود را نشان میدهد، در حالی که هفت عضو گروه در مسیر بازگشت خود حرکت میکنند.
خلاصه داستان: اون هو در راه زادگاهش با جونگ وون آشنا می شود و میانشان رابطه ای غیرمنتظره شکل می گیرد که به عشقی پرشور تبدیل می شود. آن ها در کنار حمایت از رویاهای یکدیگر می خندند، دعوا می کنند و آشتی می کنند، اما واقعیت های زندگی باعث می شود مسیرهای متفاوتی را انتخاب کنند. ده سال بعد دوباره همدیگر را می بینند و اون هو سوالی را که سال ها در دل داشته، از جونگ وون می پرسد.
خلاصه داستان: طبق افسانهها دختری در جیانگهو سرگردان است که با آوردن نام او باعث میشود که ثروتمندان و کلاهبرداران از ترس به خود بلرزند. نام او سونگ یائو است و در تنبیه افراد شرور تخصص دارد به طوریکه تاحالا هرگز شکست نخورده است. او چشمهای خاصی دارد که هر که به آن ها نگاه کند، عاشقش میشود. او با این روش کلاه برداران را مجازات میکند. یک روز او در چشمان جی چنگچوان نگاه میکند و متوجه میشود که نگاهش تاثیری در او ندارد و…
خلاصه داستان: داستان درمورد دختریه که درست پیش از نامزدی با عشق اولش که حالا هویت جدیدی داره روبرو میشه ،برای درمان این شکاف ناشی از یه شکست قدیمی همراه دوستاش تصمیم میگیره با پوششی عاشقانه دردی که از گذشته همراه پسره رو درمان و خاطرات داره پاره ای که تو ذهنشه رها کنه
خلاصه داستان: دختر بچه ای به نام “آری” درحالی که بارونی زرد رنگی به تن دارد به مدرسه جدیدش وارد می شود. او در همه زمان ها این بارونی را به تن دارد حتی در روزهای افتابی. به دلیل اتفاقاتی همه بچه های مدرسه به جز دانش اموزی به نام “جو کانگ” از او می ترسند. جو جانگ کم کم به “آری” نزدیک شده و به او علاقمند میشود اما روز بعد “آری” ناپدید می شود. ده سال بعد جو کانگ یک تماس تلفنی از “آری”دریافت می کند و به دیدن او که اکنون در یک معبد زندگی میکند میرود. او در این دیدارها عاشق “آری” میشود و رابطه انها بهم نزدیک میشود. اما درست در همین زمان دوباره “آری” ناپدید میشود و پنج سال بعد دوباره اری و جوکانگ همدیگر را ملاقات می کنند ولی…
خلاصه داستان: چیهیرو پس از آنکه در یک شهر ساحلی توقف می کند، تصمیم می گیرد در یک فروشگاه کوچک در آنجا مشغول به کار شود و شغل سابقش را نیز رها کند. او با لبخند از مشتریان استقبال می کند و پای صحبت هایشان می نشیند و به چهره ای محبوب در شهر تبدیل می شود…
خلاصه داستان: داستان سریال درباره کوچکترین دختر خانواده بو، بو یین لو است که به جای خواهر بزرگترش وارد قصر می شود. در آنجا بو یین لو، قرار بود زن امپراتور باشد و با توجه به موقعیتش، او را در مرگ نیز دنبال کند و همراه امپراطور دفن شود. اما خواجه شیائو-دو او را نجات می دهد و…