خلاصه داستان: قاتل دی شی چی خود را به عنوان یک شاهزاده خانم فرستاده شده برای یک ازدواج سیاسی برای ورود به قصر برای انجام یک ترور در می آورد. بر اساس سرنوشت، او با شاهزاده پنجم، اویانگ شائو آشنا می شود و عاشق او می شود. با این حال، ارباب او خانواده اش را گروگان گرفته و او را مجبور به کشتن شاهزاده می کند. آنها که بین ماموریت اجتناب ناپذیر و عشق غیرقابل انکار دوخته شده اند، تصمیم می گیرند که با سرنوشت بجنگند تا در کنار یکدیگر بمانند...
خلاصه داستان: سریال در مورد دختر بیگانه ایست که متعلق به کهکشان هاست و در حال حاضر روی زمین گیر افتاده. سرنوشت اونو با یه مدیر عامل مغرور که وقتی بارون میباره دچار فراموشی جنس مخالف میشه، روبرو میکنه…
خلاصه داستان: زو چینگ یو زنی سخت کوش و متمرکز است که در یک شرکت و در موقعیتی عالی مشغول به کار است. او 10 سال است که با فن یون شی رابطه دارد و قصد دارند که در آینده ای نزدیک با هم ازدواج کنند، اما وقتی متوجه می شود که فن یون شی با زن دیگری رابطه داشته، عصبانی میشود و تصمیم می گیرد نامزدیش را بهم بزند. او برای فراموشی این موضوع به بار میرود و در آنجا با مردی به نام مو لینگ زی آشنا میشود و …
خلاصه داستان: چو لی بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه ، با علاقه به کار در انتشاراتی، با موفقیت وارد شرکت رویایی خود، موسسه انتشارات یوان یو میشود. با وجود اینکه، یک مسیر چالش برانگیز پیش روی اوست اما از اینکه فهمید صنعت انتشارات در این زمان دستخوش تغییرات زیادی شده است شوکه شد. او با اخلاص و حرفه ای بودن خود احترام نویسندگان مشهور را جلب کرد و ویراستار انحصاری آنها شد. چو لی بر موانع زندگی حرفه ای خود غلبه میکند و سرانجام سردبیر انتشاراتی میشود و ….
خلاصه داستان: “جونگ هی وان” تمایلی به زندگی ندارد و بهصورت منزوی زندگی میکند. یک روز، دوست دوران کودکی و اولین عشقش، “کیم رام وو” در برابر او ظاهر میشود. او شش سال پیش فوت کرده و اکنون به یک فرشته مرگ تبدیل شده است. زمانی که کیم رام وو زنده بود، آنها بهترین دوستان هم بودند و به یکدیگر احساس داشتند، اما به دلایل شخصی هرگز احساسات خود را بیان نکردند. سپس حادثهای رخ داد که منجر به مرگ کیم رام وو شد. حالا، کیم رام وو به جونگ هی وان میگوید که تنها یک هفته تا زمان مرگش باقی مانده است. او همچنین توضیح میدهد که اگر میخواهد مرگی آرام داشته باشد، باید سه بار نام او را صدا بزند. اما جونگ هی وان که زندگی تنهایی را تجربه کرده، نمیخواهد دوباره از او جدا شود و نامش را صدا نمیزند…
خلاصه داستان: جیانگ شو بازرگان و دوست پزشکش شین یی هنگ، خانه های ارواح را برای فروش مجدد آنها خریداری می کنند. با این حال، اتفاقات ترسناکی شروع می شود و به نظر می رسد که هر خانه بخشی از یک معمای بزرگتر است. جیانگ شو، یی هنگ و پلیس یوان مو کینگ سعی در حل این معما دارند و …
خلاصه داستان: با وجود این که یوان شیا در سختیها بزرگ شد، اما همیشه به گرمای خورشید علاقه داشت. او و وی زیچی در جستجوی خوشبختی، در هر دو جهت حرکت میکردند، از زمان و مکان عبور میکردند و بارها و بارها در جهانهای موازی یکدیگر را نجات داده و عاشق یکدیگر میشدند. در نهایت، آنها به سوی دیگر جهان میرسند و…
خلاصه داستان: شنگ یانگ تازه وارد است که تازه وارد جامعه می شود ، در حالی که جیان بینگ مدیر تبلیغاتی مشهور در صنعت است. این دو غریبه پیوند تشکیل می دهند و به یک سفر شگفت انگیز و عاشقانه از عشق و رشد شخصی می پردازند.