خلاصه داستان: تنش و رویارویی میان سه نفر شکل میگیرد. لی وو گیوم یک قاتل زنجیره ای است، اما در عین حال نبوغی کم نظیر در پزشکی دارد و میتواند بیماری های لاعلاج را درمان کند. پارک هان جون وکیلی است که برای نجات جان دختر بیمارش مجبور است لی وو گیوم را نجات دهد. چا یی یون یک دادستان بلندپرواز و برخوردار از موقعیت اجتماعی بالاست که باید با گرفتن حکم اعدام برای لی وو گیوم، شایستگی خود را ثابت کند.
خلاصه داستان: هنگامی که یک کشتی مرموز اروپایی در یک دهکده ماهیگیری ژاپنی در نزدیکی دریاچه پیدا می شود، لرد یوشی توراناگا رازهایی را کشف می کند که می تواند مقیاس قدرت را بر هم بزند و دشمنانش را ویران کند.
خلاصه داستان: یک لرد سابق یک بازمانده را می رباید تا اسرار خانواده اش را فاش کند. وقتی با زنی که توسط یکی از متحدانش کمک می کند ملاقات می کند، نقشه او به هم می ریزد. آنها احساسات را در خود پرورش می دهند و با کمک، برای سرنگونی یک امپراتور فاسد مبارزه می کنند.
خلاصه داستان: کی سو جونگ با کیم سون ازدواج کرده و سرپرست خانواده است. او با گرفتن وام موفق میشود یک ساختمان بخرد، اما همین موضوع باعث میشود زیر بار بدهی سنگینی برود. در این میان، زنی مرموز به نام یو نا از شرکت ریل کپیتال مدام او را تحت فشار میگذارد. یو نا در کودکی به خارج از کشور به فرزندی پذیرفته شده و گذشته ای ناشناخته دارد. کی سو جونگ که اوضاعش هر روز بدتر میشود، تلاش میکند ساختمانش را حفظ کند. برای نجات خانواده و دارایی اش، نقشه یک آدم ربایی ساختگی را میکشد، اما شرایط خیلی زود از کنترل خارج میشود.
خلاصه داستان: سریال درباره دادستانی به نام بانگ ته سوب است که برای رسیدن به بالاترین سطح قدرت، وارد یک شبکه فاسد و قدرتمند میشود. بعد از ازدواج با یک بازیگر مشهور، او خیلی سریع به یک دادستان معروف تبدیل میشود، اما همسرش که زمانی ستاره اول کشور بود، کم کم از اوج شهرت سقوط میکند.
خلاصه داستان: داستان درمورد رقصنده ایه که مخفیانه دنبال قاتل پدرش میگرده و در حین تحقیقات با زنی که کل خاندانش رو از دست داده برخورد میکنه و برای پیدا کردن حقیقت مرگ این خاندان هویت زن رو قرض میگیره و به عضوارشد انجمن هایتانگ نزدیک میشه اما خیلی زود نقشه اشون لو میره و بعد سه نفری متحد میشن تا مغز متفکر پشت این دوقتل رو پیدا کنن
خلاصه داستان: یان پویو (یانگ یانگ)، دانش آموز دبیرستانی که از خانواده ای سرباز می آید. او امتحانات ورودی دانشگاه را رها می کند و به نیروی پلیس مسلح می پیوندد تا شایستگی خود را به پدرش ثابت کند.
خلاصه داستان: در دوران پرآشوب پنج دودمان و ده پادشاهی، سه جوان مصمم به نامهای چیان هونگشو، ژائو کوانگیین و گوو رونگ در میان هرجومرجِ های سیاسی و جنگها پیش میروند و میکوشند بر رنج و ویرانی ناشی از درگیریهای بیپایان غلبه کنند.
خلاصه داستان: پانگ با از دست دادن والدینش زندگی غم انگیزی داشت که باعث شد در خانه آرتیت زندگی کند. رویکرد دیوانه وار او تقریباً به قیمت آرتیت تمام شد که باعث شد او از او متنفر شود. او مجبور شد 6 سال خانه را ترک کند تا اینکه آنها دوباره ملاقات کردند. آیا آرتیت می بخشد یا متنفر...