خلاصه داستان: لی اوی یونگ، زنی موفق در محل کار اما ناموفق در زندگی عاطفی، برای یافتن عشق وارد دنیای قرارهای آشنایی میشود و با دو مرد کاملا متفاوت روبهرو میشود؛ یکی مردی آرام و خانواده دوست و دیگری آزادی خواه و بی قید. آشنایی با این دو نفر زندگی احساسی او را وارد مسیری تازه و پرچالش میکند.
خلاصه داستان: قاضی فاسد لی هان یونگ، که زمانی مثل یک برده برای یک موسسه حقوقی عظیم کار می کرد، بعد از یک اتفاق به 10 سال پیش بازمیگردد. به او فرصت دوم داده شده و او برای مجازات شرورهای بزرگ تلاش میکند تا عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: یون هو، گومیهو با نه دم، جوانی ابدی خود را در آغوش می کشد و از تجربیات انسانی دوری می کند. کانگ سی یول، یک فوتبالیست موفق، تا زمانی که یون هو وارد می شود، زندگی کاملی دارد و مسیر زندگی او را به طور غیرمنتظره ای تغییر می دهد.
خلاصه داستان: «وانگچویهوا»، یه کارمند تازهکار و بیتجربه، یهو سر از دنیای یه رمان درمیاره! هنوز گیج و منگِ این اتفاقه که با «جانگسان» روبهرو میشه؛ یه مرد مرموز که اونم مثل خودش از دنیای واقعی اومده، فقط با این تفاوت که ده ساله توی این دنیا قایم شده و یواشکی قدرت جمع میکنه. یکی بدشانسی میاره و دنبال راه نجاته، اون یکی پادشاه پنهانیه که وانمود میکنه هیچی نیست. اما وقتی مجبور میشن دستبهدست هم بدن، تازه بازی اصلی شروع میشه. توطئهها، دشمنها، رازها… همهچی پشتسر هم میاد. ولی از همه بدتر یه پیشگویی شومه که میگه یکیشون قرار نیست پایان خوش این دنیا رو ببینه. حالا باید ببینن میتونن سرنوشت رو دور بزنن یا نه…»
خلاصه داستان: داستان در مورد مردی به اسم کانگ هو (اریک) است که مدت زیادی ست دنبال کار می گردد ولی پیدا نمیکند. برحسب اتفاق و یک اشتباه کامپیوتری او وارد یک شرکت معتبر بین المللی به نام لی کی میشود. قبل از این جریان روزی روی پل دختری را در حال خودکشی می بیند و نجاتش می دهد. اسم این دختر لی می اوک (هان گا این) است…
خلاصه داستان: \"شریک شما کیست؟\" وقتی نگاهی به تعریف \"شریک\" بیندازید، مترادف هایی مانند همکار، شریک، همسر و همدست به شما می دهد. شریک شخصی است که به شدت با من در ارتباط است. اونی که منو میشناسه...
خلاصه داستان: داستان درمورد دختر یه که بعد از سه سال تجربه منشی گری میخواد استعفا بده و زندگی جدیدی رو شروع کنه اما رییس متینش زیاد راغب به این کار نیست و هرکاری بشه میکنه تا او رو منصرف کنه اما منشی قصه ما خیلی مصممه و تو مدتی که برای تحویل کار به جانشینش میگذرونن میفهمن که چقدر برای هم مهمن
خلاصه داستان: کیم جه وون روزهایش را بدون هیچ هدفی در زندگی میگذراند. او با هان سو یون آشنا میشود. او دچار فراموشی پیش رونده است که مانع شکل گیری خاطرات جدید میشود. با این حال، تلاش میکند با انرژی شاد و مثبت زندگی کند. پس از آشنایی با او، کیم جه وون به تدریج تغییر میکند.
خلاصه داستان: در جریان جشنواره چراغها، شاهدخت "هوای سی" در یک ضیافت به طرز مرموزی جان خود را از دست میدهد. "لی پِی یی" رئیس گارد و "شیائو هوای جین" از دربار، مأموریت تحقیق درباره این ماجرا را بر عهده میگیرند. "لی پِی یی" و "شیائو هوای جین" سپس مجموعهای از پروندههای عجیب و غریب را در دربار داخلی کشف میکنند که سرنوشت زنان در حرمسرای دودمان تانگ را روشن میسازد. در این مسیر، "لی پِی یی" حقیقت پشت قتلی ده ساله را آشکار میکند....
خلاصه داستان: دو نفر از اعضای خانواده که با هم اختلاف دارند، برای بزرگ کردن برادرزاده یتیمشان مجبور به زندگی مشترک می شوند. آنها با چالش های سخت فرزندپروری رو به رو می شوند و برای حل این مشکلات با هم همکاری میکنند. در این مسیر، سوءتفاهم های میانشان برطرف می شود و رابطه آنها دستخوش تغییر میگردد.