خلاصه داستان: در سریال رویای فرمانروای بزرگ The King’s Dream 2012 کیم چون چو، نوه پادشاه جینجی است، اما زمانی که پدربزرگش سرنگون میشود، چون چو شانس به دست آوردن تاج و تخت شیلا را از دست میدهد. در این میان کیم چون چو با فردی به نام کیم یوشین آشنا شده و دوستی عمیقی میان آنها شکل میگیرد. حال این دو با هم پیمان بسته و قسم میخورند تا شیلا، بکجه و گوگوریو را متحد کنند و به جنگ و خونریزی در کره پایان دهند اما…
خلاصه داستان: هام مو اوک، صاحب رستورانی معروف و پرفروش، زندگیای پر از موفقیت دارد، اما از این که تنها فرزندش به راهب تبدیل شده و نمیتواند نوهای داشته باشد، ناراحت است. همه چیز زمانی تغییر میکند که دو کودک به رستوران او میآیند و ادعا میکنند که پدرشان هام مون سوک است…
خلاصه داستان: کیل بوکسون یک مادر و در عین حال یک قاتل حرفه ای است که برای شرکت “ام کِی” کار میکند. بوکسون از انجام یکی ماموریت هایش امتناع می کند. این موضوع او را وارد یک مبارزه اجتناب ناپذیر می کند…
خلاصه داستان: سو نیان یک فرد بلند پرواز است و امیدوار است در یکی از دانشگاه های تراز اول قبول شود اما یک تصادف رانندگی باعث میشود او نتواند پذیرش دانشگاه مورد نظرش را بگیرد؛ در عوض او به یک دانشگاه مهندسی در یک شهر کوچک می رود جایی که با گو زی چن پسر سرکش از یک خانواده ثروتمند آشنا میشود…
خلاصه داستان: چهار سال پس از پایان بازیها در سرزمین مرزی، آریسو و اوساگی به دنیای واقعی برگشتهاند، ازدواج کردهاند و زندگیشان عادی بهنظر میرسد. اما زمانی که اوساگی ناپدید میشود و یک تحقیقگر مرگ و زندگی به نام روجی وارد ماجرا میشود، آریسو مجبور میشود بار دیگر وارد مرز شود تا او را نجات دهد. اوساگی در مرز گرفتار میشود و آریسو باید با بازیهای خطرناک و متحدان جدیدی روبرو شود تا به عشق و حقیقت برسد.
خلاصه داستان: ریو سابا عاشق زن های زیباست و وقتی یکی از آنها را میبیند از خود بیخود می شود. اما در مقایل یک آدمکش و تیرانداز استثنایی است که وقتی از مشتری ماموریت دریافت می کند، آن را به صورت عالی و با مهارت بالا انجام میدهد. پس از کشته شدن ماکیمورا، شریک ریو سابا، او شروع به کار با خواهر ماکیمورا، کائوری می کند. آنها یک تیم جدید برای کشف حقیقت پشت مرگ شریک خود تشکیل می دهند…
خلاصه داستان: بک سا اون از یک خانواده سیاسی برجسته، به جوانترین سخنگوی رئیسجمهور کره تبدیل شده است. او سه سال پیش با هونگ هی جو ازدواج کرد. هونگ هی جو به دلیل حادثهای که در کودکی برایش اتفاق افتاده، نمیتواند صحبت کند. او به عنوان مترجم زبان اشاره در دادگاه و تلویزیون کار میکند. ازدواج این دو عمدتاً به دلیل مصلحت صورت گرفته و آنها فقط وانمود میکنند که زوج خوشبختی هستند. روزی، هونگ هی جو توسط فردی ناشناس ربوده میشود و این اتفاق زندگی زناشویی آنها را تغییر میدهد…
خلاصه داستان: وو یون (کیم یونگ کوانگ) در همان نگاه اول عاشق دانش آموز جدید مدرسه سونگ هه (پارک بو یونگ) میشود. سونگ هه که علاقه ای بهش ندارد برای کاهش جلب توجهات در مدرسه با وو یون توافق میکند که وانمود کنند با هم قرار میگذارند اما بعد آنها واقعا عاشق هم میشوند تا اینکه یک روز سونگ هه با وو یون تماس میگیرد و از او برای همیشه خداحافظی میکند…