خلاصه داستان: هه یونگ با پدر و خواهر و برادرش زندگی می کند. یک روز، پدرش تصادفی مرموز میکند و او مجبور میشود هم از خواهر و برادر کوچکترش مراقبت کند و هم به دنبال مقصر تصادف باشد ...
خلاصه داستان: لی یون اوه، پسر یک نجیب، در جستجوی مادر گم شده خود به دهکده ای کوچک می رسد. در آنجا، ارنگ، روح زن جوانی که خاطرات زندگی گذشته خود را از دست داده است، از او می خواهد که به او کمک کند تا هویت خود را بفهمد و چگونه رفتار کند...
خلاصه داستان: این یک داستان عاشقانه است که نیاز مالی لازم برای زندگی اجتماعی که نسل جوان با آن مواجه است، مانند خدمت سربازی، آمادگی شغلی و ... در جامعه را به خوبی نشان میدهد
خلاصه داستان: جونگ سو با دختری برخورد میکند که قبلاً در همان محله زندگی میکرد و از او میخواهد در سفری به آفریقا از گربهاش مراقبت کند. وقتی برگشت، او بن را معرفی می کند، پسر مرموزی که در آنجا با او آشنا شده و به سرگرمی مخفی خود اعتراف می کند.
خلاصه داستان: مردی با انگیزه کسب ثروت، کارش را ترک میکند تا از مادربزرگ در حال مرگش مراقبت کند؛ او نقشه هایی میچیند تا پیش از مرگش نظر او را جلب کند...