خلاصه داستان: اون هو در راه زادگاهش با جونگ وون آشنا می شود و میانشان رابطه ای غیرمنتظره شکل می گیرد که به عشقی پرشور تبدیل می شود. آن ها در کنار حمایت از رویاهای یکدیگر می خندند، دعوا می کنند و آشتی می کنند، اما واقعیت های زندگی باعث می شود مسیرهای متفاوتی را انتخاب کنند. ده سال بعد دوباره همدیگر را می بینند و اون هو سوالی را که سال ها در دل داشته، از جونگ وون می پرسد.
خلاصه داستان: طبق افسانهها دختری در جیانگهو سرگردان است که با آوردن نام او باعث میشود که ثروتمندان و کلاهبرداران از ترس به خود بلرزند. نام او سونگ یائو است و در تنبیه افراد شرور تخصص دارد به طوریکه تاحالا هرگز شکست نخورده است. او چشمهای خاصی دارد که هر که به آن ها نگاه کند، عاشقش میشود. او با این روش کلاه برداران را مجازات میکند. یک روز او در چشمان جی چنگچوان نگاه میکند و متوجه میشود که نگاهش تاثیری در او ندارد و…
خلاصه داستان: یک فیلم جنایی اکشن در دهه 1970 در دهکدهای کوچک و آرام در کنار دریا اتفاق میافتد که در آن دو زن به طور غیرمنتظرهای در یک طرح قاچاق بزرگ گرفتار میشوند.
خلاصه داستان: داستان درمورد دختریه که درست پیش از نامزدی با عشق اولش که حالا هویت جدیدی داره روبرو میشه ،برای درمان این شکاف ناشی از یه شکست قدیمی همراه دوستاش تصمیم میگیره با پوششی عاشقانه دردی که از گذشته همراه پسره رو درمان و خاطرات داره پاره ای که تو ذهنشه رها کنه
خلاصه داستان: دختر بچه ای به نام “آری” درحالی که بارونی زرد رنگی به تن دارد به مدرسه جدیدش وارد می شود. او در همه زمان ها این بارونی را به تن دارد حتی در روزهای افتابی. به دلیل اتفاقاتی همه بچه های مدرسه به جز دانش اموزی به نام “جو کانگ” از او می ترسند. جو جانگ کم کم به “آری” نزدیک شده و به او علاقمند میشود اما روز بعد “آری” ناپدید می شود. ده سال بعد جو کانگ یک تماس تلفنی از “آری”دریافت می کند و به دیدن او که اکنون در یک معبد زندگی میکند میرود. او در این دیدارها عاشق “آری” میشود و رابطه انها بهم نزدیک میشود. اما درست در همین زمان دوباره “آری” ناپدید میشود و پنج سال بعد دوباره اری و جوکانگ همدیگر را ملاقات می کنند ولی…
خلاصه داستان: چیهیرو پس از آنکه در یک شهر ساحلی توقف می کند، تصمیم می گیرد در یک فروشگاه کوچک در آنجا مشغول به کار شود و شغل سابقش را نیز رها کند. او با لبخند از مشتریان استقبال می کند و پای صحبت هایشان می نشیند و به چهره ای محبوب در شهر تبدیل می شود…
خلاصه داستان: داستان سریال درباره کوچکترین دختر خانواده بو، بو یین لو است که به جای خواهر بزرگترش وارد قصر می شود. در آنجا بو یین لو، قرار بود زن امپراتور باشد و با توجه به موقعیتش، او را در مرگ نیز دنبال کند و همراه امپراطور دفن شود. اما خواجه شیائو-دو او را نجات می دهد و…
خلاصه داستان: داستان درباره فان چانگ یو، دختر یک قصاب، و شیه ژنگ، اشرافزادهای سقوطکرده است که در پی انتقام است. ازدواج صوری آنها کمکم به عشقی واقعی تبدیل میشود، اما جنگ میانشان جدایی میاندازد. فان چانگ یو که ارادهای راسخ دارد، با چاقوی قصابیاش پا به میدان نبرد میگذارد و در جستوجوی عدالت و همسرش میجنگد. اما
خلاصه داستان: در دههی 1990، چین در حال تجربهی تحولات اجتماعی و فرهنگیه. جانگ شیائو مان، یه نوجوون با استعداد در زمینهی موسیقی، به همراه دوستهاش شیا لی و یان شیائو دان، در تلاشن تا توی دنیای پر از تغییرات و چالشهای اون زمان، هویت خودشون رو پیدا کنن و با مشکلات مختلف مقابله کنن...