خلاصه داستان: این سریال داستان لی نی نوه امپراتور را دنبال می کند که از مرز محافظت می کند و علاوه بر آن مجبور می شود که مسئولیت سرکوب شورش را نیز بر عهده بگیرد. اگرچه لی نی نوه امپراتور است، اما هرگز فرزند مورد علاقه پدرش قرار نگرفت. در طول مبارزات نظامی علیه شورشیان، او با کوی لین جاه طلب که تنها دختر ژنرال کوی یی، فرمانده ارتش خانواده کوی است، آشنا میشود و…
خلاصه داستان: : پنج سال پیش، یک توطئه باعث مرگ غمانگیز تمام اعضای خانوادهی “گو جون یائو” شد. او برای انتقام به یک سازمان مرموز پیوست و سالها در آنجا بود شاهزاده “یوه جین چن” بهترین ابزار او برای انتقام بود. اما چه کسی فکرش را میکرد که “بای لیان”، که شبیه یک فرشتهی تبعیدی به نظر میرسید، در واقع یک روح شیطانی و حیلهگر باشد؟ گو جون یائو با دقت تمام قدمهایش را برداشت، اما در نهایت به عروسکی در دستان دیگران تبدیل شد. حالا که آتش انتقام در درونش شعلهور شده و قصر پر از بحران است، او باید چه راهی را انتخاب کند؟
خلاصه داستان: این داستان درباره دو دشمن دیرینه است که بهطور اتفاقی و در جریان یک سری حوادث عجیب به یکدیگر دل میبندند و در نهایت تصمیم میگیرند در کنار هم مبارزه کنند.
خلاصه داستان: «چونگ یانگ» از خاندان «یونگه»، که از زندگی ابدیاش خسته شده. تصمیم میگیرد برای رهایی از جاودانگی، گل «نُکترز» را بکارد تا به زندگیاش پایان دهد؛ اما این گل هرگز شکوفه نمیدهد — تا زمانی که با «جی نانزینگ»، دختری از قبیلهی «یان»، آشنا میشود. جی نان شینگ که گرفتار نفرینی برای مرگ زودهنگام است، تنها راه نجاتش ازدواج با چونگ یانگ است. یکی در آرزوی مرگ، و دیگری در تلاش برای زندهماندن. سرنوشت آنها را به هم پیوند میزند و داستانی فراموشنشدنی از عشق، فداکاری و رستگاری آغاز میشود.
خلاصه داستان: داستان سریال درباره جوانی به نام لینگ خو چونگ است که در خانواده استاد یوئه بو چون بزرگ شده است. بسیاری از شمشیرزنها و رزمیکارهای آن زمان به دنبال یافتن کتاب آموزش شمشیرزنی بی شیه (شمشیرزنی پیشرفته) بودند، کسی که آن را یاد میگرفت قدرتش تا حد شکستناپذیر شدن افزایش پیدا میکرد. رئیس گروه چینگ چنگ، یو تانگ خای هم به خاطر کینهای که نسبت به خانواده لین داشت و هم بخاطر اینکه این کتاب در اختیار این خانواده بود با طرح توطئه ای قصد از بین بردن این خانواده و بدست آوردن این کتاب را داشت که بدنبال اجرا این توطئه گروه چینگچنگ آقا و خانم لین را دستگیر میکند ولی پسرشان لین پینگ جی با کمک لینگخو چونگ و دختر استاد یوئه از دست آنها فرار میکند و …
خلاصه داستان: این داستان درباره شوئه فانگ فی، دختر یکی از مقامات محلی ثروتمند است که پس از یک بحران بزرگ همه چیز خود را از دست داد. او توسط جیانگ لی، دختر صدراعظم، نجات پیدا کرد و هویت جیانگ لی را به خود گرفت و به پایتخت بازگشت. در آنجا با کمک فرماندار شیائو هنگ و دیگران، او بر مشکلات بسیاری غلبه کرد، به طور خستگیناپذیر با بیعدالتی مبارزه کرد، پدرش را که به ناحق زندانی شده بود نجات داد، به شیائو هنگ در برقراری عدالت کمک کرد و از مردم عادی حمایت کرد.
خلاصه داستان: هنگامی که ژنرال «جیانگ شو» پس از هشت سال به پایتخت بازمیگردد تا فساد در ارتش را بررسی کند، با بانویی اشرافی و سرسخت به نام «مینگ تان» وارد یک ازدواج مصلحتی میشود. اما…
خلاصه داستان: شیائو چیائو، دختری باهوش از خاندان چیائو، در چهارچوب یک اتحاد خانوادگی با وی شائو، مردی تیزهوش و مهربان از خاندان وی، ازدواج میکند. به دلیل دشمنی دیرینه میان دو خاندان، آنها در ابتدا با احتیاط و شک به یکدیگر نزدیک میشوند و مدام در حال سنجیدن مرزها هستند، گاهی به شکل طنزآمیز و گاهی با تنش. اما با گذر زمان، کمکم به ویژگیها و تواناییهای یکدیگر پی میبرند و آنها را تحسین میکنند. در فراز و نشیبهای زندگی، یاد میگیرند چگونه در کنار هم و بهعنوان یک تیم عمل کنند و با مسائل خانوادگی و مشکلات بزرگتر روبهرو شوند تا کمی آرامش به دنیای خود بیاورند. این داستانی است از شراکتی که با آزمون و خطا و اندکی هرجومرج، شکل میگیرد.