خلاصه داستان: داستان دربارهی سونگ وو یون، دختری دبیرستانی با اعتماد به نفس پایین است که در خانه نادیده گرفته میشود. او به طور اتفاقی با گروه هنری «اسپیریت فینگرز» آشنا میشود و با پیوستن به آنها، با تشویق و حمایت اعضا کمکم اعتماد به نفسش رشد میکند. در این مسیر، افراد دیگری مثل نام گی جونگ نیز به خاطر آشنایی با او مسیر آیندهشان را دوباره مرور میکنند.
خلاصه داستان: هان جونگ وو، خوانندهای تازهکار با روحیهای حساس، با مشکلات زندگی روزمره دستوپنجه نرم میکند. یو چه رین، اینفلوئنسر مشهور، زندگیای رویایی در فضای مجازی دارد، اما پشت آن، واقعیت پنهان است.
خلاصه داستان: داستان درمورد دختری از یه خاندان معتبره که در شونزده سالگی با مردی که تاحالا ندیده رسما ازدواج میکنه و رابطه اشون در حد اینه که هر سال روز تولدش پنجاه میلیون هدیه میگیره تاااینکه دختر بعد از ده سال تصمیم میگیره به توکیو بره و اولین بار که شوهرش رو میبینه ازش درخواست طلاق کنه اما وقتی بهم برخورد میکنن شوهرش جذب او میشه نمیخواد طلاقش بده حالا نبردی عاشقانه بین زن و شوهر شروع میشه
خلاصه داستان: ناکاماچی آسوکا به آرزوش که معلم شدن بود رسید. ولی بنا به دلایلی مجبور شد از آرزوش دست بکشه. حالا پس از چند سال با دیدن آگهی استخدام و به امید داشتن غذا و جای خواب به محل آگهی میره و استخدام میشه. خوابگاهی که برای اعضای یک گروه پسرونه به اسم “بلوم” هست. این پسرا…
خلاصه داستان: موتومیا یوری بعد از یک تصادف، وقتی به چشم بقیه نگاه میکند ذهن آنها را میخواند. این قابلیت باعث شده موتومیا بدون اینکه بخواهد احساسات واقعی مردم را بفهمد و اغلب اوقات آسیب ببیند. به همین علت او از نزدیک شدن به افراد دوری می کند و فکر میکند هیچوقت نتواند زندگی عاشقانه ای تجربه کند. تا اینکه یک روز با یون ته اوه، یک دانشجوی کره ای آشنا می شود.
خلاصه داستان: کیم او جو، وارث نسل چهارم قدیمی ترین نانوایی کره، فردی کمال گرا و منطقی است که ناخواسته درگیر ماجرای یو مری میشود. یو مری طراح عجیب و تند مزاجی است که به دنبال یک شوهر صوری میگردد تا جایزه ویژه نوعروسان که یک خانه ویلایی لوکس است را حفظ کند.
خلاصه داستان: هوسک (جونهو) دوست داشتنی اولین مرد گیسانگ در چوسان است دوره ای که زنان از ظلم و ستم رنج میبرند. هه وون (جونگ سو مین) نیز یک زن زیبا و با بینش است که در جستجوی عشقی حقیقی است…
خلاصه داستان: “هونگ نا ری” به عنوان یک مهماندار هواپیما مشغول کاره. او مادرش رو سه سال پیش از دست داده و هیچ فامیل نزدیک دیگه ای هم نداره. یک روز وقتی برای سالگرد مادرش به شهرشون برمیگرده بالای قبر مادرش یه مرد جوون رو میبینه و …
خلاصه داستان: جونگ دا هه، دختری از خانوادهای فقیر، در یک شرکت شیرینی سازی به عنوان کارمند قراردادی کار میکند و امیدوار است روزی رسمی شود. او با دو همکار نزدیک است: کانگ اون سانگ که هدفش پولدار شدن است و کیم جی سونگ که با شادی و بیخیالی زندگی میکند. در سوی دیگر، هام جی او، مدیر جوان و موفق یک تیم بزرگ، با وجود ظاهر کامل زندگیاش، خوشحال نیست. آشنایی او با دا هه باعث میشود دوباره به دنبال رویاهایش برود.
خلاصه داستان: آقای شین یک رستوران مرغ سوخاری اداره میکند. او بهعنوان «میانجی محله» شناخته میشود؛ کسی که هر وقت بین همسایهها اختلافی پیش میآید، ظاهر میشود و در حل اختلافات میانجیگری میکند. او این مشکلات را سریع و دقیق برطرف میسازد و همچنین در برابر بیعدالتی میایستد.