خلاصه داستان: یو جه سوک برای نخستین بار اداره یک مهمان خانه را بر عهده میگیرد؛ جایی که تعاملات بامزه و غیرمنتظره میان میزبان ها، کارکنان و مهمانان، فضایی گرم و سرگرمکننده خلق میکند.
خلاصه داستان: گروهی از مجردهای آماده برای شروع یک رابطه عاشقانه وارد خانه سیگنال میشوند تا عشق را پیدا کنند. اما همخانه ها فقط میتوانند از طریق پیامک به یکدیگر ابراز علاقه کنند. و یک پیچش جالب وجود دارد: همه پیام ها ناشناس هستند، یعنی دریافت کننده ها نمیدانند چه کسی برایشان پیام فرستاده و باید حدس بزنند چه کسی تلاش میکند با آنها ارتباط برقرار کند. یک پنل از سلبریتی های متخصص در زمینه عشق نیز حضور دارند تا نظرات خود را به اشتراک بگذارند، از جمله اعضای قبلی یعنی یون جونگ شین، کیم ای نا و لی سانگ مین، و همچنین مفسران جدید یعنی روی کیم و تسوکی از گروه بیلی.
خلاصه داستان: یک کشاورز جوان که قارچ خاصی پرورش میدهد، با یک مجری پر انرژی که برای تمدید قرارداد به سراغش آمده آشنا می شود. با وجود مخالفت های اولیه، تلاش های مداوم دختر باعث می شود رابطه آنها به عشقی شیرین تبدیل شود
خلاصه داستان: یم هی جو به عنوان مامور بازرسی امنیتی در یک فرودگاه بین المللی کار میکند. بهخاطر دوست پسرش لی دو کیونگ که کمک خلبان یک شرکت هواپیمایی است، بهطور اتفاقی طلایی از یک سازمان قاچاق به دستش میرسد. او کم کم به این طلا وسواس پیدا میکند و درگیر هرج و مرج، طمع و خیانت میان افراد مختلفی میشود؛ از جمله کارمند نزول خوار جانگ ووک، کاراگاه کیم جین مان و مدیر اجرایی پارک از باند گوم سونگ که با کازینو هتل گلد لند در ارتباط است.
خلاصه داستان: کانگ سونگ جه بهترین کارآموز مرکز آموزش نظامی بوده، اما به دلیل وضعیت مالی ضعیف خانواده و بزرگ شدن توسط پدر مجرد و فقیرش، به عنوان سرباز تحت نظارت ویژه طبقه بندی می شود. او با توجه به تجربه اش در کمک به غذا فروشی سیار پدرش، به عنوان دستیار یون دونگ هیون در آشپزخانه سلف منصوب میشود. در همین زمان، یک هولوگرام شبیه بازی به نام «مسیر آشپز» در مقابل او ظاهر میشود. با انجام مأموریت هایی که این هولوگرام به او میدهد، مهارت آشپزی اش بهبود پیدا میکند. او به تدریج به خاطر توانایی هایش شناخته میشود و مورد حمایت اطرافیان قرار میگیرد.
خلاصه داستان: داستان درباره گونگ جو آ و یانگ هیون بین است که رابطه آن ها به دشمنی سی ساله دو خانواده پایان می دهد. جو آ که پزشکی را رها کرده، به عنوان طراح لباس در یک شرکت بزرگ کار می کند اما با حادثه ای در آستانه اخراج قرار می گیرد. او به بخش مدیرکل جدید منتقل می شود و می فهمد رئیس تازه اش همان عشق اول کودکی اوست. هیون بین به سرنوشت آن ها ایمان دارد و رابطه ای جدی میانشان شکل می گیرد.
خلاصه داستان: دو نفر که هر دو به خاطر گذشته خود و ترس از آینده قادر به حرکت رو به جلو نیستند، در مرکز داستان قرار دارند. دوک هیون، مردی میانسال، و آنا، جوینده کاری که درگیر اضطراب است، برای رها شدن از وضعیت خود به ههنیو (زنهای غواص سنتی) تبدیل میشوند و تنها با بدن خود به دل دریا شیرجه میزنند. این مسیر بهایی سنگین دارد، اما آنها چیزهایی را تجربه میکنند که در دنیای راکد گذشته خود هرگز احساس نکرده بودند. دوک هیون دریا را پناهگاه میبیند، در حالی که آنا آن را راه فراری از واقعیت میداند. با وجود تفاوت در گذشته و نگاهشان، هر دو در غواصی در اقیانوس آرامش پیدا میکنند.
خلاصه داستان: یک رئالیتی کرهای با حالوهوای ماجراجویانه و سرگرمکننده است که در آن پارک سوجون، جانگ یومی و چوی ووشیک بدون برنامهریزی قبلی راهی سفر در کرهجنوبی میشوند. آنها از قبل نمیدانند قرار است کجا بروند، کجا بمانند یا حتی چطور به مقصد بعدی برسند، و همین بیخبری، سفرشان را به تجربهای غیرمنتظره، بامزه و پر از لحظههای صمیمی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: این برنامه درباره چند بازیگر مشهور کرهای است که از زندگی شلوغ سئول فاصله میگیرند و در یک روستای آرام، نانوایی کوچکی برای سالمندان راهاندازی میکنند. آنها همراه با مهمانان معروف، نان و شیرینی درست میکنند و تلاش دارند فضایی گرم و دوستانه برای اهالی روستا بسازند.
خلاصه داستان: یک کاراگاه که تنزل رتبه گرفته برای حل یک پرونده قتل زنجیره ای به شهرش برمیگردد و مجبور می شود با دشمن قدیمیش که یک دادستان جاه طلب است همکاری کند تا هم قاتل را بگیرند و هم هر کدام به هدف خود برسند.