خلاصه داستان: درمورد دختری به اسم شیالینگه که بعد از رخ دادن حادثه ای که تنها بازمانده اش محسوب میشه میفهمه نفرین شده و باید از همون جایی که این حادثه یعنی خیابون راکشاسا شروع شده برای نجات جونش وارد بازی خطرناکی بشه
خلاصه داستان: در آغاز قرن بیستم و در سواحل شانگهای، قهرمانان و جنبشهای انقلابی زیادی ظهور میکنند. خانواده بانفوذ رونگ با سوء استفاده از ثروت و قدرت خود جنایات مختلفی را انجام میدهد. فنگ شیژن به منظور برقراری عدالت، تصمیم می گیرد در جاده انتقام قدم بگذارد. او با موفقیت به خانواده رونگ نفوذ پیدا میکند و معلم خصوصی یکی از اعضای جوان خانواده میشود ولی …
خلاصه داستان: گو جیا شین، که پس از تحصیل در خارج از کشور سرشار از استعداد است دلش نمیخواهد در تجارت خانوادگیش فعالیت کند. اما مادرش ترتیبی می دهد که او دستیار ژائو جیانگ یو شود. این دو در روند کنار آمدن با هم کم کم عاشق یکدیگر میشود و …
خلاصه داستان: درباره یک پروفایلر کسی که ویژگیهای شخصیتی و روانی دیگران (تبهکاران، جنایتکاران) را ثبت و آنالیز میکند است که برای حل پروندههای غیرعادی جنایی با یک پلیس همکاری میکند.
خلاصه داستان: نقشه «شی وی» که محل دفن گنج را نشان میدهد، از ناکجاآباد ظاهر می شود و منجر به آشفتگی زیادی در جیانگهو و آغاز مبارزه نیروهای مختلف برای یافتن آن می شود. پس از آن، دو رویداد عجیب و غریب رخ می دهد، ناپدید شدن یک گروه اپرا و ظاهر شدن انبوهی از استخوان ها در رودخانه شانگ تانگ. کارآگاه سو چنگشی، پلیس سوی هان بای و قاتل زو هان کین به کل پرونده علاقهمند شدهاند، به ویژه از آنجا که به نظر می رسد نقشه و استخوان ها به شکلی عجیب به هم مرتبط هستند.
خلاصه داستان: جیانگ شیائو یوان که با سفر در جهان موازی به دنبال هویت واقعی خود میگردد. در دنیای اصلی، او یک دختر ثروتمند و شکست ناپذیر است، اما در جایی دیگر، او تبدیل به یک دختر معمولی می شود که مطلقاً هیچ چیز ندارد. در طول سفر، او با چی لیان مرموز آشنا میشود و با هم، به دنبال حقیقتی میگردند که راز اطراف او را در برمیگیرد. جیانگ شیائو یوان که فاقد ثروت، پیشینه خانوادگی، ظاهر و تحصیلات است، خود را راهی سفری میکند تا تکههایی از هویت «واقعی» خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: فانگ لی و آن هنگ، رقبای واقعی، بهدلیل یک حادثه در دنیای مجازی گرفتار شدند و در آنجا به یک زوج تبدیل شدند. اما این دو مأموریتهای سیستمی متضاد داشتند و باید یکدیگر را شکست میدادند تا به دنیای واقعی بازگردند. به همین دلیل، آنها در تمام مسیر با انرژی بالا با هم درگیر بودند و به “آقا و خانم اسمیت” در سیستم تبدیل شدند و…
خلاصه داستان: در شهر پرهیاهوی گوانگپینگ، جایی که انسانها و شیاطین در کنار هم زندگی میکنند، بان شیای جوان و ثروتمند، چشمانی غیرعادی دارد که سایههایی را میبیند که برای دیگران ناپیداست. با اینکه رفتاری شایسته و شخصیتی ملاحظهکار دارد، دیگران او را «دیوانه» مینامند. وقتی بان شیا راز پسرخالهاش را کشف میکند، با شکارچی شیاطین، شوان یه، آشنا میشود؛ بوسهای آرام از سوی او، دنیایی را پیش چشم بان شیا میگشاید که در آن انسانها و شیاطین همزیستی دارند. آن دو، دست در دست هم، به بررسی پدیدههای مرموز شهر گوانگپینگ میپردازند و…
خلاصه داستان: تحت رهبری جنگیزخان ارتش مغول بعد از شکست سلسله چین به سمت جنوب میره تا سلسله سونگ رو از بین ببره و جامعه هنرهای رزمی دشت های مرکزی مثل گوجینگ که مظهر جوانمردین افراد دنیای رزمی رو گردهم میارن تا از کشور و مردم دربرابر این هجوم دفاع کنن