خلاصه داستان: برنامهنویس پن شنگ و یک مدل به نام آنا جذب یک آگهی استخدام در خارج میشوند و برای دستیابی به ثروت به خارج از کشور میروند، اما در نهایت خودشان قربانی کلاهبرداری میشوند و در یک کارخانه مشغول به کار میشوند. برای فرار از این وضعیت، آنها تصمیم میگیرند قماربازی به نام آ تیان و دوستدخترش شیاو یو را هدف قرار داده و پولشان را بدزدند تا کارشان را به اتمام برسانند… آیا پن شنگ و آنا میتوانند از دست رهبران بیرحم گروه کلاهبرداری، مدیر لو و آ کای، فرار کنند؟ در حالی که پلیسها آنها را تحت تعقیب بینالمللی قرار دادهاند، به کجا میتوانند پناه ببرند؟
خلاصه داستان: در افسانهای دلانگیز، لی چینگیوئه، جاودانهای نیرومند که به برکت چهار روح مقدس قدرت یافته، و بای جیو سی، استاد بزرگ و پرآوازهی داتچنگ، سرنوشتشان به هم گره میخورد. اما پیچوتابی بیرحمانه در سرنوشت، سوءتفاهمی دردناک از عشق و نفرت را رقم میزند که به درگیریای غمانگیز و حتی مرگ آنان میانجامد. اما سرنوشت هنوز حرف آخرش را نزده است و…
خلاصه داستان: داستان سریال درباره جوانی به نام لینگ خو چونگ است که در خانواده استاد یوئه بو چون بزرگ شده است. بسیاری از شمشیرزنها و رزمیکارهای آن زمان به دنبال یافتن کتاب آموزش شمشیرزنی بی شیه (شمشیرزنی پیشرفته) بودند، کسی که آن را یاد میگرفت قدرتش تا حد شکستناپذیر شدن افزایش پیدا میکرد. رئیس گروه چینگ چنگ، یو تانگ خای هم به خاطر کینهای که نسبت به خانواده لین داشت و هم بخاطر اینکه این کتاب در اختیار این خانواده بود با طرح توطئه ای قصد از بین بردن این خانواده و بدست آوردن این کتاب را داشت که بدنبال اجرا این توطئه گروه چینگچنگ آقا و خانم لین را دستگیر میکند ولی پسرشان لین پینگ جی با کمک لینگخو چونگ و دختر استاد یوئه از دست آنها فرار میکند و …
خلاصه داستان: این داستان درباره شوئه فانگ فی، دختر یکی از مقامات محلی ثروتمند است که پس از یک بحران بزرگ همه چیز خود را از دست داد. او توسط جیانگ لی، دختر صدراعظم، نجات پیدا کرد و هویت جیانگ لی را به خود گرفت و به پایتخت بازگشت. در آنجا با کمک فرماندار شیائو هنگ و دیگران، او بر مشکلات بسیاری غلبه کرد، به طور خستگیناپذیر با بیعدالتی مبارزه کرد، پدرش را که به ناحق زندانی شده بود نجات داد، به شیائو هنگ در برقراری عدالت کمک کرد و از مردم عادی حمایت کرد.
خلاصه داستان: بای لی دونگ جون، کوچیکترین پسر عمارت هو توی جن شی، از بچگی لجباز بود. تو شعر و ادبیات مهارت نداشت و دوست نداشت هنرهای رزمی یاد بگیره، ولی تو یه چیزی مهارت داشت، درست کردن شراب چون با یه یون، دوستی که تو سن کم به قتل رسید،به هم قول داده بودن که تبدیل به "خدای شراب" بشه.در نهایت به مکتب لی چانگ شنگ، رفت و شروع به یادگیری هنرهای رزمی کرد؛ و تو این روند، با یوئه یائو آشنا میشه و دوباره با یه یون که حالا اسمشو به یه دینگ ژه تغییر داده، متحد میشه و تحت تأثیر و تشویق اونا، بای لی دونگ جون شروع میکنه به اینکه دوباره خودش و مسئولیتهاش رو بشناسه. سالها بعد، یه دینگ ژه توسط بقیه برای راهاندازی جنگ علیه دشتهای مرکزی مورد استفاده قرار میگیره و بای لی دونگ جون گروهی از قهرمانها رو برای مقاومت علیهش رهبری میکنه. تو این شرایط هم بای لی دونگ جون تو مواجهه با بهترین دوستش، عقب نشینی نمیکنه. اون میخواد مردم عادی و حتی دوستش رو نجات بده
خلاصه داستان: این سریال داستان دختری به نام هو هونگ دو است که پس از مرگ بهترین دوستش تصمیم میگیرد که برای استراحت و فراموشی این موضوع به روستای یون میائو برود. در آنجا او تصمیم میگیرد که…
خلاصه داستان: داستان درمورد به اهریمن باستانی بعد از هزاران سال تهذیب بالاخره به مرحله عروج میرسه اما با مصیبت صاعقه از پا درمیاد و روحش با چهارمین پسر بدرد نخور خاندان ژائو آمیخته میشه و حالا باید سفری فوق العاده رو که با سه پیشنهاد وصلت روبروئه و یه زندگی جدید رو شروع کنن
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه حول محور دو دوست دوران کودکی، لینگ چائو و شیائو تو، که به دوران جوانی سفر میکنند و تجربه های غمگین و شادی را با هم به اشتراک می گذارند.