خلاصه داستان: بائه سو جونگ یک تیم برنامه ریزی را در یک فروشگاه مشهور هدایت می کند. او با رئیس جدید خود ، بان یو یئون ، اولین عشق او از یک بازی آنلاین 16 سال پیش ملاقات می کند و ...
خلاصه داستان: دو نفر در زمان های مختلف زندگی می کنند. سئو یون در زمان حال زندگی می کند و یانگ سوک در گذشته زندگی می کند. یک تماس تلفنی این دو را به هم متصل می کند و زندگی آنها به طور غیرقابل برگشتی تغییر می کند.
خلاصه داستان: پروفسور کیم، احتمال وقوع یک سونامی بسیار قوی در یک منطقهی تفریحی محبوب واقع در ساحل جنوبی کره را پیشبینی میکند. او تمام تلاش خود را میکند تا به مقامات و گردشگران هشدار دهد. اما …
خلاصه داستان: دختر چا سونگ دو (پارک شین یانگ) ناگهان می میرد. مراسم تشییع جنازه او 3 روز دیگر برگزار می شود. هنگام تشییع جنازه، شیطان از دل بدن مرده دختر بیدار می شود. کشیش مجبور به جن گیری میشود
خلاصه داستان: لی جه یون، سربازی است که بهتازگی وارد خدمت شده و احساس نگرانی از آینده دارد. نامزد او، کانگ یونگ جو، یک کارمند تازهکار است که در دوران دانشگاه به “الهه مهندسی” معروف بود. با شیوع ویروسی که انسانها را به زامبی تبدیل میکند، آنها تلاش میکنند در خیابانهای خطرناک سئول که پر از زامبیهاست، به هم برسند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره تقابل سخت و پرتنش روانی بین یک کارآگاه جسور به نام هیونگ مین (Kim Yun Seok) و قاتلی مرموز (جو جی هوون) که به قتل چند نفر اعتراف کرده است، میباشد…
خلاصه داستان: کانگ هه نا (Yoon Eun hye) تنها جانشین گروه کانگ سان است و مثل شاهزاده ای با خدمتکارانش زندگی میکند. پدر و مادر هه نا در یک حادثه هوایی کشته شدند و پدربزرگش او را بزرگ کرد. هه نا دختری خودسر و خودخواه است چون گرما و محبت رشد کردن در یک خانواده را تجربه نکرده. یک روز به طور ناگهانی با سو دونگ چان (Yoon Sang hyun) تصادف میکند. دونگ چان می خواهد از هه نا شکایت کند اما هه نا حاضر به عذرخواهی نمیشود و فقط به او پول میدهد. بعد از مدتی دونگ چان خدمتکار هه نا می شود و…
خلاصه داستان: هونگ یون و یه چان از دوران دبستان با یکدیگر دوست هستند و اکنون 18 سال دارند. یه چان عاشق جی هیو 20 ساله میشود و احساساتش را به او ابراز میکند، اما برای جی هیو، یه چان فقط یک دوست است و …