خلاصه داستان: روح مرموز جینی پس از هزار سال خواب بیدار میشود تا سه آرزوی سرنوشتساز را برای گا یونگ، دختر جوانی که هیچ احساسی از خود نشان نمیدهد و به طور ناگهانی صاحب چراغ جادویی شده است، برآورده کند. جینی در حالی که تلاش میکند با شیطنتهایش خود را با دنیای مدرن وفق دهد، کم کم وارد زندگی گا یونگ میشود. در این میان، او و گا یونگ سرد و بی احساس، درگیر عشقی غیر منتظره و پرشور میشوند.
خلاصه داستان: یک جن گیر قلابی به نام دکتر چون به همراه دستیارش یک کانال یوتوب جن گیری آنلاین دارند. یک روز او با مشتری جدیدی به نام یو کیونگ آشنا می شود. او از دکتر چون می خواهد تا خواهر و برادر کوچکترش را که تسخیر شده اند، نجات دهد…
خلاصه داستان: هام مو اوک، صاحب رستورانی معروف و پرفروش، زندگیای پر از موفقیت دارد، اما از این که تنها فرزندش به راهب تبدیل شده و نمیتواند نوهای داشته باشد، ناراحت است. همه چیز زمانی تغییر میکند که دو کودک به رستوران او میآیند و ادعا میکنند که پدرشان هام مون سوک است…
خلاصه داستان: مون جو، دیپلمات باسابقه و سان هو، مزدور مرموز، درگیر پروندهای پیچیده درباره تروری هستند که میان کره شمالی و جنوبی رخ داده و پشت آن بازیهای سیاسی نهفته است. آنها با هم برای افشای حقیقت همکاری میکنند.
خلاصه داستان: یک درام عملی در مورد اولین پاسخ دهندگان درگیر پلیس و آتش نشانان که در شرایط اضطراری با هم کار می کنند تا علیه جرم و آتش سوزی مبارزه کنند.
خلاصه داستان: جونگ یی شین، قاتل زنجیرهای معروف به «مانتیس»، بیست سال پیش 5 مرد را بهطرز وحشیانهای به قتل رسانده است. پسرش، چا سو ول همیشه از مادرش متنفر بوده و اکنون یک کارآگاه شده. او مجبور میشود برای حل یک پرونده که بهنظر میرسد تقلیدی از جنایتهای گذشته «مانتیس» است، از مادرش کمک بگیرد.
خلاصه داستان: نسخه جنوبی کره ای از "همراهان" (2004). این داستان یک مشهور خوش تیپ مشهور است که به رئیس سه دوست و آژانس خود بستگی دارد که سعی می کنند در مبارزات خود به عنوان بازیگر و یک مرد به او کمک کنند.
خلاصه داستان: در این برنامه سلبریتی ها نقش واسطهی عشق را ایفا می کنند. آنها دوستان واقعی خود را به برنامه معرفی میکنند تا در یافتن عشق به آنها کمک کنند. سلبریتیها آنها را در مسیر عاشقانهای همراهی میکنند که پر از لحظات خجالتآور، سیگنالهای گیجکننده و احساسات واقعی است.
خلاصه داستان: داستان دربارهی قاتلی حرفهای به نام مانتیس است که بعد از مرگ رئیس شرکتش، تصمیم میگیرد از آن مجموعه جدا شود و راه تازهای شروع کند. او دوستی قدیمی به نام جی دارد که خودش قاتلی خطرناک است، اما از شرکت اخراج شده و رابطهای پیچیده با مانتیس دارد. در این میان، دوک گو، استاد سابق مانتیس و یکی از بنیانگذاران شرکت، دوباره به صحنه برمیگردد تا شرکت را اداره کند و مانتیس را دوباره به خدمت بگیرد.