خلاصه داستان: فصل دوم، جی آن را به دوران دانشگاهش باز میگرداند؛ جایی که او با یک اپلیکیشن خرید و فروش اجناس و خدمات دست دوم رو به رو می شود. اما روزی فردی ناشناس در این برنامه شروع به ارائه خدمات قتل و تروریستی میکند و حتی شخصی سفارش قتل جی آن را ثبت میکند. در حالی که قاتلان ناشناس جان او را تهدید میکنند، جی آن برای کشف حقیقت و پیدا کردن عامل اصلی این ماجرا وارد نبردی خطرناک میشود.
خلاصه داستان: یک مدیر شهری بهاجبار به همراه خانوادهاش به روستا نقل مکان میکند. در حالی که ابتدا برای بازگشت به زندگی قبلی تلاش میکنند، بهتدریج در دل زندگی ساده روستایی، معنای واقعی خوشبختی و اهمیت خانواده را پیدا میکنند.
خلاصه داستان: یو جه سوک برای نخستین بار اداره یک مهمان خانه را بر عهده میگیرد؛ جایی که تعاملات بامزه و غیرمنتظره میان میزبان ها، کارکنان و مهمانان، فضایی گرم و سرگرمکننده خلق میکند.
خلاصه داستان: گروهی از مجردهای آماده برای شروع یک رابطه عاشقانه وارد خانه سیگنال میشوند تا عشق را پیدا کنند. اما همخانه ها فقط میتوانند از طریق پیامک به یکدیگر ابراز علاقه کنند. و یک پیچش جالب وجود دارد: همه پیام ها ناشناس هستند، یعنی دریافت کننده ها نمیدانند چه کسی برایشان پیام فرستاده و باید حدس بزنند چه کسی تلاش میکند با آنها ارتباط برقرار کند. یک پنل از سلبریتی های متخصص در زمینه عشق نیز حضور دارند تا نظرات خود را به اشتراک بگذارند، از جمله اعضای قبلی یعنی یون جونگ شین، کیم ای نا و لی سانگ مین، و همچنین مفسران جدید یعنی روی کیم و تسوکی از گروه بیلی.
خلاصه داستان: پس از یک اتفاق خانوادگی، چینگ یه در سال آخر دبیرستان به شهر خودش برمیگردد. او که بیشتر عمرش را در شلوغی شهر بزرگ گذرانده، به سختی با فضای جدید کنار میآید و تصمیم میگیرد به محض گرفتن فرصت، آنجا را ترک کند. اما وقتی با نوجوان محلی به نام شینگ وو آشنا میشود که در مدرسه مشکل دارد، تصمیم میگیرد به او کمک کند تا دیپلم بگیرد. کمککم، با وجود تفاوتهای شخصیتی و اولویتهایشان، به هم نزدیک میشوند. بعد از فارغالتحصیلی، چینگ یه برای دانشگاه شهر را ترک میکند، اما سالها بعد دوباره برمیگردد – و شینگ وو هم که هنوز به او علاقه دارد، به انجا بازمیگردد. آیا این فرصت دوباره باعث میشود بالاخره احساس واقعیشان را به هم بگویند؟
خلاصه داستان: هفت سال بعد، وانا وان بازمیگردد! در مخفیگاه رویایی “وانا-بیس”، پر از آرزوهای دیرینه وانا وان، فصل جدیدی از داستان آنها آغاز میشود. اعضایی که به صورت جداگانه در مسیر خود فعال بودهاند، در وانا-بیس جمع میشوند و میخندند، بازی میکنند و با هم خاطرات جدیدی میسازند و به یک “ما”ی قوی تر تبدیل میشوند.
خلاصه داستان: یک کشاورز جوان که قارچ خاصی پرورش میدهد، با یک مجری پر انرژی که برای تمدید قرارداد به سراغش آمده آشنا می شود. با وجود مخالفت های اولیه، تلاش های مداوم دختر باعث می شود رابطه آنها به عشقی شیرین تبدیل شود
خلاصه داستان: یک رئالیتی کرهای با حالوهوای ماجراجویانه و سرگرمکننده است که در آن پارک سوجون، جانگ یومی و چوی ووشیک بدون برنامهریزی قبلی راهی سفر در کرهجنوبی میشوند. آنها از قبل نمیدانند قرار است کجا بروند، کجا بمانند یا حتی چطور به مقصد بعدی برسند، و همین بیخبری، سفرشان را به تجربهای غیرمنتظره، بامزه و پر از لحظههای صمیمی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: ژان ژائو که اکنون محافظ درجه چهار امپراتور است، از دوست قدیمیاش مدرکی درباره یک پروندهٔ حلنشده دریافت میکند و برای یافتن حقیقت راهی سفری پرماجرا میشود. او در این مسیر مورد حمله گروههای مختلف قرار میگیرد و با هو لینگ لونگ، دختر بااستعداد و سرسخت عمارت لینگلونگ، و بایدو تانگ، همان فرد معروف به «موش مو طلایی» آشنا میشود. این سه همدل و همراه، سرنخها را دنبال میکنند و…
خلاصه داستان: داستان در دوران سلسله مینگ میگذره، جایی که یه رسوایی بزرگ، صنعت قدیمی جوهرسازی در "هویژو" رو به هم میریزه. خاندان "لی" که قرنها در این کار سرآمد بودن، یکباره از قله افتادن و آبروشون رفت. همین موقع خاندان "لو" جاشونو گرفت، ولی اونها هم زیاد طولی نکشید که به خاطر دخالت در سیاست دچار مشکل شدن. سالها بعد، "لی جن" دختر کوچولوی شاخه هشتم خاندان لی، مجبور میشه برای امرار معاش وارد کار جوهرسازی بشه. از طرف دیگه "لو ون کیان" پسر دوم خاندان لو، با نقشههاش میخواد آبروی خاندانش رو برگردونه و تک و تنها کل صنعت رو به هم میزنه. حالا این دو نفر باید با هم متحد بشن تا با خاندان نوظهور و قدرتمند "تیان مو" وارد نبردی هوشمندانه و پر از حیله بشن.