خلاصه داستان: ژانگ چی، رئیس سابق بخش جراحی بیمارستان سوم آ، پس از یک اتفاق از بخش جراحی قفسه سینه به مرکز اورژانس منتقل شد و با چی جی، یک پزشک اورژانس باتجربه که با فلسفه پزشکی او همخوانی نداشت، همکاری کرد. ژانگ چی در مرکز اورژانس با حجم کاری زیادی روبهرو است. او خود را یک فرد حرفهای خوب میداند، اما انواع شرایط اضطراری همچنان او را با ضعفهای “کمکهای اولیه جدید” مواجه میکنند.
خلاصه داستان: چول اونگ، یک تازه وارد، در ایستگاه آتش نشانی در سئول است. او به همراه جین سئوپ، یک آتش نشان کهنه کار به اولین ماموریت خود فرستاده می شود .جین سئوپ برخلاف دستور رئیس عمل کرده و یکی از همکاران جان خود را از دست می دهد. ترس چول اونگ به خشم علیه جین سئوپ تبدیل می شود و او را مقصر مرگ همکارش می داند. وقتی درگیری آنها شدید میشود ، آنها برای صحنه آتش سوزی دیگری فراخوانده می شوند که سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر می دهد...
خلاصه داستان: “شیه وانیین” در روز عروسیاش، شاهد قتل دوک توسط مشاور ارشد کشور “دونگفانگ زویی” میشود و خود را هدف بعدی او میبیند. اما “دونگفانگ زویی” به جای اینکه “شیه وانیین” را به قتل برساند، او را مجبور به ازدواج با خودش میکند. این ماجرا به نبردی از هوش و شجاعت منجر میشود که در آن “شیه وانیین” ارتباطات نگرانکنندهای با گذشته خود و توطئهای که سرنوشتشان را به هم پیوند میدهد، کشف میکند.
خلاصه داستان: این داستان دربارهٔ چینگ کای، پسر پادشاه فقید است که برای دور ماندن از نزاعهای درباری به صورت ناشناس در شهری کوچک زندگی میکند. تا اینکه پدرخواندهاش، هان ژونگ، با او تماس میگیرد. برای نجات پدرخواندهاش، چینگ کای مجبور میشود خود را به شکل یک زن درآورد و وارد شهری کوچک شود که تنها زنان مینگ را میپذیرد.
خلاصه داستان: Yongcheonru بزرگ ترین مهمانخانه در Joseon است. شعار آنها این است که مشتری پادشاه است. Yeongcheonru چهار کارآموز جدید دارد و آنها دلایل خاص خود را برای کار در آنجا دارند.
خلاصه داستان: پس از آنکه خانواده شریف شی یون از طرفداری خارج شدند ، او توسط یین جی نجات یافت و در کنار او ماند. با این حال ، به دلیل سوء تفاهم ، این دو در یک رابطه سادوماسوشی باقی مانده اند.
خلاصه داستان: مای لینگ جینگ، خانهدار ناشنوا، یک شوهر عالی وانگ شی مینگ و یک دوست صمیمی بامحبت، سو شی دارد. با این حال، زندگی به ظاهر شاد او زمانی که به طور غیرمنتظره ای شنوایی خود را به دست می آورد، از هم می پاشد. معلوم شد که شوهرش...