خلاصه داستان: هان یی سو پس از مرگ پدرش به دست گروه هتل گایا، تنها برای یک چیز زندگی کرده است: انتقام. اما یک مانع بزرگ در راه یی سو وجود دارد: عشق ناخوشایند او به جو هه وو، وارث گروه هتل گایا.
خلاصه داستان: او هوان خود را در پایین ترین نقطه زندگی اش یافت. او با تشویق دوستانش، قدرتش را جمع کرد و با تمام سختی ها روبرو شد. او مجری برنامه شد و به اوج حرفه خود رسید...
خلاصه داستان: این درام داستان یک واحد تیم تحقیقاتی متروپولیتن را روایت میکند که سازمانی به نام Vigilante را ردیابی میکند که در مورد افراد شروری که از قانون فرار کردهاند، که به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده است، قضاوت میکند.
خلاصه داستان: مرگ حاکم الهه بای زه که به انسانها و شیاطین حکومت میکرد منجر به هرج و مرج هیولاها و جنگ در قلمرو انسانها میشه در این بین ارباب شیاطین با تغییر قیافه و به اسمی دیگر داوطلب میشه تا به انسان ها برای سرکوب این هرج و مرج کمک کنه...
خلاصه داستان: ده سال پیش، خانواده زیوان نابود شد. برای کشف حقیقت چگونگی به سلطنت رسیدن خانواده امپراتوری فعلی، او با نام رن آنله وارد دربار امپراتوری شد و با هانیه آشنا شد.
خلاصه داستان: جانگ تائه سو یک تبهکار افسانه ای در کره است. او یکی از اولین ها در تحلیلگر رفتار مجرمانه در کشور است . او روی یک پرونده قتل کار می کند و متوجه می شود که دخترش در این پرونده نقش دارد. این کشف همه چیز را در باورهای حرفه ای او و رابطه اش با دخترش متزلزل می کند. جانگ ته سو برای محافظت از دخترش تلاش می کند تا حقیقت را فاش کند.
خلاصه داستان: در حالی که او با فشارهای امتحانات نهایی خود کنار می آید، یک دختر نوجوان قلدری دوستی بعید با مرد جوان مرموزی برقرار می کند که از او در برابر مهاجمان محافظت می کند.