خلاصه داستان: در این ریالتی عاشقانه، گروهی از زنان باتجربه و متمرکز بر کار را در برابر مردان جوان و عاشق پیشه قرار میدهد. آنها فقط میدانند که زنان از مردان بزرگ ترند. هدف این است که ببینند آیا میتوانند بدون توجه به سن، عشقی واقعی شکل دهند یا اینکه تفاوت سنی مانع احساساتشان خواهد شد.
خلاصه داستان: جو هو جین، مترجمی با مهارت های زبانی فوق العاده، برای ستارهای جذاب و با اعتما د به نفس به نام چا مو هوی کار میکند. تفاوت نگاه این دو به عشق اول باعث مشکل و سوءتفاهم می شود، اما بهتدریج رابطه شان گرم می شود و گفت و گو های صمیمی شان آنها را به شناخت و درک بهتر یکدیگر می رساند.
.
خلاصه داستان: شیائو ژییـو و هو شیو در جریان یک بازی معمایی قتل با حالوهوای دوران جمهوری چین با هم آشنا میشوند. در دنیای داستانی بازی، جایی میان برفهای در حال بارش و جاسوسانی که در سایهها کمین کردهاند، جرقهای سرنوشتساز میان آن دو شکل میگیرد. اما دیداری غیرمنتظره در دنیای واقعی، راز هویت واقعی هر یک را آشکار میکند. آنها میان دو جهان ناهماهنگِ واقعیت و متن بازی در رفتوآمدند و در این پیوند میانبعدی، سعی میکنند به رشدی دوطرفه دست یابند ولی…
خلاصه داستان: یک قاضی موفق و مشهور پس از حادثهای غیر منتظره از شغلش استعفا میدهد و به عنوان وکیل در سازمانی غیرانتفاعی مشغول میشود. او در کنار همکار ایده آل گرایش، تلاش میکند با استفاده از پول شرکت های بزرگ، از قربانیان بیدفاع حمایت کند و عدالت واقعی را برقرار سازد.
خلاصه داستان: عاشقانه بین مرد و زنه که نخستین بار در ۲۰ سالگی همو ملاقات کردن ولی مسیرشون به جدایی ختم شده ولی بلاخره بعد از مدت ها همو به طور غیر منتظره ملاقات میکنن و اتفاقات عاشقانه و خنده داری براشون میوفته.
خلاصه داستان: چند خلافکار بر سر اسکناسهای جعلی با کیفیت فوق العاده بالا به جان هم میافتند. در مرکز ماجرا «جی» نابغه جنایت است که زندگی چند نفر را نابود کرده؛ یک کارآگاه فاسد، یک مامور سابق ضد جرایم مالی در تعقیب او و زنی نابغه در جعل که برای انتقام بازمیگردد.
خلاصه داستان: در سال 2000، سو مین کی، دانشجوی سال اول دانشگاه هونگین، برای اولین بار عاشق دختری زیبا و محبوب به نام کوان سول ها میشود. دوستانش او را تشویق میکنند که احساساتش را ابراز کند.
خلاصه داستان: لو مان و چن کایشی در دوران دانشگاه همکلاسی بودند. اما پس از فارغالتحصیلی، بهتدریج از یکدیگر دور شدند؛ یکی تبدیل به فیلمنامهنویسی موفق شد و دیگری به خانهداری ثروتمند بدل گشت. دو دوست به ظاهر صمیمی که ده سال از آشناییشان میگذرد، دوباره همدیگر را ملاقات میکنند؛ نه دلشان میخواهد طرف مقابل زندگی بدی داشته باشد، و نه تحمل دیدن موفقیت او را دارند. لو مان از مسیر شغلیاش راضی نیست و امیدوار است با ازدواج، جهشی در زندگیاش ایجاد کرده و با چن کایشی برابر شود؛ کسی که خود در ازدواجی پر از بحران گرفتار شده است. در حالی که رقابت پنهان میان آنها شدت میگیرد، ژونگ چینگچنگ، دختر جوان و زیبایی، به مهرهای کلیدی در این تقابل تبدیل میشود.