خلاصه داستان: بک هیون وو به عنوان مدیر حقوقی گروه کوئینز کار می کند. او موفق ترین فردی است که از روستای زادگاهش یونگدوری آمده و افتخار اهالی آنجاست. او با هونگ هه این، دختر خانواده ای که گروه کوئینز را اداره می کنند، ازدواج کرده است؛ این دو زوج خیلی زود درگیر یک بحران می شوند…
خلاصه داستان: کانگ این ها که در فقر بزرگ شده متوجه می شود پدرش صاحب یک شرکت بزرگ است. او با دوست دوران کودکیش، هان ته اوه شریک می شود تا شرکت و جایگاه خود را تصاحب کنند…
خلاصه داستان: دائه گیل و کینگ یونگجو وارد مسابقه می شوند. Dae-Gil برای زندگی خود شرط میبندد و پادشاه Yeongjo روی نتیجه تمام پادشاهی Joseon شرط میبندد.
خلاصه داستان: در دنیایی که در آن یک اپلیکیشن به مردم هشدار میدهد که اگر کسی در مجاورت آنها را دوست داشته باشد، کیم جوجو عشق جوانی را در حین کنار آمدن با ناملایمات شخصی تجربه میکند.
خلاصه داستان: کانگ وو هیون یک مجری محترم در یک ایستگاه پخش است. او خانواده دوست داشتنی دارد و از او می خواهند وارد عرصه سیاسی شود. زندگی او عالی به نظر می رسد. یک روز با خانواده اش به مسافرت می رود و اتفاقی تلخ رخ می دهد. ...
خلاصه داستان: نویسنده ای با استعداد که جوان ترین سردبیری است که تا به حال در شرکت انتشاراتی خود دارد، درگیر زندگی یک کپی رایتر سابق می شود که برای شغلی ناامید است.
خلاصه داستان: داستان در دوره چوسون اتفاق میافتد، زمانی که مبارزات قدرت پیرامون تاج و تخت به سطوح بسیار بالایی رسیده بود. برای فرار از کسانی که قصد ترور او را دارند، پادشاه یک دلقک را که دقیقاً شبیه او است، بر تخت می نشاند.
خلاصه داستان: کیم بو می به عنوان مجری اخبار تلویزیون کار می کند و فقط به خودش اهمیت می دهد. لی بوم زمانی بازیگر محبوبی بود، اما اکنون همسر یک قانونگذار است. او فقط بر مراقبت از خانواده اش تمرکز می کند. به نوعی این دو زن بدن خود را تغییر می دهند.