خلاصه داستان: چند خلافکار بر سر اسکناسهای جعلی با کیفیت فوق العاده بالا به جان هم میافتند. در مرکز ماجرا «جی» نابغه جنایت است که زندگی چند نفر را نابود کرده؛ یک کارآگاه فاسد، یک مامور سابق ضد جرایم مالی در تعقیب او و زنی نابغه در جعل که برای انتقام بازمیگردد.
خلاصه داستان: لو مان و چن کایشی در دوران دانشگاه همکلاسی بودند. اما پس از فارغالتحصیلی، بهتدریج از یکدیگر دور شدند؛ یکی تبدیل به فیلمنامهنویسی موفق شد و دیگری به خانهداری ثروتمند بدل گشت. دو دوست به ظاهر صمیمی که ده سال از آشناییشان میگذرد، دوباره همدیگر را ملاقات میکنند؛ نه دلشان میخواهد طرف مقابل زندگی بدی داشته باشد، و نه تحمل دیدن موفقیت او را دارند. لو مان از مسیر شغلیاش راضی نیست و امیدوار است با ازدواج، جهشی در زندگیاش ایجاد کرده و با چن کایشی برابر شود؛ کسی که خود در ازدواجی پر از بحران گرفتار شده است. در حالی که رقابت پنهان میان آنها شدت میگیرد، ژونگ چینگچنگ، دختر جوان و زیبایی، به مهرهای کلیدی در این تقابل تبدیل میشود.
خلاصه داستان: وقتی برادر کوچکتر زِنگ چیان بهطور مرموزی در شهر دِنگژو ناپدید میشود—شهری که گرفتار ناپدید شدن مردم، سرابهای عجیب و ظهور ناگهانی یک غول آهنی است—او برای یافتن حقیقت وارد میدان میشود. زنگ چیان در این مسیر با یک استراتژیست زیرک، یک یاغی نقابدار و یک مبارز بااستعداد اما مغرور همپیمان میشود. این گروه نامتعارف با دنبال کردن سرنخها، به توطئهای قدرتمند در پشت اتفاقات فراطبیعی شهر پی میبرند و برای متوقف کردن آن، ناچارند همهچیز را به خطر بیندازند.
.
خلاصه داستان: قهرمان جوان لو جیانگلای پس از تصدی سمت به عنوان قاضی شهرستان چون آن، بارها و بارها پرونده های عجیب و غریب را حل می کرد، اما درگیر یک پرونده قدیمی قتل همسرش بود که باعث شد او از یک ستاره در حال ظهور در شهر سقوط کند.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی بعد از فارغ التحصیلی مسیرهای بسیار متفاوتی را در زندگی انتخاب کرده اند. یکی در شانگهای ماند تا بر حرفه خود تمرکز کند و دیگری برای ازدواج به شهر خود بازگشت. در سال های اخیر، آنها با مشکلات بی سابقه ای روبرو میشوند. در حالی که هر دو آنها شخصیت های کاملاً متفاوتی دارند، اما به همان اندازه سرسخت و شجاع هستند. آنها با غلبه بر مشکلات دست به دست هم می دهند تا فصل جدیدی را در سی سالگی آغاز کنند و…
خلاصه داستان: خلاصه داستان: پارک جونگ هوان (Kim Rae won) رییس تیم مبارزه با فساد در دفتر دادستانیه که متوجه میشه تومور مغزی داره و فقط ۶ ماه فرصت داره.برای همین تصمیم میگیره قبل از مرگش تخلفات و جنایات لی تائه جون (Jo Jae hyun) رو افشا کنه. همینطور تلاش میکنه تا تمام کوتاهی هایی که قبلا در حق همسر سابقش شین ها کیونگ (Kim Ah joong) و دخترش یی رین انجام داده رو جبران کنه…
خلاصه داستان: چن مایدونگ، در نوجوانی بسیار سرکش بود، ولی پس از تجربه یک حادثه در زندگیش، تصمیم میگیرد تا یک برگزار کننده مراسم تشییع جنازه شود. ژوانگ جیه نیز که به دلیل تصادف رانندگی دچار معلولیت شده، برای یک زندگی بهتر تلاش می کند. این درام مسیر آنها را به تصویر میکشد که با وجود شخصیتها و شرایط متضادشان، یاد میگیرند یکدیگر را درک کنند و بپذیرند و…
خلاصه داستان: گو چوان جوانی پر شور و نشاط است و زندگی شادی در پیش دارد تا اینکه در اثر یک تصادف رانندگی زندگی او زیر و رو می شود. او از ناحیه قلب آسیب می بیند و جراحان با پیوند اورژانسی قلب، او را از مرگ نجات میدهند. اما وقتی بهبود پیدا میکند، متوجه میشود که دیگر اجازه انجام اکثر ورزش ها را ندارد. از این بدتر ، پزشکان به او هشدار می دهند که تجربه احساسات شدید نیز می تواند زودتر به زندگی او پایان دهد. او سعی می کند به زندگی عادی برگردد و با احتیاط از هر کاری که می تواند ضربان قلب او را بالا ببرد، اجتناب می کند. تا اینگه زنی به نام جیانگ شیائو نینگ برای کار در شرکتی که وی و دوستش تاسیس کرده اند می آید و …
خلاصه داستان: سه یون ناگهان متوجه می شود که دیگر زمان زیادی برای زندگی کردن ندارد. او از شوهرش جین بونگ میخواهد تا به او کمک کند عشق اولش را پیدا کند. جین بونگ اگرچه در ابتدا تمایلی به اینکار نداشت اما در نهایت قبول میکند. در طول سفر، سه یون و جین بونگ به یاد درخشان ترین و زیباترین لحظات زندگی خود می افتند…