خلاصه داستان: در فصل دوم «حس ششم: تور شهری»، یو جه سوک و همراهانش در قالب یک تور شهری به مکانها و تجربههای مختلف میروند، اما میان آنها همیشه یک مورد «جعلی» پنهان است. وظیفه ی اعضا این است که با حس ششم خود تشخیص دهند کدام مکان یا تجربه واقعی نیست — ترکیبی از خنده، حدس و رقابت!
خلاصه داستان: هان سونگ جو (Ji Hyun woo) یک جراح مغز و اعصابه که تمایل زیادی به رقابت و پیروزی داره. جو این اه (Lee Si young) یک متخصص غدده که علاقه زیادی به هورمون ها داره و معتقده که زندگی بوسیله آنها کنترل میشه. این دو بعد از کار کردن با یکدیگر عاشق هم میشن و …
خلاصه داستان: این سریال داستانی عاشقانه میان یک دختر جوان 18 ساله به نام هی ران و یک مرد میانسال به نام شیائو هان را روایت میکند. آنها بارها یکدیگر را ملاقات کردند و عاشق شدند. اما هی ران بدلیل یک بیماری…
خلاصه داستان: هه وون (Kim Tae ri) کسی که از دشواری های زندگی در شهر خسته شده و تصمیم میگیره به زادگاه خود توی یه روستا برگرده جایی که به کمک دو دوست قدیمیش، طبیعت و آشپزی کمبود های عاطفی خود را بهبود میبخشد…
خلاصه داستان: جونگ هه این (کیم آه جونگ) بازیگر معروفی است که پسرش را می ربایند و برای برای پیدا کردن پسرش هرکاری انجام میدهد. جونگ هه این در یک برنامه زنده تلویزیون شرکت می کند…
خلاصه داستان: این سریال عاشقانه/درام در نسخهای موازی از کره با حکومت مشروطه سلطنتی ( کره مدرن فعلی رو تصور کنید که به جای رئیس جمهور، پادشاهی باشه) روایت میشود. این سریال درباره عشق میان سونگ هی جو، وارث یک خانواده ثروتمند که همهچیز دارد اما به لحاظ اجتماعی فقط یک فرد عادی محسوب میشود، و لی آن، شاهزادهای که با وجود پسر پادشاه بودن چیزی در اختیار ندارد، است.
خلاصه داستان: بازیگران اصلی سریال برای یک سفر دو روز و یک شب جمع میشوند تا خاطرات 10 سال گذشته را مرور کنند، با هم گپ بزنند و لحظات نوستالژیک از زندگی واقعیشان و تجربهٔ کار مشترکشان را به نمایش بگذارند.
خلاصه داستان: هانا، دختر ژاپنی دبیرستانی، برای رسیدن به رویای مدیر شدن در دنیای موسیقی به یک مدرسه هنری مشهور در کره جنوبی می رود. با وجود شروعی موفق و دوستی های تازه، حسادت ها و یک راز پنهان زندگی او را به خطر می اندازد. حالا او باید در فضایی رقابتی تصمیم بگیرد که تسلیم شود یا برای رویاهایش بجنگد.
خلاصه داستان: داستان دربارهی رقابت بی امان میان اعضای «شیکگوپا»، بزرگترین سازمان در شهر یونگدو است. در آستانهی انتخاباتی برای تعیین رئیس بعدی، اعضای این گروه در حالی که هر کدام دنبال رویا ها و جاه طلبی های خود هستند، با رقابتی عجیب و معکوس، سعی میکنند این مقام را «به گردن هم بیندازند» و آن را به دیگری پیشنهاد کنند.
خلاصه داستان: داستان این سریال که در اواخر دهه 1920 اتفاق میافتد، درباره سه دختر صاحب یکی از بزرگترین فروشگاه های بزرگ شانگهای به نام شینگهوا را دنبال میکند که در مقابل یکدیگر قرار میگیرند تا نشان دهند که چه کسی وارث واقعی و تضمین کننده راه خانواده است.