خلاصه داستان: کیم جه وون روزهایش را بدون هیچ هدفی در زندگی میگذراند. او با هان سو یون آشنا میشود. او دچار فراموشی پیش رونده است که مانع شکل گیری خاطرات جدید میشود. با این حال، تلاش میکند با انرژی شاد و مثبت زندگی کند. پس از آشنایی با او، کیم جه وون به تدریج تغییر میکند.
خلاصه داستان: در جریان جشنواره چراغها، شاهدخت "هوای سی" در یک ضیافت به طرز مرموزی جان خود را از دست میدهد. "لی پِی یی" رئیس گارد و "شیائو هوای جین" از دربار، مأموریت تحقیق درباره این ماجرا را بر عهده میگیرند. "لی پِی یی" و "شیائو هوای جین" سپس مجموعهای از پروندههای عجیب و غریب را در دربار داخلی کشف میکنند که سرنوشت زنان در حرمسرای دودمان تانگ را روشن میسازد. در این مسیر، "لی پِی یی" حقیقت پشت قتلی ده ساله را آشکار میکند....
خلاصه داستان: دو نفر از اعضای خانواده که با هم اختلاف دارند، برای بزرگ کردن برادرزاده یتیمشان مجبور به زندگی مشترک می شوند. آنها با چالش های سخت فرزندپروری رو به رو می شوند و برای حل این مشکلات با هم همکاری میکنند. در این مسیر، سوءتفاهم های میانشان برطرف می شود و رابطه آنها دستخوش تغییر میگردد.
خلاصه داستان: در این برنامه زوجهایی که به دلایل مختلف از هم جدا شدهاند، در یک خانه دور هم جمع میشوند تا درباره روابط گذشتهشان فکر کنند، با روابط جدید روبهرو شوند و عشق واقعی خود را پیدا کنند.
خلاصه داستان: تنش و رویارویی میان سه نفر شکل میگیرد. لی وو گیوم یک قاتل زنجیره ای است، اما در عین حال نبوغی کم نظیر در پزشکی دارد و میتواند بیماری های لاعلاج را درمان کند. پارک هان جون وکیلی است که برای نجات جان دختر بیمارش مجبور است لی وو گیوم را نجات دهد. چا یی یون یک دادستان بلندپرواز و برخوردار از موقعیت اجتماعی بالاست که باید با گرفتن حکم اعدام برای لی وو گیوم، شایستگی خود را ثابت کند.
خلاصه داستان: یون بوم یک معلم محبوب و دوست داشتنی در سئول است، اما به دلایلی به یک دبیرستان در شهر کوچکی منتقل میشود. در آنجا با سون جه کیو آشنا میشود؛ او عموی یکی از دانشآموزانش، سون هان کیول است. سون جه کیو مردی درشت هیکل و ظاهرا خشن است، اما در واقع شخصیتی گرم و خوش برخورد دارد. او به یون بوم علاقه مند میشود و احساساتش را کاملا صادقانه و مستقیم به او ابراز میکند.
خلاصه داستان: یک صداپیشه مشهور و یک استاد شیمی در فرودگاه با یکدیگر روبرو می شوند. آنها در حالی که صنایع دستی سنتی و طوفان های آب و هوایی را با هم حفظ می کنند، یک پیوند ایجاد می کنند، و تصمیم می گیرند که همراه مادام العمر باشند.
خلاصه داستان: در پی اتفاقات غیرمنتظره، هان زیچینگ، دختر نامشروع نخستوزیر، با جون بئییه، شاهزادهای که به خدای جنگ معروف است، روبرو میشود. آنها درگیر کشمکشهای ملی شده و با هم در برابر جناحهای مختلف میایستند. جون بئییه، با وجود مقام پایین هان زیچینگ به عنوان دختر نامشروع نخستوزیر، تصمیم میگیرد که از او محافظت کند و…