خلاصه داستان: هوا فوشِنگ جوانی سادهدل و عاشق طبابت است. او روشهای غیرمعمولی برای درمان به کار میبرد که باعث میشود مردم شهر هم دوستش داشته باشند و هم از او بترسند. پس از مرگ بایئی، او به اشتباه متهم به قتل میشود. نشانههایی که استادش بر جا گذاشته، به «کتاب مقدس» مرموزی اشاره دارد. همزمان، وِن جُو — دختر حاکم شهر لیانگژو — و گو تِیان، وارث یک خاندان هنرمند، نیز وارد این ماجرا میشوند. این سه نفر با هم راهی لیانگژو میشوند تا حقیقت را کشف کنند.