خلاصه داستان: کیم جه وون روزهایش را بدون هیچ هدفی در زندگی میگذراند. او با هان سو یون آشنا میشود. او دچار فراموشی پیش رونده است که مانع شکل گیری خاطرات جدید میشود. با این حال، تلاش میکند با انرژی شاد و مثبت زندگی کند. پس از آشنایی با او، کیم جه وون به تدریج تغییر میکند.
خلاصه داستان: در این برنامه زوجهایی که به دلایل مختلف از هم جدا شدهاند، در یک خانه دور هم جمع میشوند تا درباره روابط گذشتهشان فکر کنند، با روابط جدید روبهرو شوند و عشق واقعی خود را پیدا کنند.
خلاصه داستان: یک صداپیشه مشهور و یک استاد شیمی در فرودگاه با یکدیگر روبرو می شوند. آنها در حالی که صنایع دستی سنتی و طوفان های آب و هوایی را با هم حفظ می کنند، یک پیوند ایجاد می کنند، و تصمیم می گیرند که همراه مادام العمر باشند.
خلاصه داستان: در پی اتفاقات غیرمنتظره، هان زیچینگ، دختر نامشروع نخستوزیر، با جون بئییه، شاهزادهای که به خدای جنگ معروف است، روبرو میشود. آنها درگیر کشمکشهای ملی شده و با هم در برابر جناحهای مختلف میایستند. جون بئییه، با وجود مقام پایین هان زیچینگ به عنوان دختر نامشروع نخستوزیر، تصمیم میگیرد که از او محافظت کند و…
خلاصه داستان: لی جی هیوک مردی موفق، سرد و البته شوخ طبع است که پس از تجربه ای تلخ، معنای واقعی زندگی را درمییابد. در کنار او، جی اون اُ، دختری پرشور که زمانی عاشق او بوده، و پارک سونگ جه، دوست ثروتمند اما تنها، قرار دارند. روابط بین آنها با پیچیدگیهای عاطفی، تضاد میان عشق، دوستی و بازسازی خود واقعی، گره میخورد.
خلاصه داستان: چی سِیجِه، جوانترین متخصص پزشک قانونی در شهر لیچِنگ، نامزد خود «یو فِی» را در یک سانحه رانندگی از دست میدهد. اما خیلی زود متوجه میشود که پشت این حادثه نیرویی مرموز پنهان است. او برای کشف حقیقت، به تیم جنایی شهر هِچِنگ میپیوندد و درگیر پروندههایی عجیب و هولناک میشود و…
خلاصه داستان: یه وان گه کارمند یک اداره است که درگیر یک تصادف رانندگی میشود و وقتی به هوش می آید متوجه میشود که به یک شخصیت جدید تبدیل شده است. او فکر میکند که اگر فنگ مو چن و لو وان چینگ را به هم برساند میتواند به حالت قبل برگردد ولی پس از بارها شکست، متوجه میشود که تنها راه ترک آنجا حل معماهای داستان است و…
خلاصه داستان: وقتی یک استریمر مشاورهی مسائل عاشقانه از سال ۲۰۲۵ بهطور ناگهانی وارد یک رمان عاشقانهی کلاسیک مربوط به سال ۱۹۹۹ میشود، خودش را روبهروی یک مدیرعامل زیرک و حیلهگر میبیند که او هم ترفندهای مخصوص خودش را دارد. لین هواناِر برای بازگشت به دنیای واقعی، هر روشی را امتحان میکند تا دل «گائو هایمینگ» سرد و بیاحساس را بهدست بیاورد؛ اما خیلی زود متوجه میشود که در این مسیر، خودش دارد واقعاً عاشق او میشود.
خلاصه داستان: لین یانگ 31 ساله در کارش موفق است ولی یک زندگی کسل کننده دارد. لو ژنگ 24 ساله نیز که قبلا همسایه لینگ یانگ بوده پس از تحصیل از خارج برگشته است. لو ژنگ بسیار تلاش میکند تا وازد زندگی لین یانگ شود ولی لین یانگ مدام به خودش یادآوردی میکند که لو ژنگ از او کوچگتر است اما …