خلاصه داستان: Han Yeo-reum و Nam Hajin به یکدیگر متعهد هستند. قبل از اینکه هاجین بتواند خواستگاری کند، کانگ تائه ها، سابق یئو-ریوم، دوباره در زندگی او ظاهر می شود. یئو رئوم و تائه ها شروع به کار با هم می کنند و متوجه می شوند که ممکن است بخواهند کتاب قدیمی را دوباره کشف کنند...
خلاصه داستان: جین هی و چانگ مین در جوانی ازدواج می کنند اما زمانی که اوضاع بین آنها تلخ می شود، خیلی زود طلاق می گیرند. سالها بعد، آنها دوباره به عنوان کارآموز در یک اورژانس ملاقات میکنند، جایی که باید با یک شغل سخت و ضدیتی که هنوز بین آنها وجود دارد کنار بیایند.
خلاصه داستان: کیم جی هیوک (کانگ جی هوان) پدر و مادری ندارد و زندگی سختی را پشت سر می گذارد. او سپس با دال سوک ملاقات می کند که یک رستوران کوچک در یک بازار سنتی دارد. کیم جی هیوک او را مانند مادرش دنبال می کند و به این سنت می نشیند...
خلاصه داستان: قبل از اینکه جو جانگ می بتواند از دوست پسرش خواستگاری کند، بهترین دوستش، گونگ گی تائه، به او کمک می کند تا از او جدا شود. در همین حال، گی تائه مشتاق است مجرد بماند، اما با اصرار خانوادهاش برای ازدواج، او پیشنهاد نامزدی ساختگی را به او میدهد...
خلاصه داستان: چوی چون هی (جونگ یون جی) وقتی زندگی اش را تامین نمی کند، مهارت های خود را در موسیقی تروت، یک ژانر قدیمی، اما صمیمانه تقویت می کند. وقتی با جانگ جون هیون (جی هیون وو)، یک آهنگساز مغرور، جفت می شود، شانس او از بین می رود...
خلاصه داستان: جو هونگ بین، مدیر عامل یک شرکت بازی سازی، همه چیز را به دست آورده است. او توانا، ثروتمند و حتی خوش قیافه است. با این حال، این مرد کامل در یک چیز کمبود دارد. او خیلی بد اخلاق است. بدترین مرد روی کره زمین یک روز، این گنده نابغه...
خلاصه داستان: این یک درام عاشقانه فانتزی درباره فرشته ای است که پس از نجات یک دانش آموز پسر در خطر، چاره ای جز تبدیل شدن به انسان ندارد. رابطه پر سر و صدا و مضحک بین یک فرشته فانی و دانش آموزان نوجوان دبیرستانی نابسامان خواهد بود...