خلاصه داستان: در سال 2000، سو مین کی، دانشجوی سال اول دانشگاه هونگین، برای اولین بار عاشق دختری زیبا و محبوب به نام کوان سول ها میشود. دوستانش او را تشویق میکنند که احساساتش را ابراز کند.
خلاصه داستان: قهرمان جوان لو جیانگلای پس از تصدی سمت به عنوان قاضی شهرستان چون آن، بارها و بارها پرونده های عجیب و غریب را حل می کرد، اما درگیر یک پرونده قدیمی قتل همسرش بود که باعث شد او از یک ستاره در حال ظهور در شهر سقوط کند.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی بعد از فارغ التحصیلی مسیرهای بسیار متفاوتی را در زندگی انتخاب کرده اند. یکی در شانگهای ماند تا بر حرفه خود تمرکز کند و دیگری برای ازدواج به شهر خود بازگشت. در سال های اخیر، آنها با مشکلات بی سابقه ای روبرو میشوند. در حالی که هر دو آنها شخصیت های کاملاً متفاوتی دارند، اما به همان اندازه سرسخت و شجاع هستند. آنها با غلبه بر مشکلات دست به دست هم می دهند تا فصل جدیدی را در سی سالگی آغاز کنند و…
خلاصه داستان: چن مایدونگ، در نوجوانی بسیار سرکش بود، ولی پس از تجربه یک حادثه در زندگیش، تصمیم میگیرد تا یک برگزار کننده مراسم تشییع جنازه شود. ژوانگ جیه نیز که به دلیل تصادف رانندگی دچار معلولیت شده، برای یک زندگی بهتر تلاش می کند. این درام مسیر آنها را به تصویر میکشد که با وجود شخصیتها و شرایط متضادشان، یاد میگیرند یکدیگر را درک کنند و بپذیرند و…
خلاصه داستان: گو چوان جوانی پر شور و نشاط است و زندگی شادی در پیش دارد تا اینکه در اثر یک تصادف رانندگی زندگی او زیر و رو می شود. او از ناحیه قلب آسیب می بیند و جراحان با پیوند اورژانسی قلب، او را از مرگ نجات میدهند. اما وقتی بهبود پیدا میکند، متوجه میشود که دیگر اجازه انجام اکثر ورزش ها را ندارد. از این بدتر ، پزشکان به او هشدار می دهند که تجربه احساسات شدید نیز می تواند زودتر به زندگی او پایان دهد. او سعی می کند به زندگی عادی برگردد و با احتیاط از هر کاری که می تواند ضربان قلب او را بالا ببرد، اجتناب می کند. تا اینگه زنی به نام جیانگ شیائو نینگ برای کار در شرکتی که وی و دوستش تاسیس کرده اند می آید و …
خلاصه داستان: سه یون ناگهان متوجه می شود که دیگر زمان زیادی برای زندگی کردن ندارد. او از شوهرش جین بونگ میخواهد تا به او کمک کند عشق اولش را پیدا کند. جین بونگ اگرچه در ابتدا تمایلی به اینکار نداشت اما در نهایت قبول میکند. در طول سفر، سه یون و جین بونگ به یاد درخشان ترین و زیباترین لحظات زندگی خود می افتند…
خلاصه داستان: اوه سول رم، دانشآموز برتر دبیرستان، به یک بازی آنلاین معتاد شده و در آن عاشق کاربری به نام تاراکاکسکالی میشود. پس از ناپدید شدن او، سول رم تصمیم میگیرد بازی را رها کرده و برای ورود به دانشگاه تلاش کند. او در نهایت وارد همان دانشگاهی میشود که تاراکاکسکالی در آن تحصیل میکند و به دنبال او میگردد.
خلاصه داستان: لیو شیلای رئیس شرکتی است که از بیماری بلاشینگ رنج میبرد، با فهمیدن این موضوع که تیان تیان دختر جوانی که اغلب او را به چالش میکشد تنها داروی درمانی اوست، او را به عنوان دستیار خود استخدام میکند تا همیشه در کنارش باشد اما…