خلاصه داستان: ازدواج بین لی رونگ و پی ون ژوان در 18 سالگی پس از یک اتحادیه بی عشق که 30 سال در آن بود ، می میرند اما در 18 سالگی دوباره با فرصتی برای طلاق پس از ازدواج مجدد ، دوباره بیدار شدند.
خلاصه داستان: دختری که هربار برای نجات از ازدواجی که خواهانش نیست یا اتفاقی که براش میفته از دنیا میره وباز تناسخ پیدا میکنه تا اشتباه قبلیش رو جبران کنه باید دید بعد از سومین برگشتش چه اتفاقی میفته
خلاصه داستان: “شیه وانیین” در روز عروسیاش، شاهد قتل دوک توسط مشاور ارشد کشور “دونگفانگ زویی” میشود و خود را هدف بعدی او میبیند. اما “دونگفانگ زویی” به جای اینکه “شیه وانیین” را به قتل برساند، او را مجبور به ازدواج با خودش میکند. این ماجرا به نبردی از هوش و شجاعت منجر میشود که در آن “شیه وانیین” ارتباطات نگرانکنندهای با گذشته خود و توطئهای که سرنوشتشان را به هم پیوند میدهد، کشف میکند.
خلاصه داستان: خانم لی ثروتمند خانواده خود را از لووینگ به Bianjing منتقل می کند تا همسر خود را برای پنج دخترش پیدا کند. با وجود مبارزات اولیه ، خانواده برای ایجاد یک تجارت و جستجوی مسابقات مناسب با هم همکاری می کنند.
خلاصه داستان: این داستان دربارهٔ چینگ کای، پسر پادشاه فقید است که برای دور ماندن از نزاعهای درباری به صورت ناشناس در شهری کوچک زندگی میکند. تا اینکه پدرخواندهاش، هان ژونگ، با او تماس میگیرد. برای نجات پدرخواندهاش، چینگ کای مجبور میشود خود را به شکل یک زن درآورد و وارد شهری کوچک شود که تنها زنان مینگ را میپذیرد.
خلاصه داستان: داستانی در مورد شاهزاده ای که کتابی در مورد داستان های ارواح دریافت می کند که شامل انواع نفرین های زندگی است و احساس می کند نفرین یک به یک اتفاق می افتد.
خلاصه داستان: ملکه وون کیونگ در دوره گوریو با لی بنگ وون، معروف به شاهزاده جونگان ازدواج کرده است.
لی بنگ وون می خواهد پادشاه بعدی شود، اما پدرش پسر دومش لی بنگ گوا را به عنوان جانشین خود انتخاب می کند. وون کیونگ و همسرش لی بنگ وون از این موضوع خوشحال نیستند...
خلاصه داستان: Yongcheonru بزرگ ترین مهمانخانه در Joseon است. شعار آنها این است که مشتری پادشاه است. Yeongcheonru چهار کارآموز جدید دارد و آنها دلایل خاص خود را برای کار در آنجا دارند.
خلاصه داستان: در سال 1950 و در بحبوحه جنگ کره، گروهبان سلیمان با پیکر نیمه یخزده دختربچهای مواجه میشود که در آستانه مرگ قرار گرفتهاست. سلیمان برای نجات این دختربچه، جان خود را به خطر میاندازد و…