خلاصه داستان: داستان درمورد به اهریمن باستانی بعد از هزاران سال تهذیب بالاخره به مرحله عروج میرسه اما با مصیبت صاعقه از پا درمیاد و روحش با چهارمین پسر بدرد نخور خاندان ژائو آمیخته میشه و حالا باید سفری فوق العاده رو که با سه پیشنهاد وصلت روبروئه و یه زندگی جدید رو شروع کنن
خلاصه داستان: در سریال های تلویزیونی ، لی هونگی نقش نوجوان مرموز Shenmu را که متعلق به خانواده Hermit است ، ایفا می کند. وی نسل ها در حال مطالعه پزشکی بوده است. پزشکان جوان او در حال چرخش کامل بوده اند و افراد Shenmu زیاد نیستند ...
خلاصه داستان: «افسانه زانگهای» داستان پسر منجم سلطنتی، کوای دو، را روایت میکند. او که سراسر وجودش را انتقام فرا گرفته، یک دهه از عمرش را صرف پرورش مهارتهایش میکند. با نام زانگهای، راهی پایتخت میشود تا حقیقت را کشف کند، انتقام خانوادهاش را بگیرد و عدالت را برقرار سازد.
خلاصه داستان: یون گاب، یک افسر خوشقیافه در قصر، توسط موجودی به نام ایموگی تسخیر میشود. این موجود به یوری، دختری که اولین عشق یون گاب بوده، ارتباط دارد. یوری نوهی یک شمن معروف است، اما نمیخواهد واسطهی ارواح باشد و بهجای آن، عینکسازی میکند. ایموگی برای رفتن به بهشت به بدن او نیاز دارد، اما یوری مخالفت میکند. در همین زمان، شاه لی سونگ که میخواهد کشورش را قوی کند، با حوادث ترسناکی در قصر روبهرو میشود. این اتفاقات به ارواح زنانی مربوط میشود که از خانوادهی سلطنتی انتقام میگیرند. حالا یون گاب، یوری و شاه لی سونگ تلاش میکنند راز این ارواح را کشف کرده و از شر آنها خلاص شوند.
خلاصه داستان: چو هان گایول در یک حلقه زمانی که 33 بار دبیرستان را پشت سر گذاشت ، گیر کرد. او سعی کرد حلقه را بشکند ، اما روز بعد از فارغ التحصیلی او همیشه به مراسم ورودی تبدیل شد. او تسلیم شد و ثروت آنلاین را گفت ...
خلاصه داستان: داستان این فیلم درباره ماجراجویی های یین یانگ و دوستش بو یا را در یک دنیای عرفانی جاییکه که انسان ها و موجودات ماوراء طبیعی در کنار هم زندگی می کنند روایت میکند.
خلاصه داستان: : این سریال درباره زنی سالخورده به نام ههسوک است که پس از مرگ، با همان چهره سالخوردگیاش به بهشت میرود. همسرش کو ناکجون که همیشه زیبایی او را تحسین میکرد، در بهشت با چهره سیساله خود منتظر اوست. او در بهشت بهعنوان پستچی کار میکند و سالها منتظر ههسوک بوده است
خلاصه داستان: داستان در سلسله تانگ اتفاق می افتد. قهرمان ما آخرین عضو بازمانده از خانواده ژنرال لین گوانگ یوان است که تمام خانواده توسط شی هوو، ژنرال ارشد، بی رحمانه، به قتل رسیدند. پسر کوچک (آینده چن فی یو) دختر جوان بی جانی را به نام (سونگ یی رن) پیدا میکند و آنها خانواده ی یکدیگر می شنوند. آنها با هویتی دیگر به شهر وی می روند و بعدها وارد اردوگاه نظامی می شوند. بعد از گذشت هشت سال، آنها ماموریت پیدا میکنند تا یک مهمان نجیب زاده را به چانگ آن برگردانند. او چهارمین شاهزاده خانم تانگ است که مجبور به یک ازدواج سیاسی با رهبر یک قبیله برای برقراری صلح شده بود. شوهرش مرده و اکنون او باید به قصر بازگردد. این فرصتی است برای قهرمان ما تا شایستگی اش را به شاهزاده خانم نشان دهد و وارد آکادمی معروف تانگ شود تا بتواند با نخبگان آموزش ببیند، زیرا او باید انتقام خانواده اش را بگیرد!
خلاصه داستان: داستان درمورد یه جادوگره که گردنبند قدرتش رو از دست میده و حالا گرفتار یه نفرین مرگبار شده و بعد از کلی تلاش و ناامیدی برای پس گرفتن گردنبندش با یه فیزیکدان معامله ای خطرناک میکنه و قول میده یه ارزوش رو برآورده کنه اما سرنوشت خواب دیگه ای برای این دو دیده
خلاصه داستان: این داستان درباره “دونگفانگ هوآیژو” و “وانگچوان هونگیه” است، رهبران دو خاندان بزرگ “دونگفانگ” و “وانگچوان”. در دورانی که انسانها و شیاطین درگیر نبردی سخت هستند، آنها برای برقراری تعادل و احیای اتحاد یگانگی با یکدیگر همکاری میکنند. در هفتمین روز از هفتمین ماه، در عمارت بامبو کنار رودخانه هوآی، سرنوشتشان، همانند دو تیغهی شمشیر که هرگز از هم جدا نخواهند شد، در هم تنیده میشود. آنها زیباترین پیمان را رقم میزنند و داستانی را روایت میکنند که…