خلاصه داستان: مو مو، دختربچهای ۷ ساله و شاد، در کنار پدرش “شیائو ما” در جامعهای پرمحبت از ناشنوایان بزرگ میشود. اما آرامش زندگیشان زمانی به هم میریزد که مادر دورافتادهاش، “شیائو جینگ”، بازمیگردد و مو مو را به دنیای شنواها میکشاند. مو مو در تلاش برای ارتباط برقرار کردن، درمییابد که عشق و ارتباط فراتر از واژهها هستند.
خلاصه داستان: داستان این فیلم درباره ماجراجویی های یین یانگ و دوستش بو یا را در یک دنیای عرفانی جاییکه که انسان ها و موجودات ماوراء طبیعی در کنار هم زندگی می کنند روایت میکند.
خلاصه داستان: لو لی عاشق یک برنامه نویس نابغه به نام جیانگ ییچنگ میشود. به همین دلیل لو لی مدرسه و رشته ای که قبلا جیانگ ییچنگ رفته بود رو به امید اینکه روزی در شرکت جیانگ ییچنگ کار کنه انتخاب میکنه. او با الگو برداری از جیانگ ییچنگ نمرات خوبی در رشته حسابداری کسب میکنه و پس از فارغ التحصیلی با وحود اینکه میدانسته شرکت جیانگ ییچنگ زن ها رو استخدام نمیکنه تصمیم می گیره که خودشو به عنوان یک مرد مبدل کنه و وارد شرکت بشه و …
خلاصه داستان: داستان در سلسله تانگ اتفاق می افتد. قهرمان ما آخرین عضو بازمانده از خانواده ژنرال لین گوانگ یوان است که تمام خانواده توسط شی هوو، ژنرال ارشد، بی رحمانه، به قتل رسیدند. پسر کوچک (آینده چن فی یو) دختر جوان بی جانی را به نام (سونگ یی رن) پیدا میکند و آنها خانواده ی یکدیگر می شنوند. آنها با هویتی دیگر به شهر وی می روند و بعدها وارد اردوگاه نظامی می شوند. بعد از گذشت هشت سال، آنها ماموریت پیدا میکنند تا یک مهمان نجیب زاده را به چانگ آن برگردانند. او چهارمین شاهزاده خانم تانگ است که مجبور به یک ازدواج سیاسی با رهبر یک قبیله برای برقراری صلح شده بود. شوهرش مرده و اکنون او باید به قصر بازگردد. این فرصتی است برای قهرمان ما تا شایستگی اش را به شاهزاده خانم نشان دهد و وارد آکادمی معروف تانگ شود تا بتواند با نخبگان آموزش ببیند، زیرا او باید انتقام خانواده اش را بگیرد!
خلاصه داستان: ژانگ پینگ محقق فقیریه که در خیابان ها سرگردان است و از مهارت خود در ساخت رشته فرنگی، برای امرار معاش استفاده میکند. او علیرغم اینکه از نظر ظاهری فردی عادی بنظر میرسد، ولی طبیعتی مداخله گر دارد و دوست دارد خود را درگیر پروندههای حکومتی کند. او با استفاده از مهارتهای مشاهدهای دقیق و تفکر خارج از چهارچوبش، میتواند نکات منحصر به فرد هر پرونده را درک کند. با این حال به دلیل منزوی بودنش مورد پسند دیگران نیست. لان جو، وزیر تشریفات دربار که با داشتن ظاهری ملایم و زیبا، به نظر می رسد زندگی آرامی دارد، اما در واقع رازی دارد که آنرا پنهان می کند. یک روز که ژانگ پینگ برای شرکت در امتحانات حکومتی به پایتخت سفر می کند، به طور تصادفی درگیر عملیات مخفیانه لان جو می شود و با استفاده از هوش خود پرونده را حل کند، اما نقشه لان جو را به هم می زند و در عین حال رازش را نیز کشف میکند. از آن زمان به بعد، این دو نفر با اختلاف موقعیت و آرمانهای متناقض با هم دوستان صمیمی میشوند ولی…
خلاصه داستان: داستان درمورد یه جادوگره که گردنبند قدرتش رو از دست میده و حالا گرفتار یه نفرین مرگبار شده و بعد از کلی تلاش و ناامیدی برای پس گرفتن گردنبندش با یه فیزیکدان معامله ای خطرناک میکنه و قول میده یه ارزوش رو برآورده کنه اما سرنوشت خواب دیگه ای برای این دو دیده
خلاصه داستان: این داستان درباره “دونگفانگ هوآیژو” و “وانگچوان هونگیه” است، رهبران دو خاندان بزرگ “دونگفانگ” و “وانگچوان”. در دورانی که انسانها و شیاطین درگیر نبردی سخت هستند، آنها برای برقراری تعادل و احیای اتحاد یگانگی با یکدیگر همکاری میکنند. در هفتمین روز از هفتمین ماه، در عمارت بامبو کنار رودخانه هوآی، سرنوشتشان، همانند دو تیغهی شمشیر که هرگز از هم جدا نخواهند شد، در هم تنیده میشود. آنها زیباترین پیمان را رقم میزنند و داستانی را روایت میکنند که…
خلاصه داستان: در ویلای برفی، شیائو سه، مسافرخانه دار خسیسی که یک کت گران قیمت می پوشد اما توانایی نگهداری از مسافرخانه را ندارد، با لی ووجی، یکی از شاگردان قبیله لی که به تازگی وارد دنیای هنرهای رزمی شده، ملاقات میکند. این دو تصمیم می گیرند با هم در دنیای هنرهای رزمی سیر کنند. در سفر خود، از طریق یک سری از سوء تفاهمات سرنوشت ساز، آنها با ووکسین، رئیس جوان تیانوای آشنا می شوند و…
خلاصه داستان: مبارزه خیر و شر سالهاست ادامه داره و رهبران دو جبهه حسابی درگیرن اما شاگردانی جوون هر دو طرف از اتفاق باهم دوست میشن ، تو درگیری فنگ لی زو برای نجات جون استادش مجبور میشه شن شائویو رو از صخره پایین پرت کنه اما از بخت خوب دخترک اولین ارباب فرقه شر نجاتش میده و از همون روز تقدیر این دو تغییر میکنه حالا فنگ لی زو رهبر فرقه شر شده درحالیکه شن شائو یو رهبر فرقه خیره و قراره در مبارزه ای تن به تن هم رو بکشن
خلاصه داستان: شو نیان نیان و یانگ یی در زیباترین دوران زندگیشان با هم آشنا شدند و خاطرهانگیزترین لحظات جوانی را تجربه کردند. اما این دوره از زندگیشان، روزی در گذر زمان فراموش خواهد شد و…