خلاصه داستان: داستان درباره یک خبرنگار زن است که پس از متنفر شدن با یک مرد مشهور و تبدیل شدن به یک ضد هوادار، مخالف یک طرفدار، با یک مرد مشهور ازدواج می کند.
خلاصه داستان: تنش و رویارویی میان سه نفر شکل میگیرد. لی وو گیوم یک قاتل زنجیره ای است، اما در عین حال نبوغی کم نظیر در پزشکی دارد و میتواند بیماری های لاعلاج را درمان کند. پارک هان جون وکیلی است که برای نجات جان دختر بیمارش مجبور است لی وو گیوم را نجات دهد. چا یی یون یک دادستان بلندپرواز و برخوردار از موقعیت اجتماعی بالاست که باید با گرفتن حکم اعدام برای لی وو گیوم، شایستگی خود را ثابت کند.
خلاصه داستان: فیلم درباره سه جوان تنها و آسیب دیده است که در یک فروشگاه بزرگ کار میکنند. آنها در حالی که با مشکلات درونی و ناامیدی های خود دست و پنجه نرم میکنند، به یکدیگر دلگرمی میدهند و یاد میگیرند چگونه با زندگی و عشق رو به رو شوند.
خلاصه داستان: این برنامه که با حضور چند مجری اجرا می شود در واقع به معرفی مکان های گردشی و دیدنی در کره جنوبی می پردازد . اعضای گروه در هر قسمت از برنامه به یکی از این مکان ها سفر می کنند
خلاصه داستان: در جشن فانوس، شاهدخت نینگیوان بهشکلی مرموز در ضیافت شبانه جان میبازد. لی پییی، شاهدخت شهرستان فوچانگ، بههمراه شیائو هوایجین، معاون اداره اخترشناسی، مأمور رسیدگی به این پرونده میشوند. این دو با هوش، دقت و همکاری نزدیک، ردِ سرنخها را در دل کاخ تانگ دنبال میکنند و به راز قتل میرسند. اما این تنها آغاز ماجراست؛ پروندههای مرموز دیگری در کاخ درونی رخ میدهد که…
خلاصه داستان: دو زن در محله خطرناک گانگنام سئول زندگی میکنند و در تلاشند تا از این سبک زندگی فرار کنند. وقتی که به آخرین امیدشان میرسند، ثروتی پنهان از طلا و پول کثیف را پیدا میکنند و تمام شجاعتشان را برای یک ریسک بزرگ و نهایی میگذارند تا به زندگی جدیدی دست یابند.
خلاصه داستان: زنی هست که دزدی میکنه به خاطر کمک به مردم و شاهزاده ای که با کارآگاهی اونُ پیدا میکنه، بدون اینکه بشناستش و روحشون با هم عوض میشه و مجبور به محافظت از هم میشن.
خلاصه داستان: جانگ یونگ شیل که هر چقدر هم که تلاش کرد نتوانست شغلی تمام وقت پیدا کند، سرانجام در سن 35 سالگی به عنوان کامنت نویس برای اداره امنیت ملی استخدام شد.
خلاصه داستان: در یک دوره پر هرج و مرج در اواخر سلسله تانگ، چی زو (لی یی تانگ) توسط پدرش به یک فاحشه خانه فروخته شد. او پس از ورود ناخواسته به شهری اسرارآمیز که در آن نام وان می را به او دادند، شانس دومی پیدا می کند...