خلاصه داستان: یک پزشک نابغه با دستکاری مرزهای زندگی و مرگ، درگیر داستانی میشود که در آن یک ستاره زن پس از کما دچار تغییری اسرارآمیز میشود. در میان عشقهای قدیمی و جدید، این داستان سوال عمیقی را مطرح میکند: آیا عشق به روح است یا به جسم؟ و نشان میدهد عبور از مرزهای ممنوعه به نام عشق چه عواقب خطرناکی دارد.
خلاصه داستان: بعد فاش شدن قضیه دانشگاه جهنمی عده ای دوست مجبور میشن به مدرسه ای وحشتناک که هرشب قتل توش مجازه برن حالا زین قهرمان داستان برای زنده نگه داشتن دوستاش میجنگه و درعین حال سیستمی رو کشف میکنه که حق خروج از مدرسه رو به احدی نمیده
خلاصه داستان: بازیگر پارک بو گوم که در واقع مدرک آرایشگری هم دارد، به همراه دوستان بازیگرش لی سانگ یی و کواک دونگ یون یک سالن آرایش موقت در یک روستای دورافتاده راهاندازی میکند. آنها در این سالن، موهای اهالی روستا را اصلاح و مرتب میکنند و در کنار آن، با مردم محلی صمیمی میشوند، حس همدلی و اجتماع را تقویت میکنند و رابطههای نزدیکی میسازند. با وجود کلی اتفاق بامزه و دردسرهای پیش بینی نشده، این سه نفر با تمام دل و جان تلاش میکنند تا با هر اصلاح مو، تغییری کوچک اما واقعی در زندگی دیگران ایجاد کنند.
خلاصه داستان: داستان درباره یک دانش آموز دبیرستانی است که شب ها رمان عاشقانه مینویسد و ناگهان با نسخه های واقعی شخصیت های داستانش در مدرسه اش روبه رو میشود. حضور این معلم های متفاوت و جذاب، زندگی او را به مسیری پر از اتفاقات غیرمنتظره، هیجان و چالش های احساسی میکشاند.
خلاصه داستان: دختری که سال ها با هدف انتقام زندگی کرده، درست زمانی که به هدفش نزدیک میشود حافظه اش را از دست میدهد. او در تلاش برای به یاد آوردن گذشته، به رازهایی خطرناک و حقیقتی شوکه کننده نزدیک میشود.
خلاصه داستان: یک مدیر شهری بهاجبار به همراه خانوادهاش به روستا نقل مکان میکند. در حالی که ابتدا برای بازگشت به زندگی قبلی تلاش میکنند، بهتدریج در دل زندگی ساده روستایی، معنای واقعی خوشبختی و اهمیت خانواده را پیدا میکنند.
خلاصه داستان: داستان درمورد دختری امروزیه که اتفاقی به دوره سلسله یونگ برمیگرده و تو جیم رقاصی مشهور چشم باز میکنه و حالا همونطور که مخفیانه درمورد ناپدید شدن چند رقاص سرای هوان یو تحقیق میکنه با یه ارباب جوان حقه باز هم دست میشه تا رازی خطرناک رو کشف کنن
خلاصه داستان: گروهی از مجردهای آماده برای شروع یک رابطه عاشقانه وارد خانه سیگنال میشوند تا عشق را پیدا کنند. اما همخانه ها فقط میتوانند از طریق پیامک به یکدیگر ابراز علاقه کنند. و یک پیچش جالب وجود دارد: همه پیام ها ناشناس هستند، یعنی دریافت کننده ها نمیدانند چه کسی برایشان پیام فرستاده و باید حدس بزنند چه کسی تلاش میکند با آنها ارتباط برقرار کند. یک پنل از سلبریتی های متخصص در زمینه عشق نیز حضور دارند تا نظرات خود را به اشتراک بگذارند، از جمله اعضای قبلی یعنی یون جونگ شین، کیم ای نا و لی سانگ مین، و همچنین مفسران جدید یعنی روی کیم و تسوکی از گروه بیلی.
خلاصه داستان: پنج بازیگر با عینک آفتابی و لباسهای ست، حال و هوایی شبیه به ماموران مخفی به خود گرفتهاند. آنها حتی در حالی که سعی میکنند ناشناس عمل کنند، اعتماد به نفس خود را نشان میدهند و کنجکاوی را در مورد ماموریت مخفی خود برمیانگیزند.در همین حال، شعار برنامه نوید یک «عملیات مخفیانه و پر هرج و مرج برای اهدای هدیه» را میدهد!
خلاصه داستان: در نبردی دریاچه یخ، چو کیائو و ژوگه یوئه به دریاچهای یخزده سقوط میکنند و همه گمان میکنند ژوگه یوئه مرده است. چو کیائو که درگیر دسیسهها و جنگ قدرت شده، برای انتقام و برقراری عدالت میجنگد. در این مسیر، با کمک مردی مرموز به زنده بودن ژوگه یوئه مشکوک میشود، در حالیکه یان شون با بیرحمی جنگی بزرگ را میان چند پادشاهی شعلهور کرده است. اکنون چو کیائو باید میان انتقام، حقیقت و نجات سرزمینش تصمیم بگیرد.