خلاصه داستان: هیون (Ryu Seung Ryong) نویسنده ای پرفروش می باشد اما به مدت هفت سال است که نتوانسته کتاب جدیدی منتشر کند. همسر جدید او نیز به همراه دخترش در خارج از کشور به سر میبرند و او احساس تنهایی میکند. تا اینکه با یوجین (Mu Jin Sung) آشنا می شود و تصمیم میگیرند رمان جدیدی بنویسند…
خلاصه داستان: داستان درمورد به اهریمن باستانی بعد از هزاران سال تهذیب بالاخره به مرحله عروج میرسه اما با مصیبت صاعقه از پا درمیاد و روحش با چهارمین پسر بدرد نخور خاندان ژائو آمیخته میشه و حالا باید سفری فوق العاده رو که با سه پیشنهاد وصلت روبروئه و یه زندگی جدید رو شروع کنن
خلاصه داستان: واحد جنایات مالی کره جنوبی پس از غفلت با پول ، یک مرد را برای یک مرد درگیر در یک کلاهبرداری مالی در سراسر کشور راه اندازی می کند و هویت جدیدی را به خود اختصاص می دهد.
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه حول محور دو دوست دوران کودکی، لینگ چائو و شیائو تو، که به دوران جوانی سفر میکنند و تجربه های غمگین و شادی را با هم به اشتراک می گذارند.
خلاصه داستان: این فیلم درباره اتحاد جناح های متفاوت از قانون است که برای دستگیری و به دام انداختن حرفه ایی ترین کلاهبردار جهان با یکدیگر همکاری کنند و …
خلاصه داستان: داستان در شهر بارانی چینگیی آغاز میشود؛ جایی که شو ژی، «اسب سیاه» دبیرستان رویجون، با چن لو ژو، «نفر اول» دبیرستان، آشنا میشود. بهدلیل یک سوءتفاهم، ماجرای «رئیس جدی» و «شاعر آرام» آغاز میشود. با شوخیها و کلکلهایشان، فضای مبهمی میان آن دو شکل میگیرد که به یک کشاکش احساسی شدید میانجامد. اما واقعیت خیلی زود روی رابطهشان دکمه توقف را میزند: خانواده چن لو ژو او را برای ادامه تحصیل به خارج میفرستند و شو ژی نیز برای تحصیل در رشته معماری به پکن میرود؛ و اینگونه از هم جدا میشوند. با این حال، چرخ سرنوشت همهچیز را تغییر میدهد؛ چن لو ژو تحصیل در خارج را رها کرده و به چین بازمیگردد و وارد همان دانشگاهی میشود که شو ژی در آن درس میخواند. ولی…
خلاصه داستان: در سریال های تلویزیونی ، لی هونگی نقش نوجوان مرموز Shenmu را که متعلق به خانواده Hermit است ، ایفا می کند. وی نسل ها در حال مطالعه پزشکی بوده است. پزشکان جوان او در حال چرخش کامل بوده اند و افراد Shenmu زیاد نیستند ...
خلاصه داستان: هان بئوم یو جانشین یک شرکت بزرگ مواد غذایی، که بهترین رستوران غذاخوری خوب را در سئول اداره می کند، اما علاقه ای به "طعم" ندارد، و مو یئون جو، سرآشپزی دیوانه که یک رستوران بدون تابلو را در گوشه ای دورافتاده از حومه شهر اداره می کند را به تصویر می کشد. آنها با هم رشد می کنند و در حین اداره یک رستوران کوچک در شهر عاشق هم می شوند.