خلاصه داستان: این سریال سعی میکند به مشکلات دانش آموزان سال آخر دبیرستان و ورود آنها به دانشگاه بپردازد،به این ترتیب که دختری به نام هانی که بسیار کودن و دست وپا چلفتی هست عاشق همکلاسی نابغه خود به نام سونگجو (کیم هیون جونگ) میشود و سعی میکند برای رقابت با او از رتبه اخر به رتبه ۵۰مدرسه برسد
خلاصه داستان: نویسنده فیلم موفق سال 2009 Shining Inheritance یک پیچ و تاب کمدی رمانتیک به این داستان سنتی انتقام میافزاید. ما هی ری پس از فارغ التحصیلی از دانشکده حقوق با تلاش اندک به دلیل حافظه عالی و هوش بالایش، اهمیت چندانی ندارد ...
خلاصه داستان: لی دائه گیل (Jang Hyuk) ارباب زاده ای است که به یکی از برده های خانه اش علاقه مند شده است. برادر این برده خانه ارباب لی دائه گیل را به آتش کشیده و باعث می شود او هر چه را که داشته از دست بدهد. لی در خیابان ها سرگردان می شود و به دلیل کینه ای که از برده ها به دل گرفته شکارچی برده می شود. او با تشکیل یک گروه سه نفره به شکار برده ها می رود. ده سال از این اتفاق می گذرد…
خلاصه داستان: اقتباسی مدرن از سیندرلا با پیچ و تاب مانند سیندرلای ما، گو هیو سان، مورد علاقه همه است، در حالی که خواهر ناتنی او، یون جو، گذشته تاریکی دارد و با این واقعیت دست و پنجه نرم می کند که مادرش شروع به مراقبت بیشتر از هیو سان می کند. .
خلاصه داستان: داستان پادشاه گئونچوگو، پادشاه جنگجوی باکجه، که تحت فرمانروایی او پادشاهی با فتوحات نظامی شکوفا شد و از طریق آن بیشتر شبه جزیره کره را کنترل کرد.
خلاصه داستان: داستان عشق چا دونگ جو، مردی که پس از تصادف ناشنوا شده است اما وانمود می کند که می شنود، و بونگ وو ری، زنی که باهوش است اما وانمود می کند که کم هوش است تا از حیثیتش محافظت کند. از چربی های معلول ذهنی اش ...
خلاصه داستان: یک بوکسور جوان بادیگارد بازیگر زن مسئول اقدام به خودکشی برادرش می شود. او عاشق او می شود، غافل از هویت واقعی او یا برنامه های او برای انتقام.
خلاصه داستان: یک سری قتل در زمان پادشاهی سجونگ رخ داد. وقتی کانگ چای یون که در حال بررسی این پرونده ها است به ریشه حقیقت نزدیک تر می شود، خود را درگیر توطئه ای بزرگ در پشت قتل های زنجیره ای می بیند...
خلاصه داستان: یانگ یون بی به طور تصادفی با چا چی سو، پسر مغرور یک شرکت مواد غذایی در کره روبرو می شود. وقتی شاگردش درس میدهد، دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و جرقهها به پرواز در میآیند. هر دوی آنها در نهایت در یک فروشگاه رامن کار می کنند که کارکنان آن پسران گل (پسران زیبا) هستند.